پرنده گولو

من از سن پیامبری گذشته ام. جهان در گوشم بجز یاسین نمی‌خواند.

پرنده گولو

من از سن پیامبری گذشته ام. جهان در گوشم بجز یاسین نمی‌خواند.

ترک وطن

برای کسی که موطنش در کلمات باشد ترک کلام  چیزی مثل جام شوکران است...

نگرانم شده بودید. شرمنده تان شده ام. حقیقت این است stalker دارم. معنی فارسی اش میشود شکارچی. من شکار نیستم. معنی دیگرش "کسی که میخرامد" است. بله. کسی در زندگی و حریم های زندگی ام خرامیده و کار به جایی نبرده و هنوز آرام نگرفته. سالها مرا و کلماتم را در سایتها و اپلیکیشن ها مغرضانه رصد کرده. به قول خودش اسکرین گرفته و سند جمع کرده. باعث شده اینجا راحت ننویسم. باعث شده گاهی کلافه بشوم. باعث نشده از خودم دور بشوم. ولی آرشیو را انتقال دادم.ترسیدم؟نه! فقط چشمهای هیز دوست ندارم. 

نوشتم چون جانهایی در اینجا به جانم وصل هستند. نباید نگرانشان کنم. 

زیرا تمدن زنانه است

گولو ققنوس نیست، اما هر از چند گاهی از خاکستر روزگار سربرمیاورد. گیرم آتش را خود به پا کرده باشد، گیرم دردهای زایش را ناله کرده باشد، هرچه که باشد گولو اینجاست و اینجا سرزمین مادری کلماتش است... 
امروز روز مبارکی است. می دانم....