X
تبلیغات
رایتل

هنوزها

24 مهر 1396 ساعت 12:37 ب.ظ

خیلی اتفاقی توی هارداکسترنالم میان انبوهی از مستندها به مستندی از هیروشیما برخوردم، دو ساعت و چهل دقیقه فیلم را دیدم، گریه کردم، حنا، مامان، خواهرم و لاله را جای تک تک بازماندگان و سوختگان آن روز سیاه تصور کردم و اشک ریختم. حالا با چشم های سرخ به جمله ی آکیکوی زنده از بمباران فکر میکنم:" دوستم وقتی سه روز بعد از انفجار مرد، هجده ساله بود، من الان هشتاد سال دارم ولی او  هنوز  هجده ساله است"...

از جنگ متنفرم. از اینکه میگویند بمباران هیروشیما و ناکازاکی منجر به تسلیم ژاپن و تمام شدن جنگ شد متنفرم.از همه جنگ های جهان متنفرم. میخواهم زندگی کنم. در این دنیا که فردایش در گرو هیچ چیز نیست و زنده بودن تضمینی ندارد، میخوام زنده باشم، پیر شدن عزیزانم را ببینم، با لاله هزار سفر بروم، دستان مادرم را هزار بار ببوسم، شاهد درمان دیابت باشم، می خواهم به تو عشق بورزم و وقتی در هشتاد و نه سالگی به نرمی میمیرم، کامی شیرین از جهان گرفته باشم.می خوام  چشمانم را ببندم و طوری بمیرم که انگار از خوابی خوش در جهان دیگری بیدار خواهم شد.

نظرات (7)
24 مهر 1396 ساعت 10:55 ب.ظ
پرنده جان
اتفاقات تاریخی انقدر از منطق نسبیت در اهمیت پیروی می کنند که نمی شه هیچ اتفاقی را برتر یا بدتر به شمار آورد. میزان اهمیت شون گاهی بستگی به شیوه ارائه شون در رسانه ها داره. این به معنی کوچک شمردن هیچ فاجعه تاریخی ای نیست، اما در نظر گرفتن نسبیت ها منجر به فراموشی وقایعی ای می شه که اهمیت رسانه ای شون را به دلایلی از دست داده اند. ژآپن در جنگ جهانی دوم در حمله به بندر شانگهای در چین در عرض دو سه روز (یک فاصله کوتاه زمانی که دقیق نمی دونم) قتل عامی به مراتب گسترده تر را در چین مرتکب شد و آنجوری که یک تنه و تنها بعد از پایان جنگ در اروپا به نبرد در اقیانوس آرام و شرق آسیا ادامه می داد، نمی خواست به هیچ وجه تسلیم بشه. خاک بر سر ترومن با صدور بمباران اتمی اش، اما کثافت کاری های هیروهیتو را در آسیای دور نباید فراموش کرد. مهم اینجا است که ژاپن در عرض کمتر از بیست سال همه چی را جبران کرد. قبول شکست خیلی از توهم پیروزی مهم تره. تاریخ چیز بدی است گولو جان....وقتی یک ریزه ازش چشیدی، دیگه نمی توانی همون آدم سابق باشی. ما آدم ها در طول تاریخ هنری به هم نزده ایم جز اینکه چگونه بهتر، سریع تر، بیشتر و موثر تر بقیه را نابود کنیم. حالا می خواهد بمب اتم باشه یا کارد آشپزخونه. شوربختانه تر اینکه یاد گرفته ایم چطوری تاریخ را با روایت خودمون مستند جلوه بدهیم. که اصلا چیزی به اسم مستند وجود نداره. همه چیز ساخته و پرداخته است.
پاسخ:
سلام کامشین
طبعا جواب های ژاپنی ها هوی از بقیه بوده. ان طرف ماجرا زنان چینی و برده داری جنسی ژاپنی هاست ولی واقعا این ها دو طرف قضیه هستند؟ در هر دو طرف ادمهای عادی کشته شده اند. خوب گفتی، تاریخ مزه ای است که طعم کام را عوض میکند.
ژاپنی ها کله سخت هستند.اینرا به لطف اقوامی که با انها وصلت کرده اند بهتر تجربه کرده ام .ولی خوبیشان هم همین است. دیر قبول میکنند و وقتی قبول کردند خوب قبول میکنند. جمله های عجیبی داشت مستندی که دیدم
یکی شان همین بود که تصمیم بمباران را ترومن نگرفت، ژاپنی ها گرفتند....

