X
تبلیغات
رایتل

مامانم تا شنید از خوشحالی جیغ زد که دیدین گفتم اشکال از بچه های من نبود!!!!

18 مرداد 1394 ساعت 03:37 ب.ظ


روز سومی که اومدن خونه مون من رفتم کربلا، وقتی برگشتم دیدم بابام یه کاسه رو پر از پنبه کرده و گذاشته گوشه قفسشون و بسیار هم متعجبه که اینا چرا تخم نمیکنن! بخاطر گل روی بابا رفتم براشون لونه خریدم. بعد توی اینترنت خوندم که باید جاشون گرم باشه و غذاشون فراوون؛ تخم کتان و ارزن مرغوب براشون خریدم. از میوه خوششون نمی اومد،سفارش دادم دونه ی تشویقی گرون تومنی از مالزی براشون آوردن. همچنان خبری نبود. بابام دیگه خسته شد ولی حالا من بودم که ول نمیکردم. هر روز با حنا رفتیم از پارک براشون برگ اکالیپتوس کندیم تا محیط طبیعی استرالیا رو شبیه سازی کنیم. هیچ. سرچ کردم دیدم عطر اکالیپتوس های استرالیا خیلی قوی تره. از داروخانه اسپری اکالیپتوس خریدم و هر روز اسپری کردم به کف قفس. بازم هیچ. مولتی ویتامین تو آبشون قاطی کردم. پنبه دانه برای توی لونه خریدم. صبح به صبح هویج و کاهو و سفیده تخم مرغ براشون رنده کردم. هیچ هیچ هیچ.فقط کجوله نگاهم میکردن. شبا پا میشدم چکشون میکردم .این اواخر جای خوابشون رو هم جدا کرده بودن. کم کم داشتم به این فکر میکردم یا ببرمشون مشاوره یا مرکز ناباروری رویان که کاشف به عمل اومد که بعله! کوکو و توکی جفتشون نر هستن!!! 

نظرات (43)
18 مرداد 1394 ساعت 03:43 ب.ظ
گولووووووووووووووووووووو
سلام....
موقع خریدنشون نپرسیدی نرن یا ماده؟
پاسخ:
سلام
یکی شون مطمئناً نر بود
ولی اون یکی اول ماده بود! بعداً نر شد!
یعنی در حقیقت خیلی جوجه بوده.یه کم هم تستسترونش کم بوده گویا.دیر نریّت نشون داد! امروز یه دوستی هم کامنت گذاشت که اینا جفتشون نر هستند
دیگه مطمئن شدم
18 مرداد 1394 ساعت 03:59 ب.ظ
ولی فکر کن اگه تو از یه چفت نر بچه در می آوردی چی می شد
پاسخ:
سلام
باور کن یه کم دیگه نهضت رو ادامه بدم بالاخره یه چی میشه!!!
18 مرداد 1394 ساعت 04:00 ب.ظ
پاسخ:
سلام کیوی جان
چه خبر عزیزم؟
بگو که خوش خبری
18 مرداد 1394 ساعت 04:19 ب.ظ
پیش میاد
ولی جالب بود
پاسخ:
سلام
18 مرداد 1394 ساعت 04:23 ب.ظ
سلام سه باره ..
مااا پری ..دایی جان منم دو تا فنچ گرفته بودن و مدتها مثل شما رسیدگیهای مبسوط میکردن بهشون که البته خبری از تخم اینا نبود چون بعدها کاشف به عمل اومد که جفتشون نر تشریف داشتن..منتهی نکته ش اینجا بود که اونا خودشونم باورشون شده بود زن و شوهرند و خوب تو نقشاشون فرو رفته بودن..نمیدونیا..یعنی یه وضعی بودااا
بعدشم که زنشون دادن و یه لونه گذاشتن اونور قفس و انگار نه انگار از اون سابقه ی بی آبرویی..کلی هم فرزند آوری کردن..
ایشالا برای گل پسرای شما
امروز خیلی نطق کردم..دیگه تموم
پاسخ:
سلام سلام
ای وای من
مرغ عشقای من ابدا تو نقششون فرو نمیرن!!!
18 مرداد 1394 ساعت 04:26 ب.ظ
همه دخترها خوبند . برو دوتا دختر خوب براشون بگیر. ایشالا خدا جمعیتتون رو زیاد کنه !!!!
پاسخ:
سلام
توی خوبی دخترها شکی نیست
منتها نه اینکه ما یه بار دخترمون پسر از آب درومده، همچین یه نمه چششمون ترسیده
18 مرداد 1394 ساعت 04:28 ب.ظ
اسمایلی رنگین کمان :-)))))))))
پاسخ:

