پرنده گولو

من از سن پیامبری گذشته ام. جهان در گوشم بجز یاسین نمی‌خواند.

پرنده گولو

من از سن پیامبری گذشته ام. جهان در گوشم بجز یاسین نمی‌خواند.

برای الف و برای طا

دوستتون دارم

زیاد

فکر میکنم قلب آدم شبیه سنگ پا باشه . پرحفره. 

و بعضی حفره ها فقط با بعضی آدم ها پر میشه

عجیب ترین الف سیبیلوی دنیا و نجیب ترین طای بی همتای جهانید 

روی ماه خودتون و پسرک رو بوسیدم


پ.ن: نمیدونستم ط به کلانتری چی میشه . حروف الفبا رو حفظ نیستم و درک نمیکنم از کجا نوتشون عوض میشه دال پال زال مال ر چ خ کاف لاف .... خلاصه که گوگل کردم 


پ.ن: جهنم و ضرر باباتم ماچ کن از طرف من

هنر رزم به سبگ گولو

در تهران ماندم . تصور تهران با نتانیاهو برایم قابل تحمل تر از شمال با ماه مان بود. اسراییل نهایتا میتوانست حال و کمی از آینده مرا خراب کند، مادرم توانایی خراب کردن گذشته حال و آینده ام را دارد. فکر کنم همه مامان ها به این تجهیزات کلامی مجهز هستند. تهش هم میگویند چیزی نگفتم که!!!

خلاصه تهران بودم. ولی تهران نماندم . هیروشیما. ناکازاکی. پریپات. کراکف.نانجینگ را دوباره دیدم.

در ۴۰۴ بودم ولی در تاریخ شناور بودم  خودم را در کنگو رواندا در کشتار هزاره ها در هولودومور غرق کردم .نتیجه: جنگ ما فقط یه شوخی بود !!!! نسل بشر از نوادگان سوسکهای چرنوبیل است. درد من در برابر دردهای این آدمها شبیه یه جوش ریز بود.

و من اینطوری با ترس و غم مبارزه میکنم

گرچه روش انسانی و عاقلانه ای نیست ولی جواب میدهد. تنها مشکلش این است که این بیرون جنگ تمام شده ولی من هنوز نگران بچه های بوسنی هستم

یه کم گس

جنگ تمام شد. تمام شد؟

پس چرا هنوز حتی صدای موتور می ترساندم. چرا انگار کلید گم کرده ام؟ خوشحالم؟ ناراحتم؟ نمیدانم

اینترنت که قطع بود مثل معتادهای خمار دنبال کتاب صوتی بودم. و دستاوردم روزی ۵۰۰ دقیقه مطالعه در فیدیبو است. جدای آن فقط آدمی هستم که شب نمیخوابد و حتی زاناکس هم برایش لالایی نمیخواند. یک پیچی در روانم یا تنم شل شده است

وطن و تن

به ازای هر دوست و فامیلی که ایران نیست خوشحالم

برای اینکه بچه ندارم خوشحالم

برای اینکه زنده ام خوشحالم

ای جنگ چه میکنی با ما

راسته میگن عزت دست خداست

امروز از اسنپ  ده تا بربری پیش خرید کردم . کی فکر میکرد بربری یه روزی به همچین مقامی برسه