مجنون کوچکی که به آن عشق می‌گویند

3 شهریور 1394 ساعت 11:24 ق.ظ



سلام


- کل دیروز پر بودم از هزار نوشته از هزار اتفاق جورواجور و رنگی رنگیکه این روزهایم را شلوغ کرده اند. نتوانستم بنویسم. حلقوم نوشته هایم را آزارهای روانی بنده ای گرفته بود و مزه ی کلماتم را تلخ کرده بود. درست وقتی که می خواستم شروع کنم به نوشتن و گله کردن از این بنده، آقا زنگ زدند و آیه ی 63 سوره فرقان را یادآوری کردند:


« وَ عِبَادُ الرَّحْمَانِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلىَ الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا

بندگان خداى رحمان کسانی اند که روى زمین به نرمى گام بر مى‏ دارند . چون نادانان ایشان را مخاطب قرار دهند، به آن ها سلام مى‏ گویند»


با خودم فکر کردم خب اگرچه من بنده ی خوبی برای خدای بهترم نیستم، اما حداقل ادایش را که میتوانم دربیاورم! همین باعث شد آرام بگیرم و بگویم خداجان، کمک کن من خشمم از بنده ات را با مهر تو معامله کنم.

 

- برای توکی و کوکو یک دانه دختر مغزپسته ای ماخوذ به حیا تهیه کرده ایم. همین هایی که تا دیروز زیرشلواری می پوشیدند و سر مزه ی غذا جیغ جیغ میکردند، حالا چنان مودب و مجلسی رفتار میکنند که بیا و ببین. مامانه می گوید گولو پسرهام جلو مهمون گذاشتنی شده اند. دلم میخواهد صدای مامانه را وقتی قربان صدقه شان می رود ضبط کنم.

 

 - لاله گفت پس کی اون لباس فرم جدید رو می پوشی؟ گفتم اول مهر! میخواهم با اُرمَک* نو بروم دانشگاه! خندید و تکرار کرد اُرمَک! یکهو صدای پسرک بلند شد که : اُرمَک دونالد هَد اِ فارم! هی یای هی یای هو!

 

* آقاجانم به روپوش مدرسه میگفتند اُرمَک.


- اینجا کسی هست که بخواهد کار خیری بکند؟ اینجا کسی هست که برای یک موسسه خیریه قانونی و  فعال که کودکان بدسرپرست بی سرپرست را سامان میدهد ، سایت درست کند؟


- بلاگفا باز هم پوکیده؟ همش ارور میدهد که!

 

- پیاده روی، آن هم بدون هدف ملموس خیلی شیرین است. از بهتر وقتی ست که هدفت ملموس و ملوس کنارت قدم بزند . انگار کن همه بیراهه های جهان صراط مستقیم باشند.


- به نظرم ساختار ترجمه ایران را باید رسمن تکاند. کتاب های روانشناسی خوب را با اسمهایی چاپ میکنند که آدم خجالت می کشد دستش بگیرد. من نمی دانم بازارپسند شدن آنقدر ارزش دارد که اسم کتابهای انگلیسی را به عناوینی مانند طریقه جذب شوهر، روانشناسی خواستگاری یا  هزار چیز دیگر تغییر بدهیم؟

 

- قبول شدن خیلی لذت داشت و دارد. یادم میاید موقع چک کردن سایت دستهایم از اضطراب می لرزید. من برای دکتری درس نخوانده بودم ولی اضطراب داشتم و دروغ چرا، خیلی غمگین میشدم اگر قبول نمی شدم. از آن روز برای همه ی آنهایی که برای هر کنکوری درس می خوانند دعا میکنم. الهی نتیجه تلاششان را به خوشی و شیرینی بگیرند.

 

- من برای کنکور  یا مصاحبه درس نخوانده بودم. ولی همه ی این سالها کتابهای مربوط به حوزه کاری ام را می خواندم و می خواندم و می خواندم. این روزها حس خوبی دارم. حس میکنم درست نیست بگویم من نخوانده قبول شدم، باید بگویم من به مدت طولانی مطالعه های مختلف در مورد رشته ام داشته ام.


- آدمها را در سفر می توان شناخت و دوستان را در غم و شادی. همه میدانیم که توی این دنیا کسی اجبار به تبریک گفتن و نیاز به تبریک شنیدن ندارد. ولی شما با تبریکهایتان دلم را خیلی شاد کردید. شما باعث شدید تا سکوت انهایی که فکر می کردم دوستم هستند، غمگینم نکند. ازتان ممنونم و ارزش این محبتتان را می دانم.