سلام وروجک
18 مرداد 1394 ساعت 04:54 ب.ظ
گولوووووووووووووووووووووووووو
دمت گرم و خسته نباشی
عنوان عااااااالی بود
پاسخ:
سلام
ممنون
عنوان حقیقت بود!
مامانم هی میگفت اصلا به شما چه من نوه نمیخوام
18 مرداد 1394 ساعت 05:10 ب.ظ
ای وای گولو جان چه نا امید کننده.
پاسخ:
سلام
میبینی تو رو خدا؟
18 مرداد 1394 ساعت 05:45 ب.ظ
درود به گولوی عزیزممممممممم
عاقو من مثل این عاقای همساده شدم...هی خاطره تعریف میکنم.
شما هم که هی عکس خنده میذاری....منم ذوق میکنم و هی کامنت میذارم.

بگذریم...

داماد بزرگمون...علاقه خاصی به حیوانات و پرندگان و خزندگان و چرندگان و درندگان دارن...
روزی منزلشون دعوت بودیم یکی از قناری ها شون فوق العاده صدای قشنگی داشت و شروع کرده به آواز خوندن...
ابوی محترمان فرمودن...من این میخوام.
خلاصه قفس رو زدیم زیر بغل و اومدیم منزل...بماند که ابوی محترمان انقد مشغله کاری داشتن که حتی موجودیت قناری محبوبشون را گاهی فراموش میکردن و تمام زحمات رو دوش مادر عزیز بود.
روز تعطیل بود...قناری در حال آواز خوندن....ابوی محترم عزم رو جزم کردن تا به قناری رسیدگی کنن...بعد از چند ساعت صدائی از قناری نیومد...فردا شد...بازم قناری نخوند...فردا شب شد بازم نخوند...
ابوی تاکید داشتن من فقط قفس رو تمیز کردم و یکم میوه بهش دادم همین.
شوهر خواهر , به واسه تحقیقات میدانی فراخوانده شد...
نتیجه تحقیقات:پدر محترم به قناری خیار داده بودن
پاسخ:
سلام
فکر کن خیار!ًًًًً!!!!!
بیچاره
من توی قناری و بلبل وارد نیستم ولی میدونم خیار باهاشون کارهای ناجوری میکنه که نمیتونن به خودشون فشار بیارن بخونن
18 مرداد 1394 ساعت 06:52 ب.ظ
شبا چک می کردی گولو؟!!! :)))) یاد این مادرشوهر قدیمیا افتادم که جاشون رو پهن می کردن پشت در عروس دامادا :))
پاسخ:

سلام
خو چکار میکردم خو؟
18 مرداد 1394 ساعت 06:57 ب.ظ
والا با این همه پشتکار و تلاشی که شما نشون دادی بعید نبوده ازینا جوجه دربیاد! بی هنرا
پاسخ:

سلام
خودمم همین فکرو میکنم
18 مرداد 1394 ساعت 07:37 ب.ظ
گولو! مرغ عشق ها از روی رنگ بینی شون تعیین جنسیت میشن. نرها بینی های با رنگ آبی و بنفش دارن. ماده ها سفید و کرم و زرد.
البته تا بچه هستن معلوم نیست. باید بزرگ بشن و بالغ.
گولوهه بهشون میوه و سبزیجات رو حتما بده. شاید اوایل واکنشی بهش نشون ندن، اما مرتب براشون بزار تا عادت کنن. بهترین راه تامین ویتامین بدن شون سبزی و میوه ی جدید هست.
کاهو و خیار هم خیلی دوست دارن.
من هر چی خودمون میخوردیم به مرغ عشق هام می دادم. نون و برنج و بیسکوییت و پنیر و انواع مغزها و سبزیجات و چایی شیرین و نوشابه!!!!!
من 8 سال مرغ عشق داشتم و در نهایت شدن 50 تا!!
پاسخ:
سلام
رنگ بینی رو میدونم ولی نمیدونستم امکان داره بینی صورتی هم آقا باشه
50 تا
اون نوشابه اش رو بدجوری عاشقم
18 مرداد 1394 ساعت 08:19 ب.ظ
امان از دست تو گولو جانم مردم از خنده
پاسخ:
سلام
ما خودمون شوک هستیم هنوز
18 مرداد 1394 ساعت 08:26 ب.ظ
http://www.panimix.com/?p=5212
گولو جان این لینک رو چک کن ببین برای حنا میشه استفاده کنی؟
پاسخ:
سلام
نه متاسفانه
قند بالا و دیابت تفاوت دارند
این شاید قند خون رو پایین بیاره ولی درمان دیابت نیست
از زحمتت ممنونم
18 مرداد 1394 ساعت 09:07 ب.ظ
خدا قوت یک کم تحمل میکردی به نتیجه میرسیدی شاید تو گینس این فناوری جدید ثبت می شد
پاسخ:

