X
تبلیغات
رایتل

همیشه تو دستم یه گل رُز دارم

17 مرداد 1394 ساعت 12:23 ب.ظ


- دلم یک حیوان خانگی واقعی میخواهد. یک حیوان که با دیدنم نترسد و مردم هم با دیدنش نترسند. بتوانم بغلش کنم. هی به سایت دیوار سر میزنم و دلم برای طوطی های سرلاکی غنج می رود.  ولی میدانم هیچ موجودی حاضر نیست منتظر صاحبی باشد که ساعت شش بعدازظهر به خانه بر میگردد. گولو حیوان واقع بینی است.


- حنا طی یک اقدام خودجوش تصمیم گرفته وقتی بزرگ شد "خاله لاله" بشود. بابت این انتخاب کیف کردم.گفته بودم خودم در سن حنا قصد داشتم وقتی بزرگ شدم پلنگ بشوم؟


- در عین قوّت مثل بال پروانه ترد و شکننده شده ام. چیزی کم دارم لابد. ویتامینی برای جسم یا انگیزه ای برای روح. نمیتوانم ناشکر باشم چون در عین تردی و شکنندگی ، چیزی از درون مثل  بتون مثل فولاد قوّت بی نظیری بهم میبخشد.


- این کتاب را میخوانم و بسیار لذت می برم. کمی باعث شرمندگی ام است که بیشتر از سی سال از اولین انتشار این کتاب می گذرد و من تازه کشفش کرده ام، ولی خب تجربه نشان داده سی سال تاخیر بهتر از سی و یک سال تاخیر است!


- بی صبرانه منتظر دوشنبه ها هستم و کلاسی که می روم.یک عمر فکر میکردم کلاسهای خودشناسی برای خنگ هاست.فکر میکردم خواندن کتابها کافی ست.یک عمر اشتباه میکرده ام گویا.


- شبدر کاشتم.خشک شد. گریه کردم.


- از چندده روز قبل که تصادف کردم ، چیزی در من تغییر کرد. عثمان بیگ به لطف آقای همکار بدون رنگ از این تصادف درآمد. من امّا نه.برای پنهان کردنم نیاز به رنگ دارم و این روزها مشاطه ی خوبی نیستم.


- روز خبرنگار مبارک!


- دلم یک دنیا لوسیون و شامپو میخواهد. دلم میخواهد پوستم که جدیداً سر ناسازگاری گذاشته، خوب شود، موهایم قبل از اینکه طاقتم تاق شود بلند شوند و پروژه ی دندانپزشکی هم بدون هزینه های گزاف و ترس تمام بشود. دلم میخواهد یکی بجای من پایان نامه ام را ویرایش نهایی کند و برود دانشنامه ی این فوق لیسانس کذایی که بیش از قصه ی حسین کرد شبستری طول کشید را بگیرد و تمام.


- عنوان تواماً  برگرفته از این متن و این آهنگ است.


- حواستلان هست آقا؟ اینهمه گفتم که از شما نگویم. من دستم به دعاست و چشمم به در. شما چه؟ 

نظرات (29)
17 مرداد 1394 ساعت 01:46 ب.ظ
پاسخ:
سلام
17 مرداد 1394 ساعت 01:51 ب.ظ
سلام،
"خاله لاله" شدن حنا خیلیییی برام جالب و یکمی هم خنده دار بود اما پلنگ شدن تو خنده دارتر. و چقدر هم شبیه همین واقعا. و چقدر جالبین هر دو..
وقتی میام اینجا غیر از خودت دوسدارم از حنا هم بیشتر بدونم.
کتاب رو حتما تهیه میکنم. ممنون بابت معرفیش
حساتو دوسدارم حتی اگه اذیتت کنه.
پاسخ:
سلام
خاله لاله شدن حنا برای من خیلی دور از ذهن نیست
من خودم دوست دارم لاله بشم

عزیزم...
17 مرداد 1394 ساعت 02:04 ب.ظ
حیوان خانگی دوست داشتنیه...اما رسیدگی بهش واقعا حوصله میخاد
حنا تصمیم خوبی گرفته...ترکیب شما و لاله خانم عالیست

من مثل ناخن بلند شده اموووظریف و محکمو منعطف

راستش من جز رمان چیزی نمیتونم بخونم..