 


نوشته ی عکس نوشت: تا حالا شده بین قوم غریب و نیل غم  گیر کنید؟ سه روز گلویم آبستن غم  و ترس بود. غم یعنی چشمهایم دو تا ذغال اخته ی کوچولوی قرمز بودند. ترس یعنی خواب از چشمهایم فرار کرده بود.  من یادم رفته بود یک نفر هست که قسم خورده مواظبم باشد، و او مرا یادش نرفته بود: موسایش را فرستاد و معجزه ... 


تصویرعکس نوشت: کی گفته معجزه فقط برای قدیم قدیمهاست؟ کی گفته دینداری و خداپرستی و تسلیم امر خدا بودن یعنی همیشه غمگین بودن و تک بعدی بودن؟  من فکر میکنم خداهه با همه ی بنده هایش روابط غیر رسمی و دوستانه دارد. گاهی حتی شوخی دستی هم  میکند! نشان به آن نشان که گاهی می زند پس گردنم که بچه حواست نیستا!


عنوان نوشت: اینجا و اینجا

نظرات (36)
3 شهریور 1394 ساعت 11:33 ق.ظ
عناوین کنابهارو جوری ترجمه میکنن که برای عوام جاذبه داشته باشه .
به کفش هم میگفتن ارسی . نه ؟
پاسخ:
سلام
نه میگفتن ایاق قابی یا باشماق
آقاجان ترک بودند
3 شهریور 1394 ساعت 11:34 ق.ظ
سلام گولو جون
آخی ی ی چه دلم برای پدرم تنگ شد وقتی گفتی ارمک!! پدرم هم وقتی قرار بود روپوش مدرسه بخریم از همین اسم استفاده می کرد. از همین الان دلم پر میکشه برای هفته آینده که می تونم بعد از دو سال مامان و بابا رو بغل کنم، ببویم و ببوسم

برای مطالعه ات هم ... راستش شک نداشتم قبول میشی و می دونم دانشجوی دکترای خیلی خوبی هم میشی. آن درس خوندن برای امتحان دو زار نمی ارزه! کسی واقعا محقق میشه که رشته مورد علاقه اش جزیی از زندگی اش میشه و مطالعه و یادگیری، عادت روزانه اش.
پاسخ:
سلام
به به
خوش برگردی گلم
سفرت سبز و خیر
مرسی شیرین
3 شهریور 1394 ساعت 11:35 ق.ظ
گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس
شیرها خاطرشان هست که آهوی منی

خیلی خوشحالم که خوشحالی...
پیاده روی خیلی عالیه....مخصوصا بی دلیل مغازه های بی ربطو نگاه کنی...

مادر شوهر شدی گولو جان؟
پاسخ:
سلام
من عاشق این شعرم

نه نشدم
پرنده ها پسرای مامانه اند. با هیچ کدوم از ماها هیچ نسبتی ندارند!!!!
3 شهریور 1394 ساعت 11:44 ق.ظ
عزیزک من..
پاسخ:
3 شهریور 1394 ساعت 11:59 ق.ظ
پاسخ:
سلام
3 شهریور 1394 ساعت 12:16 ب.ظ
سلام گولو جان
ببخش من جوگیر شدم دیگه ول نمی کنم حالا
بازم تبریک جانانه بابت قبولیت
گولو یه سوال: حنا راجع به دکترا قبول شدنت نظری نداد؟ عاشق افاضات فلسفی حنا هستم من
راجع به شیوه قبولیتم واقعا خوشحالم کردی و امیدوار. تحسین می کنم آدمهایی که فارغ از کنکور و دانشگاه و معدل و مدرک و ... سعی می کنن تو حوزه تخصصیشون مهارت کسب کنن و مطالعه کنن. مطمینم اساتیدی که باهات مصاحبه کردن خیلی خوب متوجه این مساله شدن که بین اون همه داوطلب شما را انتخاب کردن.
فکر کن از مهر چه پست های جالی داریم اینجا: گولو و همکلاسی! گولو و دانشگاه! گولو و استاد! گولو و تز!
(گولو من خاله زنک نیستم ولی نمیدونم چرا احساس می کنم تو در دوره دکترا با یه آقای دکتر باحال که تیپش اسپرته و همسن خودته آشنا میشی. اصلا نمیدونم این احساس از کجا اومده ها! فالگیرم نیستم ولی نمیدونم چرا همش جلو چشممه)
پاسخ:
سلام اقیانوس عزیزم
مرسی خانم دکتر جان
من کامنتاتو دوست دارم
برچسب های گولو و مترو
گولو و جزوه!
گولو و سلف
گولو و روش تحقیق!!!!!!

