X
تبلیغات
رایتل

دنیا تاسیان است

23 دی 1396 ساعت 11:47 ق.ظ

سکوت سکوت سکوت

در هیاهوی زندگی ام من لال شده ام

اوضاع درس مضطربم میکنه

اوضاع کار خوب ولی استرس زا است

به مستقل شدن از خانوده فکر میکنم

همه چیز خوبه انقدر که غریبه هستم با خودم

پناه میبرم به خوردن، تا سر حد بالا آوردن میخورم  و میخورم و میخورم

توی گروه دانشگاه لیسانس عضو شده ام، جایی که زخم برداشتم.چون شبیه بقیه نبودم زخم برداشتم. حالا موفق و زیبا و با اعتماد به نفس هستم. تقریبا در مرکز توجه. از خودم عصبانی ام که اون موقع اجازه دادم که اذیت بشم.آدمها کوچولو هستند. چرا بزرگشون کردم؟ چرا هنوز مسائلی که دوست ندارم رو کش میدم؟ با این همه خودم رو دوست دارم. فکر سفر میکنم و  این در حد فکر نمی مونه، جرات پیدا کرده ام و اقدام میکنم برای بلیط حتی برای ویزا . تصور دیدن شهرها و کشورهای دیگه مثل یک جنین سرحال توی دلم لگد میزنه. حد وسط نداریم. این روزها همش در اوج و حضیض هستم. دارم با خودم بیشتر آشنا میشم.

برچسب‌ها: گولو در آیینه
نظرات (12)
23 دی 1396 ساعت 08:00 ب.ظ
سلام
عنوان پست لپ مطلب رو کشیده با ناخنهای کمی تیز
پاسخ:
سلام
دقیقا
24 دی 1396 ساعت 03:00 ق.ظ
عنوان پست چه جالب توجهه
پاسخ:
سلام
تاسیان از کلمه های بی همانند گیلک هست
خدا میدونه چند وقته میخوام بهت زنگ بزنم
24 دی 1396 ساعت 01:16 ب.ظ
سلام پریای جانم. خووووبی؟ خوشحالم که خوبی.
جهت یادآوری: شرق آرام و غرب وحشی
بقل نرمولی توی محوطه
پاسخ:
سلام مامان شیل و لوباه
چطوری
چقدر دلم برات تنگ شده
من خوبم
24 دی 1396 ساعت 03:32 ب.ظ
ان شاالله همیشه آرامش نصیبتون خانم.
پاسخ:
سلام
ممنونم
ان شاالله
25 دی 1396 ساعت 03:02 ق.ظ
آینده پیش چشم است، در حسرت گذشته،
من در میان این دو، کی شوق حال دارم،
هر زخمی که میخوریم از پنجه تیز دست های ریز خودمان است،
یکبار نوزادی را دیدم که هنگام تولد ناخن های بلندی داشت، بلافاصله پس از اینکه به دنیا آمد صورت خودش رو چنگ زد و بدین ترتیب اولین زخم خود را خود به خود تقدیم کرد.
نوشته شما من رو به دنیایی از عجایب فرو برد و خاطرات و افکاری که پرده پرده بی ترتیب جلوی چشمان ذهنم جولان میدهند. در جنگ پنجه و زخمه پیروز باشید.
پاسخ:
سلام
کامنت شما رو خیلی دوست دارم
خیلی
دارم به دنیا میام و بند ناف دور گلوم پیچیده
پوست انداختن همیشه درد داره
25 دی 1396 ساعت 01:08 ب.ظ
آخ آخ شیل و لوباه. یادته؟ اون روزا پر غصه بودم خیلی هم. دلم تنگ شده برات .
پاسخ:
سلام
یادم میره؟
بهم کیک دادی
بغلم کردی
25 دی 1396 ساعت 03:19 ب.ظ
درد هست اما درد برای مرد هست
در زندگی این مراحل بارها و بارها تکرار میشود اما هر بار ققنوس وار آنچه از خاکستر برمیخیزد، ساخته تر از قبل است
مجموعه این فراز و نشیب ها زندگی ماست، درد دارد، بند دارد، اما قند هم دارد
چه خوش میگوید فروغ :
زندگی شاید،
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد
زندگی شاید،
ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد
زندگی شاید،
طفلی است که از مدرسه بر میگردد
پاسخ:
سلام
قند هم دارد...
این جمله خیلی سهل ممتنع است.
25 دی 1396 ساعت 11:30 ب.ظ
گولو جان به خوردن پناه نبر. یکبار از اون وضعیت متولد شدی.
توی وضعیتی هستم که خودمم اینجورم ،به خودمم میگم ها.
نان سیر که میبینم یاد تو می افتم همش، چون اولین بار از تو شنیدم اینجا
پاسخ:
سلام
من دوباره چاق شده ام سیما
نان سیر اخ نان سیر....
26 دی 1396 ساعت 08:10 ب.ظ
دنیا تاسیان شده چون پرنده جان کمتر می اد اینجا بنویسه. حیف که گوش پرنده ها را نمی شه گرفت وگرنه می امدم و گوش ات را می کشیدم که بنویس و سبب ساز تاسیان نشو.

و این کامنتی بود اندر کوشش های من برای فهمیدن این کلمه گلیکی که آخرش هم نفمیدم کی به کار ببرم اش تاخدا و اهالی گیلان را خوش بیاد. باشه برای زندگی های بعدی ام وقتی در رشت دهه بیست شمسی دنیا آمدم و همون جا بزرگ شدم و مردم.
پاسخ:
سلام کامشین عزیزم
گوشم رو کشیدی
چشم مینویسم
خدا میدونه دنیا چقدر بهتره وقتی ادم متولد و ساکن رشت باشه
منم قصد دارم اپلای کنم برا اقامت گیلان
26 دی 1396 ساعت 08:32 ب.ظ
سفر که خیلی عالیه. برو از طرف منم بگرد و خوش بگذرون!
پاسخ:
سلام
بروی چشم
26 دی 1396 ساعت 11:36 ب.ظ
یاد مادربزرگ خدابیامرزم افتادم که می گفت شما برید تاسیانه ، غروب جمعه تاسیانه و.... من قشنگ می فهمم تاسیان یعنی چی آره دنیا واقعا تاسیانه. مادربزرگم رشتی بود.
پاسخ:
سلام
خدا رحمتشون کنه
چقدر زیبا چقدر زیبا
دلم رفت
28 دی 1396 ساعت 08:33 ب.ظ
خدا رو شکر که وسط این هیاهو حالت خوبه و امیدوارم بهتر و بهتر هم بشه.
پاسخ:
سلام پرژین عزیزم
ممنونم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.