X
تبلیغات
رایتل

ماه شوال تویی، شیخ لب بام منم

5 تیر 1396 ساعت 03:42 ب.ظ



سلام سلام

عید فطر همگی مبارک، طاعات و عباداتتون قبول.

حال همه خوبه؟

منم خوبم. این مدتی که سروکله ام پیدا نبود سرگرم لرزه نگاری بودم! آخه تو کل زندگی ام زلزله شد. درس و دانشگاه و امتحان جامع آوار شد رو سرم. روابط خانوادگی ام دچار تنش شد و شوک خیلی خیلی بزرگی به آوار قبلی اضافه شد.درست توی مدتی که میخواستم برای امتحان درس بخونم  پام شکست و خونه نشین شدم و همین باعث یه دنیا دردسر شد. ته تهش (یعنی ان شاالله آخری اش همین باشه!!!) ازمحل کارم  اومدم بیرون  چون قراردادم طبق شرایط من تمدید نشد . لابد می پرسید من چکار میکنم حالا؟ هیچی! مرخصی استعلاجی باعث شد متوجه بشم که محل کارم یه جور جهنم محترمانه بوده و احمق بوده ام که تا حالا  معاشرت با آدمهای نادرست رو تحمل می کرده ام. دعوام با خانواده ام باعث شد اونا هم متوجه بشن که من صد سالم هم که بشه و رئیس جمهور هم که بشم بازم بچه ی همین خونه ام و نیاز دارم بهم توجه بشه. هنوز نمیدونم اینکه امتحان جامع ام رو خراب کردم قراره برام چه خیری داشته باشه ولی مطمئنم اونم تهش عالی میشه ان شاالله .  الحمدالله بیمه بیکاری هم هست و  وقتشه که اینهمه سال پرداخت بیمه و مالیات به یه دردی بخوره.  خلاصه که  گاهی وقتا خیلی داغونم و خیلی تنهام و خیلی ترسیده ام ولی میدونم اینا قصه ی امروزه و همیشه فردای بهترتری توی راهه. فقط من قدم کوتاهه و الان نمیتونم اون تصویر بزرگ رو ببینم .


کار چون بسته شود بگشایدا

وز پس هر غم طرب افزایدا



نظرات (17)
5 تیر 1396 ساعت 04:28 ب.ظ
شاید دوست بدجنسی به نظر بیام تو این شرایط ولی واقعیت اینه که تو دانشجوی دکترا هستی و پزیشن شغلی کارشناس واقعا دیگه در شأن تو نبود! از قضا من یک نَفَر خدا رو شاکرم که برات شرایطی پیش اومد که از اون شرکت بیای بیرون و شغلی در خور شخصیت و تحصیلات خودت پیدا کنی.
پاسخ:
سلام
تو دوست خوش جنسی هستی.
مرغوب و ناب.
خودمم یادم میره اینایی رو که گفتی
هی باید به خودم یاداوری کنم



گفته بودم دوستت دارم؟
5 تیر 1396 ساعت 04:49 ب.ظ
من محل کارت رو نمی‌شناختم اما حرف‌های این پستت یادم نمی‌ره: "نجه دوزوم گجه لر"؟