من که بخیل نیستم اقیانوس جان
آقای دکتر اسپرتیان بیاد ببینم تا حالا کجا بوده!


ماچ
3 شهریور 1394 ساعت 12:30 ب.ظ
اونا حتما حتما فهمیدن که تو لیاقت دکتر شدن رو داری
لطفا پستای گولو و سلف بیشتر از بقیه باشه
گولو و استاد احمق هم خوبه
و استغفار کن که یه دخترو انداختی وسط دو تا پسر
آخه چند نفر به چند نفر؟
پاسخ:
سلام
گولو و سلف ! من عاشق غذای دانشگاهم!!! زنده باد غذای بی کیفیت
و گولو و اون برچسب دوم رو دوست ندارم
ادم باید احترام استاد رو داشته باشه


بابا اینا کاری از دستشون برنمیاد
کلا خوشحالی زندگی میکنن
دو تا سنبل خان هستن
3 شهریور 1394 ساعت 12:41 ب.ظ
خداجونم حالا به معجزت نیازمندم. میخوام بگم به همه با دعا غیر ممکن ممکن میشه. خدا جونم بغلم میکنی؟


التماس دعا
پاسخ:
سلام
الهی راهت به خیر باشه عزیزم
برای همدیگه دعا میکنیم
3 شهریور 1394 ساعت 12:58 ب.ظ
سلام گولو.
خوشحالم که خوشحالی.
امیدوارم هیچوقت پست ناامیدی ننویسی!
پاسخ:
سلام
ممنونم مژگان
من کمتر ناامید میشم ولی خب اینا دو روی یه سکه اند
3 شهریور 1394 ساعت 01:01 ب.ظ
سلام گولوجانم. خوشحالم که خوشحالی و هیچ چیزی نمی تواند حال خوشت را ناخوش کند حتی اذیت و آزار بعضی از بندگان بیکار خدا. این یعنی آرامش و خودم هم این روزها همچین حالی دارم.
شاد و سالم باشی خانم دکتر
پاسخ:
سلام
اروم راضی و شادم سوفی
خدا رو هزار مرتبه شکر
3 شهریور 1394 ساعت 01:12 ب.ظ
گولوی عزیز درکت می کنم، من هم پارسال شرایط شما رو داشتم قبول شدم و فکر کردم آن آدمهایی که دوستشان داشتم و فکر می کردم دوستم دارن خیلی خوشحال میشن، اما رفتار بی تفاوت آنها که قطعا ناشی از حسادتشان بود تا مدتها من رو بهت زده کرد، آدمها موجودات غریبین
پاسخ:
سلام
راستش همه معمولی و خوب هستن
در حد همین تبریک گفتن های روزمره که جزو اداب معاشرته
ولی تک و توکی هم هستند که هر جوری فکر میکنم می بینم هر وقت خودشان مشکل داشته اند یا کمکی از دست من برمیامده زنگ خورشان ملس بوده ولی حالا انگار نه انگار
البته این یه جوری لطف خداست که ادم بدون هزینه متوجه بشود که توی کدام دسته از روابط باید تجدید نظر کند
3 شهریور 1394 ساعت 01:20 ب.ظ
سلام، با اجازه تون (البته فکر کنم بهتره بگم بدون اجازتون! :دی) یه قسمتهایی از پستتون رو تو وبلاگم قرار دادم.
قبول شدنتون رو تبریک میگم. با شادی و سلامتی
پاسخ:
سلام
حلال و نوش جون
لینک هم که گذاشتی و حلال تر از حلال شد
3 شهریور 1394 ساعت 02:10 ب.ظ
سلام
پاسخ:
سلام سلام
چرا اینهمه کم پیدا شده ای بابا هلیا؟
3 شهریور 1394 ساعت 02:55 ب.ظ
عروس دار شدنتون مبارکک یادم رفت تو پست دبروز بگمم دکتراااا مبارک ارمک نو مبارک
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون سین جان
3 شهریور 1394 ساعت 03:06 ب.ظ
سلام گولو جان.متنت درمورد نیل خیلی خوب بود.
راستی آقا کیه؟؟
پاسخ:
سلام
ممنونم
آقا ، آقاست همین.
3 شهریور 1394 ساعت 03:51 ب.ظ
زن داداش نو مبارک.
پاسخ:
سلام
اوه اوه
3 شهریور 1394 ساعت 04:33 ب.ظ
هوراااا

