X
تبلیغات
رایتل

لایمکن الفرار

1 مهر 1394 ساعت 10:26 ق.ظ


این پاییز حتمن پر برکت و معرکه خواهد بود. ببین کی گفتم. با عرفه شروع شده و با شروع امامت دردانه ی مهربان تمام می شود. این پاییز حتمن پربرکت خواهد بود...


دیشب منگ کلداستاپ و دیفن هیدرامین و آنتی هیستامین بودم. دعای شب عرفه را نخواندم. ولی توی قلبم هزار پروانه ی عاشق بال بال می زدند. حس میکنم یک نفر هست که خستگی من و کلافگی هایم را میفهمد. پیش او که حرف میزنم میدانم که توی دلش نمی گوید بازم گولو شروع کرد به غرغر... 


امروز عرفه است. من از دنیا این را شناخته ام که کسی هست که دوست پسر ، خدا، آقا ، بغل و یا هزار کلمه ی دیگر میخوانم اش . می دانم که شناخت هویت و ابعاد وجودش برای من غیر ممکن است و می دانم که امید به اوست که باعث می شود تنم گرم باقی بماند. آیا اینها برای اینکه بگویم عَرِفتُ کافی ست؟ به گمانم هست.


توی ذهنم راه را می کاوم. آقا الان کجاست؟ محرم دارد نزدیک می شود. من با غم و ذوق توامان منتظرم. حالا می دانم که می شنوند و می بینند. از هیچ کس پنهان نیست که قلبم برای دوباره دیدن آن ارض مقدس می لرزد.


"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" این کلیشه ترین جمله و دیوار نوشته ی محرم های زندگی ام بوده. دیروز به آقا فکر میکردم. به حج که در نزدیکی بود و راه مستقیم و راحت. به مقتل که دور بود و داغ بود و سخت. آدمی باید چقدر عاشق باشد که راه مستقیم و هموار را ترک کند ؟ آقا اگر شما حج سال شصت را رفته بودید حتمن حج مقبولی می شد. مقبول و شیرین. ولی آن وقت ما در روز عرفه به کدام نام خدایمان را میخواندیم؟رو به کدام قبله پیشانی به خاک می گذاشتیم؟ شما راه کج را رفتی که امروز صراط مستقیم ما زیر خاک گم نشده باشد. شما نبودی ما از که یاد می گرفتیم که گاهی باید راه را به سمت صراط مستقیم کج کرد؟ اگر نبودید امروز مسلم کدام دین بودیم؟ اصلاً محرمی و اسلامی وجود داشت که نادیده گرفتن و گاهی کم ارزش شمردنش را روشنفکری بدانیم؟ بله. من هم می دانم که ظلم کم نیست و مظلوم هم. من هم می دانم که همین امروز توی همین دنیا ظلم های بزرگی هست که بتوان سرگرمشان شد و هزار و چهارصد سال قبل را فراموش کرد. ولی شما بگو اگر امروز در عرفات بودی منِ کمینه از کجا میدانستم که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"  یعنی هر لحظه و  در همه جای دنیا ظلم هست و ظالم هست و کسی هم هست که به بهای گلوی ترد دردانه اش بایستد و نه بگوید. اگر شما مسافر مقتل نمی شدی من چطوری ایستادن در برابر ناحق را باور میکردم؟ اگر نبودی اگر نبودی وای اگر نبودی...


"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" برای من یعنی در این دنیای غریب، هر زمین و هر زمانی حسین خودش را دارد...


پ.ن: من  یک صحیفه ی سجادیه دارم. صحیفه ای با طعم پرتقال و بغل. صحیفه ای دلتنگ و راضی. من یک جلد صحیفه ی سجادیه  دارم...

برچسب‌ها: اَنْتَ کَهْفى
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.