-
برای الف و برای طا
سهشنبه 10 تیر 1404 04:23
دوستتون دارم زیاد فکر میکنم قلب آدم شبیه سنگ پا باشه . پرحفره. و بعضی حفره ها فقط با بعضی آدم ها پر میشه عجیب ترین الف سیبیلوی دنیا و نجیب ترین طای بی همتای جهانید روی ماه خودتون و پسرک رو بوسیدم پ.ن: نمیدونستم ط به کلانتری چی میشه . حروف الفبا رو حفظ نیستم و درک نمیکنم از کجا نوتشون عوض میشه دال پال زال مال ر چ خ کاف...
-
هنر رزم به سبگ گولو
شنبه 7 تیر 1404 05:18
در تهران ماندم . تصور تهران با نتانیاهو برایم قابل تحمل تر از شمال با ماه مان بود. اسراییل نهایتا میتوانست حال و کمی از آینده مرا خراب کند، مادرم توانایی خراب کردن گذشته حال و آینده ام را دارد. فکر کنم همه مامان ها به این تجهیزات کلامی مجهز هستند. تهش هم میگویند چیزی نگفتم که!!! خلاصه تهران بودم. ولی تهران نماندم ....
-
یه کم گس
پنجشنبه 5 تیر 1404 03:47
جنگ تمام شد. تمام شد؟ پس چرا هنوز حتی صدای موتور می ترساندم. چرا انگار کلید گم کرده ام؟ خوشحالم؟ ناراحتم؟ نمیدانم اینترنت که قطع بود مثل معتادهای خمار دنبال کتاب صوتی بودم. و دستاوردم روزی ۵۰۰ دقیقه مطالعه در فیدیبو است. جدای آن فقط آدمی هستم که شب نمیخوابد و حتی زاناکس هم برایش لالایی نمیخواند. یک پیچی در روانم یا...
-
وطن و تن
پنجشنبه 29 خرداد 1404 01:05
به ازای هر دوست و فامیلی که ایران نیست خوشحالم برای اینکه بچه ندارم خوشحالم برای اینکه زنده ام خوشحالم ای جنگ چه میکنی با ما
-
راسته میگن عزت دست خداست
سهشنبه 27 خرداد 1404 17:02
امروز از اسنپ ده تا بربری پیش خرید کردم . کی فکر میکرد بربری یه روزی به همچین مقامی برسه
-
مستاجر بودیم مگه؟
سهشنبه 27 خرداد 1404 06:55
دیگه هر چی هم دل خوش نداشته باشیم دلیل نمیشه یه تاجر پرحاشیه بهمون دستور تخلیه بده ماهم بگیم چشم. بقیه رو نمیدونم ولی من ترکم. عادت ندارم بهم بگن کجا برم و کجا نرم. چسبیده ام به خونه ام. نهایتا استرس میگیرم هی شوینده میخرم انگار قراره همه دنیا رو بندازم توی لباسشویی و حموم. از کالاهای دیگه خبر ندارم ولی اگه یه روزی...
-
عذاب وجدان در میان صدای پدافند
دوشنبه 26 خرداد 1404 02:27
سلااااام داشتم خاموشکی وبلاگ دکتر ربولی رو میخوندم که رسیدم به تاپیک صداقت و کامنتهاش. منم خیلی وقتا و این اواخر تقریبا همیشه فقط نوشته ام و کامنتها رو یا بستم یا تایید نکردم منو ببخشید الان میفهمم چقدر کار بدی بوده و حس بدی میداده من خوبم و دلم میخواد شما هم خوب باشید . برای این نمینویسم که اینجا برام امن نیست. ترول...
-
صاحب این وبلاگ
یکشنبه 17 فروردین 1404 07:08
همچنان نشسته است روی یک ویرگول و با دور کند زندگی میکند. همچنان به خودش قول میدهد که اینجا بنویسد و همچنان زیر قولش میزند. تقریبا همه زندگی اش دستخوش تغییرات خوب و خوبتر و گاهی سخت شده ولی اینجا را دوست دارد و این دوست داشتن هیچ تغییری نکرده است. صاحب این وبلاگ شما را دوست دارد
-
یه گوشه ای همین اطراف
چهارشنبه 24 بهمن 1403 11:53
پرنده گولو خوب است. بی مرام است که نمی نویسد. ولی حالش خوب است . عادت داشته با کامپیوتر بنویسد و دستش به گوشی ملس نیست. لپ تاپ را هم راه نیانداخته. تیرویید و لنف را جراحی کرده. حالا یک خط جذاب سرخ روی گلو دارد. ید درمانی میکند و عزلت ناشی از آن را دوست دارد. خلاصه که اگر جهان متنی بی نقص باشد، این روزها گولو روی یک...