قبولی
پاسخ:
سلام ژینوس جان
هوریااااااااااااااااااااااااااا
3 شهریور 1394 ساعت 04:41 ب.ظ
فکر کنم انقدر اون دوتا شازده با هم تنها بودن طبعشون عوض شده!! کلا شرایط و بستر مهیا بوده آقایون مرغ عشق ها به جنبش رنگین کمانی رنگ بپیوندند!!
پاسخ:
سلام
خوب گفتی
3 شهریور 1394 ساعت 04:55 ب.ظ
سلام
قبولیت برات پر برکت :)
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون
الهی آمن
3 شهریور 1394 ساعت 07:30 ب.ظ
سلام. خانوم قبل از دانشگاه رفتنتون تشریف بیارید حراست بابت توضیح در مورد پاره ای از ابهامات. قفس منشوری، دوست پسره، پسرک لاله... هااااااااااااان؟!!
پاسخ:
سلام
دلت میاد در مورد دوست پسره یا پسرک لاله اینطوری بگی؟
3 شهریور 1394 ساعت 09:38 ب.ظ
واااای گولوی مهربون...گوارای وجود نازنین و دل پاکت باشه این قبولی...عزیزم لیاقتت زیاده...انشالله همیشه خوش خبر باشی و روزهات پر از معجزه باشه...التماس دعا :********
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون ممول جان
4 شهریور 1394 ساعت 01:18 ق.ظ
سلام، عصای موسی گاهی وقتا عصاست و خیلی وقتا چوب تو آستین.
اینکه چرا چوب رو باید برای مدتهای مدید تحمل کرد لابد برمیگرده به دموکراسی صفر ویک خدا. اینکه شدم آونگ و مدام سوالهای مبهم فلسفه اپیکوری عین مغناطیس منو داره دوباره میکشونه اونور محور بی خدایی هم بماند. رابطه ت رو باهاش دوست دارم سعیمو کردم بشینم تو قلبش ولی سخته سخته سخته. به اندازه آیه های خوب آیه های صاعقه وار هم داره که ....
پاسخ:
سلام تینا
نمیدونم چی بگم
سخته
دقیقا سخته
منم یه جای زندگی ام عصای موساست و جای دیگه ش ...
از جاهای دیگه اش نگم بهتره
4 شهریور 1394 ساعت 07:39 ق.ظ
سلام دکتر گولو
اون سنبل خان رو که خوندم تو جواب یکی از کامنتها غش کردم از خنده. حالا چرا یه دختر براشون خریدی؟ اونم از نوع ماخود به حیا!!!!
پاسخ:
سلام
والله بهش نمیاد سابقه دار باشه
4 شهریور 1394 ساعت 08:40 ق.ظ
الهی همیشه همین طور آروم باشی خانم دکتر. مبارکت باشه ارمک جدید با کلاس جدید
پاسخ:
سلام
مرسی آذر جان
4 شهریور 1394 ساعت 09:40 ق.ظ
سلام گولو جان
بدجور به معجزه نیاز دارم...
دوست پسرت بدجور سر به سرم میزاره...
میشه سفارش ام رو بکنی؟؟
پاسخ:
سلام
حتمن برای هم دعا میکینم
4 شهریور 1394 ساعت 12:32 ب.ظ
salam gooloo jan,khoobi-???defam khoob bood alan bayad yekam ghalat giri konam va baraye nomreh befrestamesh,mersiiii az doat,vali hanooz ye jaye karam lange va be doaye to mehraboonam niaz dara,...rasti tafsire dokhmalakam az aks matnet in bood ke maman ina daran akse selfiiiiiiiiiiiii migiran?????khande dara bood baram goftam be khodet ham begam yekam bekhandi mehraboon
4 شهریور 1394 ساعت 04:22 ب.ظ
گولو درک میکنم عمق ایمانت به خدا و ائمه رو با نوشته هات.
خدا خوب بنده هایی دارهراستی قبولی دکتریت مبارک عزیزم
پاسخ:
سلام
من ایمان کم عمقی دارم
و آرزو و علاقه ی زیاد
اگر خوبی دیدی بخاطر لطف مخاطب کلمات منه
ممنونم روزها
4 شهریور 1394 ساعت 04:49 ب.ظ
گولو قبولیت مبارک
چقد این آیه حالم رو خوب کرد. درست وقتی لازمش داشتم، خوندمش و آروم شدم. چقدر تسلی بخشه. مرسی که اینجا نوشتیش
پاسخ:
سلام
آیه ی بسیار معرکه ست
هم اونی که توی عکسه و هم اونی که توی متنه
4 شهریور 1394 ساعت 06:04 ب.ظ
سلام
خواننده همیشگی متن های زیبایت هستم ولی خاموش
برای موسسه خیریه ای که گفته بودی به جزء طراحی سایت در زمینه طراحی گرافیک اگر کاری ازم برآید با کمال میل و بی هیچ چشم داشتی درخدمتم.
https://instagram.com/graphic.lotus
پاسخ:
سلام مجیک
از لطفی که داری ممنونم
حتما به متولی های موسسه خبر میدم
اسم موسسه روز سوم است
5 شهریور 1394 ساعت 08:39 ق.ظ
سلام
گولوی عزیز خواننده نیمه خاموشم
قبول شدنت مبارک .امیدوارم شادی و ارمش همیشه مهمون دلت باشه
پاسخ:
سلام اعظم جان
بسیار ممنونم
7 شهریور 1394 ساعت 12:50 ب.ظ
یه چیز جالب تعریف کنم ؟