سلام
کی حوصله شو داره
ما نوه میخواییم!
18 مرداد 1394 ساعت 10:44 ب.ظ
راستش خبر خوشحالی مادرتون منم واقعاً شاد کرد، بارزترین علامت برای تشخیص جنسیت مرغ عشقها رنگ بافت اسفنجی بالای نوکشونه( تو مرغ عشقای نر اون بافت آبی و تو ماده ها سفیده که با زیاد شدن هورموناشون تیره وحتی قهوه ای میشه ) تو مرغ عشقای نری که کمرنگ ترن مثلاً سفید، لیمویی یا زردن چون کلاً رنگدانه آبی کمتری وجود داره اون بافت دیرتر آبی میشه و آبی پر رنگی هم نمیشه، من فکر میکنم اسپری کردن اسانس اکالیپتوس به دلیلِ افزودنی هایی که داره برای سلامتیشون خوب نیست، جفت شدن مرغ عشق ها در عین سادگی نکات ظریفی داره که حتماً باید بهشون توجه کنید، من یه فروم راجع به مرغ عشق میشناسم که با این لینک میتونید یه نگاهی بهش بکنید:
http://iranparrot.com/forum/budgerigar-f22.html
شاد باشید.
پاسخ:
سلام
یک هفته ای بود که متوجه شده بودم بالای نوک زرده یه لکه کم رنگ آبی هست ولی تیر آخر رو شما زدی! اسپری بدون مواد افزودنی بود. کاملا ارگانیک .
من کل ایران پروت رو جوریدم ولی اصلا انتظار نداشتم از این ناحیه بهم حمله بشه!!!
بازم ممنونم
18 مرداد 1394 ساعت 10:51 ب.ظ
پاسخ:
سلام
18 مرداد 1394 ساعت 11:41 ب.ظ
سلام
الهی تو این محیط رمانتیک در جوار برگای اکالیپتوس و پنبه و لونه ی عشق و خوشبختی (!) وقتی هیچ ماده ای نبوده لابد هر روز از زور بی همسری و بی همدمی میله های قفسو گاز میگرفتن طفلکیا
آستین بالا بزن واسشون زودتر ...
پاسخ:
سلام
میله گاز نمیزدن ولی هی غرغر میکردن
18 مرداد 1394 ساعت 11:41 ب.ظ
با این امکاناتی که شما فراهم کردین بعید نبود انقلابی در فیزیولوژی اتفاق میفتاد خدایی چقدر توجه اسپری اکالیپتوس!!!!!!!اگه برای بقیه فامیلاشون تعریف کنن که همه مهاجرت میکنن خونه شما
پاسخ:
سلام
فعلا که هیچی
18 مرداد 1394 ساعت 11:43 ب.ظ
با این امکاناتی که شما فراهم کردین بعید نبود انقلابی در فیزیولوژی اتفاق میفتاد خدایی چقدر توجه اسپری اکالیپتوس!!!!!!!اگه برای بقیه فامیلاشون تعریف کنن که همه مهاجرت میکنن خونه شما
پاسخ:
سلام
من اهل انقلاب نیستم وگرنه به قول شما بعید نبود
19 مرداد 1394 ساعت 01:14 ق.ظ
سلام چه بامزه هر جفتشون نر بودن خخخخخ.حالا برو یه قفس بخربا یه جفت ماده بعد نر و ماده بنداز تو یک قفس جوجه کشی راه بنداز چون خیلی وارد شدی تو این کار ظاهرا....
پاسخ:
سلام
یه همچین قصدهایی دارم
19 مرداد 1394 ساعت 04:40 ق.ظ
:))))
یکم دیگه ادامه می دادید احتمالا یکیشون تسلیم می شد و تخم میذاشت :)
پاسخ:
سلام
والله دیگه انگیزه ای ندارم!
19 مرداد 1394 ساعت 08:22 ق.ظ
سلام
گولو فکر کنم که الان فهمیدی چرا غر غر میکردن ومامانه رو دوست داشتن...
انتظارات نابه جا داشتی خب ازشون
پاسخ:
سلام
دقیقاً
19 مرداد 1394 ساعت 08:30 ق.ظ
پاسخ:
سلام
19 مرداد 1394 ساعت 08:39 ق.ظ
چه جاللللب.
پاسخ:
سلام
19 مرداد 1394 ساعت 09:03 ق.ظ
من اگه جاشون بودم یا بکرزایی میکردم یا از همخونه ایم حامله میشدم یا به حرف میومدم
پاسخ:

سلام
خنگن اینا!
همش چپوله نگام میکردن
19 مرداد 1394 ساعت 09:04 ق.ظ
پاسخ:
سلام
19 مرداد 1394 ساعت 09:54 ق.ظ
گولوی عزیز سلام
دخترعمه ی منم یه جفت مرغ عشق داشت، آقای فروشنده گفته بود اینا بچه اند زوده حالا حالا ها بچه دار نمیشن ولی....
این دوتا در عرض فقط 6 ماه شدند 30تا.
هر کی میرفت خونه شون اینا یه جفت مرغ عشق هدیه میدادند.
بعد هم می گفتند اگه بعد یه مدت با هم جنگیدند یکیشونو بیارید یکی دیگه ببرید چون حتما هر دو هم جنس هستند اگه هم در صلح و صفا بودند که هیچی، مبارکه!!
پاسخ:

ای وای
چه باحال
منم از اینا میخوام
19 مرداد 1394 ساعت 10:19 ق.ظ
سلام گولو
خوبی؟
منو یادته گولو؟؟
پاسخ:
سلام انیل
مگه یادم میره؟
ببین هنوز لینک هستی
پسرک چطوره؟
شریک چطورن؟
داداشت اومد ایران؟
اون یکی حالش چطوره؟
خیلی وقته خبری ازت نیست
19 مرداد 1394 ساعت 10:44 ق.ظ
هاها عین عروس هلندی های من..هرروز فقط با نوک میکوبوندن تو سرهم من فک میکردم عشقولانه درمیکنن نگو ای دل غافل من دوتا نر جوون پرانرژیو انداختم باهم توی یه قفس و دارم کم کم تبدیلشون میکنم به همجنس گرا!
پاسخ:

سلام
عین قصه ی ما!
19 مرداد 1394 ساعت 12:20 ب.ظ
عه چه جالب
همه جوابای تو با سلام شروع میشن
ایشالا همیشه خودت و عزیزانت سالم و سلامت باشید
پاسخ:
سلام
بله
این نعمت از یه آدم بی نظیر بهم رسیده
ممنونم
الهی آمن
19 مرداد 1394 ساعت 01:01 ب.ظ
سلام گولو جانی
تو کامنتها خونده بودم که جفت جوجوهات پسرن ولی از عنوانت اینقده خوشم اومد که نگو، کیف کردم.
امروز رفتم روپوش مدرسه شازده رو تحویل گرفتم. خیلی بامزه شده بود ولی من گریه ام گرفت! من خل ام آیا؟
پاسخ:
سلام
نه عزیزم تو مادری
وقتی اول مهر پارسال ماموریت اداری رو پیچوندم و رفتم مدرسه پسرک، بغضم با دیدنش ترکید. و من فقط دوست مادرشم.
حتی همین حالا با تصور حنا توی لباش گرفه میتونم ساعتها گریه کنم
مبارکه مهفام
همیشه توی لباسهای خوش ببینی اش
19 مرداد 1394 ساعت 01:09 ب.ظ
سلام گولو جان
وای عزیزم کلی خندیدم
من دو جفت مرغ عشق دارم از فقط یک جفتم نزدیک به 40 تا نی نی خوشگل گرفتم ، کل فامیل و همسایه و اساتید دانشگاه و دوستامو صاحب نی نی کردم
خلاصه مواظب باش گلویی جان که مثل من نیازمند وسایل کنترل جمعیت نشی
پاسخ:

وای فروید دلم میره برای جوجه ها
راستی سلام
خوبی دخترجان؟
19 مرداد 1394 ساعت 01:15 ب.ظ
مرسی گولو جونم
امیدوارم همه این حسهای قشنگ رو با حنا و بچه خودت تجربه کنی.
من مطمئنم تو مادر کم نظیری میشی
پاسخ:
سلام
مادر..
راستش به مادر شدن خودم فکر نکردم
همش حنا تو فکرم بود
تصورش هم باحال وشیرینه
20 مرداد 1394 ساعت 04:50 ب.ظ

سلام گولو وای مردم از خنده بخدا
ینی بهت انداخته بوده یارو پرنده ها رو هااااااا
این جدا شدن جاشون دیگه تهش بود
پاسخ:
سلام
گویا همین طور بوده
21 مرداد 1394 ساعت 09:10 ق.ظ
پاسخ:
سلام
21 مرداد 1394 ساعت 11:18 ق.ظ
پاسخ:

سلام
21 مرداد 1394 ساعت 01:17 ب.ظ

کامنت رسوب
پاسخ:
سلام
23 مرداد 1394 ساعت 01:02 ب.ظ
مرسی گولویی جان خوب هستیم بسیار
باز عزیزم اگه در این مورد سوال یا کمکی داشتی بگو به من عزیزم خوشحال میشم کمکت کنم خواستی بگو شماره ام رو بدم عزیزم .
رااستی شب قدر رفتم مسجد بدون اینکه بدونم یک شهید رو دیدم که یهو رو دوش خانما وارد مسجد کردن نمی دونی چه حالی شدم شوک بودم اون شب خیلی هارو دعا کردم از جمله شمارو
گولو جون داره یه امر خیری هم پیش میاد برام شمام دعا کن که خیلی عزیزم نیازمند دعای دوستام هستم
پاسخ:
سلام
خیلی لطف داری
اگر اون مسجد توی شیخ بهایی بودی یحتمل من رو هم دیده ای
منم اخه اونجا بودم

حتمن توی دعاهای همدیگه به نیکی دعا میکنیم عزیزم
24 مرداد 1394 ساعت 09:21 ق.ظ
سلام پرنده خوبی؟
پاسخ:
سلام سلام
خدا رو شکر خوبم
24 مرداد 1394 ساعت 05:48 ب.ظ
عزیزمممم مرسی که هنوز لینکم
میخوام دوباره شروع کنم فقط شک دارم که تو بلاگفا بنویسم یا بلاگ اسکای.
پسرک خوبه مشغول شیطونی...یکی از دلایل ننوشتنم همین وروجکه...نمیذاره دست به لپ تاپ بزنم...
شریکم خوبه مرسی عزیزم
داداشم هنوز نیومده ایران...فعلا داره گرین کارت میگیره و بعد از اون دنبال معافیت سربازی...حدود یکسال طول میکشه!
اون یکی داداشمم خداروشکر خوبه...تقریبا 99% مثل سابق شده.

تو خوبی؟ اوضاع بر وفق مراده؟
پاسخ:
سلام به به
به سلامتی
وروجک الان باید حسابی خوردنی شده باشه
چقدر برای داداش خوشحال شدم
خدا رو شکر که همه خوبید آنیل
هر کجا بنویسی خوبه
ولی خوبی بلاگ اسکای اینه که میتونی کلا وبلاگ رو رمزی کنی

من خوبم آنیل
زندگی ام بهترتر شده بحمدالله و خودمو بهتر میشناسم
30 مرداد 1394 ساعت 11:04 ب.ظ
خواهرم دو تا همستر خرید بود که قراربود دو تاشون نر باشند که زیاد نشن. القصه من رفتم ایران و یکی‌ از این همستر‌ها که بیشتر به نوازش عکس‌العمل نشون میداد حسابی‌ چلوندم، بد از برگشتن من یه روز صبح خواهرم دیده که تو قفس همستر ها دو سه تا بچه هستر هم وول میخورن! به من میگه تو اینا رو حامل کردی، برده پسشون داده ، آره موقعی خریدن باید سونو گرافی کنید
پاسخ:

سلام
بارداری با چلاندن!!!!
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.