خودشناسی جالبی اما من واقعا حالا که فکر میکنم توانایی فهمیدن چیز جدیدی راجع به خودمو ندارم دیگه...

یک شبدر دیگه بکار.....

رنگها ما رو نمیتونن پنهان کنن که

موهات زود بلند میشه...قول میدم...دندونپزشکی ترسناکه....من هنوز لیسانسمو کاراشو نکردم....

روز خبرنگار هم مبارک
پاسخ:
سلام
مرغ عشق هام منو نمیشناسن
دوستم ندارن
من دلم یکیو میخواد واسه خودم
همین رسیدگی خیلی خوبه
دلم یه نفر رو میخواد که حضو رمن توی زندگی اش معنا دار باشه

من مدتهاست که رمانم نمیاد!

مسئله همینه سحر
من مدتها طول کشید تا فهمیدم دلیل مقاومتم اینه که میترسم چیزی راجع به خودم متوجه بشم که نمیخوام

میترسم دوباره بذر بخرم
17 مرداد 1394 ساعت 02:06 ب.ظ
گفته بودم خودم در سن حنا قصد داشتم وقتی بزرگ شدم پلنگ بشوم
چنان پخی گفتم از خوندنش که صدام تا دبیرخونه رفت
پاسخ:
سلام
خب مهم اینه که یه مسیر شغلی مد نظرم بود
راستش بدم هم نمی یاد پلنگ می شدم
17 مرداد 1394 ساعت 02:37 ب.ظ
دوست دارم بخونم این کتابه رو
فک نکنم اینجا پیداش کنم
کتابفروشی تو قم متاسفانه خیلی کمه
پاسخ:
سلام
زنگ بزن به اینجا
بهت میگن چکار کنی
http://www.bonyadonline.ir/ContacUS.aspx
17 مرداد 1394 ساعت 02:40 ب.ظ
منم دوست دارم خاله لاله بشم به شرطی که دوستام تو و پروانه باشین
پاسخ:
سلام
شما لطف داری
17 مرداد 1394 ساعت 02:45 ب.ظ
ویرایش پایان نامه ت از نوعی علمی است یا ادبی؟؟ اگه از نوع ادبی ه که از کسی جز خودت برمیاد، من درخدمتم :)
پاسخ:
سلام
یاور همیشه
خوبی دخترجانک من
از نوع استادی
معلوم نمیکنه چی میخواد!
مرسی که قوت قلب هستی
17 مرداد 1394 ساعت 03:10 ب.ظ
پاسخ:
سلام
17 مرداد 1394 ساعت 04:11 ب.ظ
سلام

پلنگ یعنی پلنگ حیوون یا دختر پلنگ؟ اینجا پلنگ یعنی چی؟
پاسخ:
سلام
یعنی پلنگ
پلنگ واقعی
که البته بعدا فهمیدم من به ببر میگم پلنگ!
ولی کلا همون
17 مرداد 1394 ساعت 07:47 ب.ظ
سلام گولوچه تربچه
من فکر میکنم شما هم که تصمیم داشتی پلنگ بشی برای اینه که اونموقع خاله لاله نداشتی
دیشب با خواهرم صحبت میکردیم به این نتیجه رسیدیم که از 6 ماه پیش تا حالا موهای من 5 سانت هم بلند نشدن! راستش من همیشه با موهام درگیرم، دلم موی بلند میخواد ولی طاقت ندارم بذارم بلند شن، به یه جایی که میرسه کلافه میشم، میزنه به سرم دوباره میرم کوتاهش میکنم مثل موهای دختربچه های مهدکودکی تو فیلمهای ژاپنی و باز انتظار برای بلند شدن!!!
از شما چه پنهان سی و چهار ساله کارم همینه
...آقا همیشه حواسش هست گولو جانی
پاسخ:
سلام