خوب شد که نموندی.
پاسخ:
سلام
خودمم امروز اون پست رو خوندم
واقعا چطور تونستم تحمل کنم این پنج سال رو؟
ممنونم از یاد اوری ات
5 تیر 1396 ساعت 04:58 ب.ظ
جای دیگر یک کار بهتر و روابط بهتر در انتظارتند. گاهی ما را باید بیرون کنند وگرنه خودمون دوست داریم تو جهنم بمونیم. هر چی خیره سر راهت
پاسخ:
سلام
گل گفتی
من کارم به جایی رسیده بود که مصاحبه کاری هم میرفتم ولی می ترسیدم از اون شرکت برم
5 تیر 1396 ساعت 05:03 ب.ظ
سلام پرنده جانم
اول از همه دم لاله گرم که دست گذاشت رو خوب نکته ای و جان مطلب را ادا کرد
دختر جان ما ها چرا قدر خودمون نمی دونیم ؟ ا
دختر جان اون ناهار کاری که دعوت شده بودی یادته ؟ بهت یادآوری می کرد که پوزیشن شغلی تو با این سطح از تحصسبات و تجربه باید چه باشد اما تو هم چنان به پوزیشن کارشناسی چسبیده بودی و ترس از تغییر داشتی درست مانند خود نادان من که یک ماه گذشته روزهای خیلی سختی رو تو محیط کار گذروندم بطوری که پناه بردم به حرم ارباب مهربانی ها
پاسخ:
سلام
ممنونم مخمور جان
شما همیشه به من لطف داری
5 تیر 1396 ساعت 06:03 ب.ظ
همیشه روی دیگه ی سکه ی عدم تمدید قرارداد خیلی خوبه و گذشت زمان مشخصش میکنه
خیره ایشالا
پاسخ:
سلام دل ارام جان
چطوری
ممنونم از یاداوری خوبت
5 تیر 1396 ساعت 08:03 ب.ظ
سلام
همیشه براى رشد باید پوست انداخت، بعضى مواقع دردناکه و مقاومت میکنیم اما باید انجام بشه. توى کتاب خدا هم میگه "و عسى ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم"، اون تهش هم ما رو متوجه جهلمون میکنه که "و الله اعلم و انتم لا تعلمون".
از نظر من یه دکتر با این حجم اطلاعات و پشتکار و نظم فقط به درد کارهاى آکادمیک و استاد دانشگاه شدن میخوره. یادت باشه که بهترین سناریو رو واسه همه ما نوشته اند، فقط کافیه صبور باشیم و راضى (گرچه میدونم خیلى سخته). منتظر روزى هستم که از شغل جدید و پیشرفتهاى جدید بنویسى و اون روز خیلى نزدیکه "الیس الصبح بقریب".
راستى طاعات و عبادات شما مقبول درگاه باریتعالى.
پاسخ:
سلام
حرفهات ماه تمام هستن.
روشن و زیبا و ایینه ای از حرفهای اون خوب بزرگ و مهربون
....
ان شا الله
5 تیر 1396 ساعت 10:17 ب.ظ
درست میشه به امید خدا
پاسخ:
سلام
ان شاالله
5 تیر 1396 ساعت 11:40 ب.ظ
چه خوب که روزه سکوت شما هم روز عیدی شکسته شد :) از این فرصت زلزله استفاده کنید که چیدمان جدید زندگیتون انشاالله و با کمک خدا بهترین و مناسبترین برای شما باشه. من هم مثل سایر خوانندگان از اینکه محیط کاری اعصاب خورد کن رو بالاخره ترک کردی بسیار بسیار خوشحالم هوراااااااا
پاسخ:
سلام
اگر به من کم هوش بود که هنوزم میترسیدم ترک کنم. درحقیقت شرایطی پیش اومد که دیدم اگر این دفعه بخوام بمونم یعنی هویت خودمو بذارم کنار. عدو خیلی سبب خیر شد!
از فکر اینکه دیگه اونجا نیستم حالم خوبه. گرچه از فردا ها کمی میترسم
ممنونم از کامنتت
6 تیر 1396 ساعت 02:06 ق.ظ
سلام :)
عید تو هم مبارک
خیلی جالبه که ضریب اصطکاک ایستایی واسه ما آدما انقدر زیاده و معمولا وقتی بلاخره میککنیم و راه میفتم به راه رفتن جدیدمون اینرسی پیدا میکنیم و نمیخوایم تغییری ایجاد شه.