چقدر خوب است که هستی و میشود چارکلام حرف زد باهات
25 مهر 1396 ساعت 10:15 ق.ظ
انشالله .
پاسخ:
سلام
ممنونم
25 مهر 1396 ساعت 02:42 ب.ظ
سلام دوستم
چطوری؟
ان شاا... همیشه خوب، خوشحال ،سرحال، پر انرژی، خندان باشی.
عزیزم ایمیل برات گذاشتم اگه تمایل داشتی و مهسا جان هم اجازه دادن یه راه ارتباطی با مهسا برام ایمیل کن.
واقعا ممنون و سپاسگزارم
پاسخ:
سلام
بروی چشمم
26 مهر 1396 ساعت 08:20 ب.ظ
.....که انگار از خوابی خوش در جهانی دیگر بیدار خواهم شد...
پاسخ:
سلام
به خوشی ان شالله برامون پیش بیاد
28 مهر 1396 ساعت 07:59 ق.ظ
من از جنگ فقط این را میدانم که آن بالاها بنا به هر دلیلی تصمیم به شروعش را می گیرند، بعد همین آدم های کوچه و خیابان سبعیت رسوب کرده در جانشان را به همدیگر نشان می دهند و می کشند و کشته می شوند. اگر جنگ نبود، این سبعیت فرصت ظهور نداشت؟ ما آدم های مهربان با هم نوعی بودیم؟ من کتابهایی که در مورد جنگ نوشته شده را با وجود دردناک بودنشان می خوانم تا به جواب این سوال برسم که چه می شود آدمها در شرایط جنگ چنین رفتاری از خود نشان می دهند و چه باعث می شود من این رفتارها را نشان بدهم یا نه.
پستی که در مورد محرم بود و امروز خواندم بادم انداخت این خشونت های کلامی که نتیجه عدم تحمل مخالف است اگر فقط کمی بستر ظهور پیدا کند خمیرمایه تبدیل شدن به وقایع میانمار را دارد
پاسخ:
سلام راحیل
دقیقا این مشکل منه
اون نقطه که انسان شروع میکنه خودش سبعیت کنه کجاست؟
کامنتت دقیقا حرف من بود
28 مهر 1396 ساعت 07:07 ب.ظ
سلام
یه سوالی از حضورتون داشتم

دومین پیوند از قسمت ایالت متحده بلاگ وبی هست به اسم لولیتا

میخواستم بپرسم اون وب خاطرات شخصی هست
یا اینکه در خصوص خود لولیتا ( انسا نهایی که با این عنوان به فروش میرسن هست ؟

اگه مورد دوم هست میخواستم بپرسم چطور با نویسنده اش تماس بگیرم و درخواست رمز کنم؟
پاسخ:
سلام
اون وبلاگ خصوصیه و روزمرگی های یه خانم هست
28 مهر 1396 ساعت 07:20 ب.ظ
در مورد اون برده هاى جنسى چینى یک فیلم دیدم به اسم گلهاى جنگ.البته اگر اسم را اشتباه ننوشته باشم.در همه جنگ هاى ادم هاى عادى قربانى مى شن اما اونطرف هم ادمهاى عادى هستند که جنایت مى کنند.مثلا زنان چینى زنان عادى بودند که قربانى شدند اما سربازان ژاپنى هم عادى بودند.خلاصه اینکه منم از جنگ متنفرم
پاسخ:
سلام
بله گل های جنگ در مورد فاجعه کشتار نانجینگ هست
یه مسئله ای هست که توی هولوکاست و خیلی از جنایات جنگی مشترکه.اونم اینه که فضای جنگ باعث میشه ادمها قساوت هایی کنن که بیش از دستور فرمانده هاست. جنگ اون روی وحشی ادمها را رو میاره
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.