من هنوزم عاشق پلنگ بودن هستم! موهای من بلند میشن ولی نه اینکه آخرین بار با موزر زدم! یخده وقت میگیره برسه سر شونه هام!!!!
17 مرداد 1394 ساعت 08:57 ب.ظ
سلام تولد حنای عزیز مبارک باشه ان شاالله
ببخشید کامنتم بی ربطه، میخواستم حالا که از دندونپزشکتون راضی هستین اسم و ادرسشو بگید اگه ممکنه برای معاینه برم پیشش، متاسفانه از دندونپزشکی که قبلا پیشش میرفتم زیاد راضی نبودم
ممنون گولو بانو
پاسخ:
سلام
ممنونم
دکتر محمود گلشن
فلکه دوم صادقیه-خ.کاشانی-ایستگاه مهران-پ.89-واحد1

تلفن تماس: 44078918,44095437
17 مرداد 1394 ساعت 11:58 ب.ظ
آره حواسم هست
پاسخ:
سلام
لطفاً حد خودتون رو بشناسید.
18 مرداد 1394 ساعت 08:17 ق.ظ
سلام ممنون که می نویسی راستی گفته بودم بلافاصله بعد از خوندن پست سفرت به کربلا چنان ذوقی همه وجودمو گرفت و چنان اشتیاقی که سریع رفتم ثبت نام کردم ورفتم طوری که وقتی برگشتم همه اش با خودم می گفتم چرا انقدر دیر رفتم چرا زودتر به فکرم نرسید ثوابی از این سفر برا شماست من اهل مبالغه و تملق نیستم دوست دارم باورکنی از ته قلبم گفتم راستی خیلی هم دلم خواست کفشداری کنم نشد حتی خواستم آرم کنار کت کفشدار بگیرم اما نداد
پاسخ:
سلام مامان نگار
واااااااااااااااای
مبارکه
نوش جان و گوارای وجودت باشه عزیزم
زیارتت قبول باشه
إنما الأعمال بالنیّات، کفشداری ات هم مقبوله ان شاالله
خوشحالم کردی عزیزم
18 مرداد 1394 ساعت 08:56 ق.ظ
نمیدونم چرا حیوان خانگی رو دوست ندارم مطمعنم بعد از چند روز همون کاسکوهای دوست داشتنی رو هم آزاد می کنم
فکر کنم حنا دوست داره خاله لاله بشه چون شما خاله لاله رو دوست دارید
پاسخ:
سلام
من دوست دارم حیوونها توی خونه ام ول باشند

نه گمان نمیکنم اینطور باشه، حنا عاشق اینه که بره خونه لاله و لاله از معدود آدمهاییه که حنا هیچ مقاومتی در برابر بغل شدن و بوسیده شدن توسطش نداره
18 مرداد 1394 ساعت 10:28 ق.ظ
گولو جان شما میتونی یه کمکی به من بکنی
بنده از هول حلیم افتادم تو دیگ! انقدر منتظر خبر استخدام آموزش پرورش بودم که دقت نکردم رشته منو اصلا زن تو تهران نمیخوان برای همین یه فیش 48 تومنی موند رو دستم میخواستم ببینم از خوانندگان وبلاگت کسی هست که بخواد فیش بخره؟ از فیش من استفاده کنه بعد با هم حساب کتاب کنیم. ممنون .
پاسخ:
سلام
نظر حضار محترم رو به این کامنت جلب میکنم
18 مرداد 1394 ساعت 10:41 ق.ظ
سلام
چرا دانلود ebook نداره ؟؟؟
پاسخ:
سلام
خب خیلی هنز میخواد که من درک کنم این مربوط به کدوم قسمت پست هست.
منم هنرمندم و میگم چون کتابهاش خریدنی هستن. دانلودی نیستن
18 مرداد 1394 ساعت 10:44 ق.ظ
یه پیشنهاد خوووووب دارم واسه حیوون خونگی

