جناس تام نام شما و تپش قلب من

18 مهر 1394 ساعت 04:47 ب.ظ


باز دلتنگ شده ام و بدخلق و اشک هی بی اجازه ام می چکد و کلافه ام و باز اوست که می نشیند و مرا می نشاند توی دستهای مهربانی اش و  غرق لالائی نور و سنتورم میکند تا خواب نرم نرمک  چشمهایم را مست  کند. صبح هنگام نه از بغض خبری هست و نه از اشک... شاه بیت لالائی  را به یاد می آورم: خطبه متقین رو بخون از امام اول....

.

.

.

.

و حالا که بالاخره نشسته ام تا بخوانمش، درست بین فاصله ی گوگل کردن و باز شدن لینکها، پیام  می آید که فاطمه دست به قلم شده است و من که مشتاقانه به خانه اش سرک میکشم و بعد.... بعد دستهایم یخ میکند و لپهایم گر میگیرد... از خوبهای خلقت نوشته و نوشته اش را با این کلمات تمام کرده: خطبه 193 - همام


و من یادم میاید بین عناوین چهار پنج لینکی که منتظر باز شدنشان هستم، دست کم سه بار دیدم که خطبه ی 193-همام نام دیگری هم دارد؛ خطبه متقین...




عجب تحویل می‌گیری نماز نابلدها را

به شور آورده‌ای در من هوالله أحدها را

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.