به ازای هر دوست و فامیلی که ایران نیست خوشحالم
برای اینکه بچه ندارم خوشحالم
برای اینکه زنده ام خوشحالم
ای جنگ چه میکنی با ما
امروز از اسنپ ده تا بربری پیش خرید کردم . کی فکر میکرد بربری یه روزی به همچین مقامی برسه
دیگه هر چی هم دل خوش نداشته باشیم دلیل نمیشه یه تاجر پرحاشیه بهمون دستور تخلیه بده ماهم بگیم چشم. بقیه رو نمیدونم ولی من ترکم. عادت ندارم بهم بگن کجا برم و کجا نرم. چسبیده ام به خونه ام. نهایتا استرس میگیرم هی شوینده میخرم انگار قراره همه دنیا رو بندازم توی لباسشویی و حموم. از کالاهای دیگه خبر ندارم ولی اگه یه روزی مایع لباسشویی و دستشویی و شامپو و نرم کننده توی تهران کمیاب شد عاملش منم
سلااااام
داشتم خاموشکی وبلاگ دکتر ربولی رو میخوندم که رسیدم به تاپیک صداقت و کامنتهاش. منم خیلی وقتا و این اواخر تقریبا همیشه فقط نوشته ام و کامنتها رو یا بستم یا تایید نکردم
منو ببخشید
الان میفهمم چقدر کار بدی بوده و حس بدی میداده
من خوبم و دلم میخواد شما هم خوب باشید . برای این نمینویسم که اینجا برام امن نیست. ترول های سمج دارم. نه میتونم از گولو دل بکنم نه میتونم با ترول ها کنار بیام.
شاید ننویسم ولی اینجا رو فراموش نکردم. توی دعاهای ریز و درشتم نشسته اید. مراقب شادمانی تون باشید
پ.ن: نشد لینک تاپیک دکتر ربولی بذارم نمیدونم چرا