گربه بخررررررررر من عاشق گربم هم لوسن هم میشناسنت
هم منتظرن تا بیای و بغلشون کنی و نازشون کنی

مجرد که بودم مامانم نمیزاشت.. ازدواج کردم شوهرم نمیزاره
این روایت زندگی ماست دیگه
حیوون بعدی که پیشنهاد میکنم بهت یه خرگوشه
و همینطور سنجاب دستی که خودم همه این حیوونارو داشتم

البته گربه بیشتر تو حیاط و با تمام گربه های محله هم رفیق بودم
پاسخ:
سلام
خب من با خانواده ام زندگی میکنم.
و گربه موهاش میریزه!!!
دیگه خودت حساب کار رو برو

خرگوش یهو خیلی گنده میشه
حتی خرگوش لوپ
بعد لوپها خیلی کج خلق هستن

سنجاب ولی بدک نیستا
18 مرداد 1394 ساعت 10:59 ق.ظ
سلام. اگه این کتاب خوب بود بگو بخرمش اصلا کلا نسبت به کتابای روانشناسی بدبین شدم. بند سوم رو هستم. منم دلم یکعامله کیت کت و اسنیکرز و از این چیزا میخواد تا یکم قوی بشم. اوووم برچسباتو یکم نفهمیدم
پاسخ:
سلام
برچسبهام اینان
ضرباهنگ سرانگشتم بر لبه تقویم: من حوصله ام سر رفته ، گفته بودی پونزده مرداد میایی!
من رو رفتاراى تو تعصب دارم: یه قسمت از همین آهنگ گل رز بنیامین که ازش خوشم اومد
دوسِتم خُب دارم :یه تیکه دیگه از همون آهنگ!!

تینا کتابه معجزه نمیکنه، فقط داره میگه ببین همینه که هست. ازدواج واسه سعادت نیست، واسه رستگاریه
و من فعلا خوشم اومده
دارم نرم نرم میخونمش
18 مرداد 1394 ساعت 11:45 ق.ظ
سلام ..
من از وقتی در صبح یازده سالگی کله های نارنجی و سبز و بنفش جوجه هامو تو باغچه پیدا کردم ..دیگه تن به داشتن هیچ حیوون خونگی ای ندادم ..چون میترسیدم از دل کندن..
راجع به آدما و بقیه ی زندگی باید با این ترسه رو به رو شد..مبادا که از ترس دل کندن دل نبندی..اما راجع به حیوون خونگی که مجبور نیستم..
حتی "پشمک" و "شل و پل" و که تا سر کوچه دنبالم میومدن همیشه..
هنوزم اون موتوریو که دید شل و پل میلنگه و راشو کج نکرد و زیرش کرد ..اونم پیش چشم پسرک همسایه نبخشیدم..
پری امروز رو دور هذیون گویی ام..مواظب خودت باش
بال پروانه خیلی ترده..قصه ی آدمیزادِ از سنگ سخت تر و از برگ گل نازک تر..خوب باشی تو..
یک آمینِ از ته دل برای بند بعد از روز خبرنگار..
هوممم..خوش به حال عثمان...
آقا هم اگر منظورت رو درست فهمیده باشم حواسشون جمعِ جمعِ ..چون از آن تجلی های درست و حسابی خداست نه که مثل ماها..
پاسخ:
سلام
ای بابا
چقدر مصیبت
مرسی سارا
تو خیلی مهربونی
آقا ظالم شده
18 مرداد 1394 ساعت 12:01 ب.ظ
سلام، من اتفاقی بلاگ شما رو دیدم خیلی برام جالب بودن پست ها، راستی هر چند ربطی به این پست نداره و نمیدونم چی شدن ولی میخواستم بگم دو تا مرغ عشق پست "لقمه های مربا" هر دو نرن، سلامت ،شاد و موفق باشید.
پاسخ:
سلام
جدی میفرمایین؟
جان من؟