ازونجایی که فرندز دوست داری لازمه یه لیبل بزنم به "the one where Rachel quits"
و بگم مطمئن باش از نظر کاری روزای خوب تو راهه
صبر داشته باش :)
عیدت مباااااارک
دلم تنگ شده بود برات
پاسخ:
سلام رسوب عزیزم
دلم خیلی برات تنگ شده بود
توصیه به فرندز عااااالی بود
مرسی
7 تیر 1396 ساعت 09:54 ق.ظ
هنوزم همون گولویی هستی که سالهاست میشناسمش
همه اتفاقها تو رو قوی کرده و بزرگتر
قدت هم روز به روز بلند و بلندتر ....
پاسخ:
سلام
پف کردم از سرخوشی خوندن کامنتت
خوبی دخترجون؟
8 تیر 1396 ساعت 02:19 ق.ظ
فقط سلام،عیدت مبارک . پات چطوره؟
پاسخ:
سلام بر خورشید جان
عید شما هم مبارک
پام بحمدالله خوبه
گاهی درد میگیره
8 تیر 1396 ساعت 05:16 ب.ظ
سلام گولوجان
مطمئنم که همین الان یه فرصت شغلی مناسب داره انتظارت رو می کشه.به موقعش خودش رو نشون میده.
خروج از جهنم رو بهت تبریک میگم. تا کی باید تحمل می کردی و چیک چیک اشک می ریختی و استرس می کشیدی واسه یه مشت قدرناشناس؟
پاسخ:
سلام
آخ از این چیک چیک اشک ریختن
یعنی من چه جونی داشتما!!!!!
9 تیر 1396 ساعت 06:42 ب.ظ
چه خوب که دوباره نوشتین.. برام مثل روز روشنه که خیری در کارو در راهه براتون
پاسخ:
سلام سارا
ممنونم از کامنت مهربونت
10 تیر 1396 ساعت 11:02 ق.ظ
این استعلاجی ها با همه درد ورنجی که همراهشون هست انگار پیام ها و پیامدهای خوب هم به همراه دارن.
چند تا از پیام هاش اینه که هیچ چیز به ارزشمندی سلامتی جسم و روح نیست.خروج از محل کار و یا بیکار شدن آخر زندگی نیست.زندگی غیر قابل پیش بینیه و از یک دقیقه بعدت خبر نداری چه برسه به یک ماه و یک سال . .. بعد.
منم مدتهاست از یک شرایط کاری که ممکنه واسم پیش بیاد می ترسم ولی حالا که فکرشو می کنم می بینم تنها چیزی که چاره نداره مرگه و من نیاید بترسم.خوب کاری کردی که نموندی.بهترینها در انتظارت بادا.
پاسخ:
سلام دریا
دقیقا
استعلاجی منو تکون داد
ان شاالله شرایطمون عالی میشه
10 تیر 1396 ساعت 06:48 ب.ظ
سلام طاعات وعبادات قبول انشااله فرصت های بهتری پیش رو داشته باشید. انشااله اون چیزی که درخور شما هست سر راهتون قرار بگیره
پاسخ:
سلام
عبادات شما هم قبول
ان شاالله و هزار آمن
10 تیر 1396 ساعت 07:04 ب.ظ
من که همیشه بهت توصیه می کردم بزن لهشون کن!
پاسخ:
سلام
کامشین یعنی منتظرت بودما
حق با تو بود
من ترسو بودم
باید له میشدن
من نتونستم حسابشون رو برسم
ولی رهیدم
این خودش عالیه
10 تیر 1396 ساعت 10:54 ب.ظ
گولو جان من کاملا درکت میکنم،چون همین شرایط تو رو دارم،فعلا از بیمه بیکاری استفاده کن و حسابی استراحت که پات خوب بشه ،به وقتش کار خوبی پیدا میکنی،مطمین باش،این روزها به این فکر کن که چه کاری دوست داری داشته باشی و بهش فکر کن،خدا در بهترین وقت عالم نصیبت میکنه به شرطی اینکه نترسی و توکل کنی دختر آب و آینه
پاسخ:
سلام سیمین جان
ممنونم ازت
خودمم به فکر بیمه بیکاری هستم و استراحت
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.