خواهرشوهر من با رتبه 3 قبول نشد
من نمیدونم مصاحبه های دکتری چجوریه

سنگ خواهرشوهر را هم به سینه نمیزنم
ولی
مملکتی که برای نخبه ها و طلبه های علمیش ارزشی
قائل نیست رو باید بوسید و گذاشت کنار

سال قبل هم رتبه 30 بود
پاسخ:
سلام
کنکور سی درصد امتیازه و مصاحبه هفتاد درصد
خواهرشوهر شما مسلما به تئوری رشته شون مسلط هستن
شاید باید توانایی های مصاحبه رو بالا ببرن.
شاید هم فقط رشته خاص از یک دانشگاه خاص رو میخوان.
دوست من هم با رتبه سیزده انتخاب رشته نکرد چون گرایش رشته مورد نظرش فقط یک دانشجو میگرفت.
من هم از روند انتخاب دانشجو بیشتر از شما نمیدونم.
7 شهریور 1394 ساعت 12:51 ب.ظ
قبول شدنت مبارک باشه
عزیزم امیدوارم در مراتب و قله های بالاتر ببینمت همراه
با بقیه دوستان وبلاگی
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم
8 شهریور 1394 ساعت 08:44 ق.ظ
سلام گولو

همش فکر میکنم دیروز بخاطر حرفی که زدم از من ناراحت شدی
ولی من خرده ام به جامعه بود
چون خودم فکر میکنم که روزی باید در این مسیر قرار بگیرم
جامعه و کشور ما از همه حمایت نمیکنه
یه عده زیادی که سهمیه دارن
بقیه ای که به علمشون تکیه میکنن و واقعا توانایی ذهنی
بالایی دارن کم هستن مثل شما

صب که بیدار شدم.... تو دلم بود بیام بگم
فضای نت سرده و نوشته ها بدون احساس هستن
پاسخ:
سلام
تعارف که نداریم.، توی کامنت صبحت حس کردم سرحال نیستی ولی درک کردم با من مشکلی نداری. بعد از ظهر که یه کامنت دیگه گذاشتی همه چی بهتر شد
ممنونم که نذاشتی بینمون حتی ذره ای کدر بشه
10 شهریور 1394 ساعت 07:35 ب.ظ
اول برا دکتری تبریک عرض میکنم
خیلی خیلی زیاد
افرین به تو
واقعا خوشحال شدم گلم
شیرینی کی میدی؟
پاسخ:
سلام
ممنونم
هر وقت امر کنید
12 شهریور 1394 ساعت 02:47 ق.ظ
سلام گولوی عزیز وبلاگت رو همیشه سر میزنم ببینم در چه حالی .گولوی عزیز من بین قوم غریب و نیل غم گیر کرده ام.سعه ی صدر ندارم.سینم داره میترکه.چه باید کرد اینطور مواقع واقعا؟
پاسخ:
سلام عزیزم
من اینجور وقتا حشر میخونم و این ذکر رو میگم
«و اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد»
ان شاالله زود بیایی و از شکافته شدن دریای غم خبر بدی
12 شهریور 1394 ساعت 08:59 ب.ظ
جیگر من
من همین الان شیرینی میخام
و اون شنیدن صدای بلند خنده هات
زود همین الان
بوووووووووووووووووووووووووس
پاسخ:
سلام

به روی چشم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.