پس بگو چرا تخم نمیکنن
18 مرداد 1394 ساعت 12:35 ب.ظ
سلام گولو جانی
ریحون و جعفری و شاهی بکار، تو گلدونهای کوچولو
خیلی حال میده، مخصوصا شاهی که خیلی هم زود و بدون ناز و ادا سرشو از زیر خاک بیرون میاره
یادمه موهاتو با موزر زده بودی، منو یاد یکی از دوستهای خوب قدیمیم انداخته بود این کارت، مینا بود اسم دوستم، یخورده هم شبیهت بود و مثل شما خیلی دوست داشتنی
پاسخ:
سلام
من هوس شبدر دارم! خودش هم چاربرگ!!!

لطف داری مهفام گل من
فلفلی خوب شده؟
18 مرداد 1394 ساعت 12:49 ب.ظ
گولو جون اگر براتون امکانش هست؛ میشه تلفن و اسم مدرسی که برای کلاسهای خودشناسی پیشش میرینو بگین؛ والا منم.یکعالمه کتاب خوندم؛ اندر چم یک کوچه؛ خم موندم...
پاسخ:
سلام
حتمن
منتها اجازه بدید ازشون اجازه بگیرم بعد
18 مرداد 1394 ساعت 01:18 ب.ظ
مرسی گولوچه خوب شده خداروشکر ولی همچنان کم اشتهاست که دیگه خیلی برای این مساله خودمو و خودشو اذیت نمیکنم
تازه خودمم ازش گرفتم ولی خوبم الان خداروشکر فقط باباجونمون قسر در رفت
پاسخ:
سلام
خدا رو شکر
بچه ها همینن
زود به زود مریض میشن و نحیف
کم اشتهایی هم که دیگه هیچ
با هوا زنده ان!!!
همیشه شا د باشین
18 مرداد 1394 ساعت 01:44 ب.ظ
سلام
گولو جون
امروز باران قطع درمان شد
جواب اسکنش هم به قول دکترش عالیه
چون می دونستم خوشحال میشی گفتم بهت خبر بدم
ممنون.وبلاگ تو برام خیلی خوب بود چون با مامان ستایش(یک مامان) اشنا شدم و اون مثل یه فرشته به من کمک کرد و مثل یه خواهر همدری
ممنون که برای باران دعا کردی.لطفا همیشه تو قنوتت بچه ها رو دع کن با مامانشون که صبور باشن
پاسخ:
سلام
هزار مرتبه شکر
روزم رو ساختی
الهی همیشه خوش خبر باشی
همچنان توی دعاهای هم به خوشی باشیم
الهی باران بیست سال دیگه برای زایمان بره بیمارستان!!! همین!
18 مرداد 1394 ساعت 03:19 ب.ظ
ممنون گولو جان .من ایمیلم رو هم میذارم
karimidiba87@gmail.com
پاسخ:
سلام
بچه ها کسی نمیخواد بره آموزش و پرورش؟
بدو بدو تموم شد!
18 مرداد 1394 ساعت 03:48 ب.ظ
سلام.گولو تو حرم امام رضا نایب الزیاره ت بودم.
پاسخ:
سلام...
من چی بگم.
بغضم اومد که دختر
18 مرداد 1394 ساعت 08:40 ب.ظ
ازت بی نهایت ممنونم گولوی مهربون
پاسخ:
19 مرداد 1394 ساعت 09:10 ق.ظ
کاش میتونستیم سگ نگه داریم. هیچی مثل سگ نمیشه.
پاسخ:
سلام
دقیقا
گومبه و خواستنی
19 مرداد 1394 ساعت 12:45 ب.ظ
پاسخ:
سلام
چی شده دیبا جان
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.