-
حال من
پنجشنبه 8 آذر 1403 03:36
خوب است و باور کن که خوب است فقط دور زندگی روی تند و ریتم من فعلا روی بسیار کند گیر کرده به زودی مفصل مینویسم
-
خانه داری
شنبه 3 آذر 1403 08:37
نزدیک یک ماه شده که استعفا/اخراج را تجربه میکنم. آنقدر گلویم را فشار دادند که تحملم تمام شد ولی باز ادامه دادم و باز فهمیدم چقدر خر و نادانم که ادامه دادم. مگر باید چه شود که آدم بتواند به خودش فکر کند و یادش بیاید برای کار نیست که زندگی میکند. حالا هر روز از این پزشک به آن پزشک حواله میشوم تا جای فشار مدیرعامل و...
-
ماهی یکبار
دوشنبه 23 مهر 1403 13:44
توی تمام عکسهای هند شبیه کوزه افتاده ام نمازم تق و لق شده و میدونم خداهه ازم متنفره چهارتا جوش مجلسی زده ام که نه فشار میدم بهتر میشن نه خوب میشن نه جای لک قبلی ها میره دماغم اندازه ترب گنده است. چشام اندازه عدس ریزه. فقیرم.فقیرم. فقیرم. 180 میلیون نقد بدهکارم. همسرم اصلا مرد خوبی نیستن. پولدار نیستن. مثالی و پزدادنی...
-
آدم حسابی ورژن ما
یکشنبه 15 مهر 1403 15:21
کامشین میگه ببینم این حرفهاتون نقل از "چراغها را من خاموش میکنم" هست؟ میگیم بله. و میگه لاله شبیه کلاریس هست. دربست موافقم.با خودم فکر میکنم اگه جهان اون کتاب بود من کی بودم؟ پیداش میکنم. یوما!!!! بلند میگم من یوما هستم!!! لاله بدون حتی یک ثانیه درنگ میگه نععع یوما آدم حسابی بود!!!! واقعا من با این موجود 13...
-
آدم حسابی ها
شنبه 14 مهر 1403 14:19
نشسته بودم داشتم توی دوغ گازدار بربری تلیت میکردم و سرم پایین بود. یهو حواسم رفت پیش حرفهایی که می زدند. دو تا آدم حسابی. خیلی حسابی. با خودم فکر کردم کجای دنیا کار خوبی کرده ام که الان توی این جمع نشسته ام. فکرم به جایی قد نداد. به تلیت کردن ادامه دادم.
-
گولو دخت گیبون
سهشنبه 10 مهر 1403 14:01
در هفته اول پاییزات از سرزمین بهارات برگشته ام و فهمیده ام فارغ از هر نظریه و فلسفه ای ، جد من یکی میمون بوده است. میل دارم در آینده نیز نسلم میمون شود و این وسط مدتی را به اجبار ادای آدم ها را درآورده باشیم.
-
طاووس خواستن
یکشنبه 25 شهریور 1403 12:09
آخر هفته به امید خدا عازم هستیم . چکار کرده ام؟ 5 عدد کنسرو باقالی پخته خریده ام. همین!!!! چرا که باقالی پخته بر هر درد بی درمان دواست!!!!
-
ترک وطن
یکشنبه 18 شهریور 1403 12:07
برای کسی که موطنش در کلمات باشد ترک کلام چیزی مثل جام شوکران است... نگرانم شده بودید. شرمنده تان شده ام. حقیقت این است stalker دارم. معنی فارسی اش میشود شکارچی. من شکار نیستم. معنی دیگرش "کسی که میخرامد" است. بله. کسی در زندگی و حریم های زندگی ام خرامیده و کار به جایی نبرده و هنوز آرام نگرفته. سالها مرا و...
-
زیرا تمدن زنانه است
یکشنبه 11 شهریور 1403 12:45
گولو ققنوس نیست، اما هر از چند گاهی از خاکستر روزگار سربرمیاورد. گیرم آتش را خود به پا کرده باشد، گیرم دردهای زایش را ناله کرده باشد، هرچه که باشد گولو اینجاست و اینجا سرزمین مادری کلماتش است... امروز روز مبارکی است. می دانم....