X
تبلیغات
رایتل

?And who shall I say is calling

22 شهریور 1394 ساعت 03:01 ب.ظ


- اولین روز دکتری را با پیچاندن شروع کردم . امیدوارم کلاسها واقعاً تشکیل نشوند. مدیرم  شمشیرِ عدم سازش را از رو بسته و از هیچ اقدامی در جهت استرس دادن به من فروگذار نمیکند. خدایا امیدم به توست...


- به نظرم خدا دنیا را ساخته که بچه ها از ته دل بخندند. وقتی شانس یارم باشد و  بچه ای چشمانش برق بزند از شادی و لبانش به خنده بازشود ، انگار که به هدف خلقتم رسیده باشم کیف میکنم. من از این موجودات خاص و ریز و رک خوشم میاید خیلی.


- چه خوب که در دسترس بقیه نیستم. کلماتم سابیده شده اند و پوستم نازک. من کی اینهمه خسته شدم؟ انگار مست تغزل بوده ام و کسی داد کشیده enough.


- حوصله نوشتن ندارم ولی حالم خوب است. یعنی امیدم کم نیست و چشمانم به فرداها دل بسته اند.


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.