گلپریا، آی حنا

17 مرداد 1394 ساعت 09:28 ق.ظ


فقط برای دیدن همین خنده، همین لحظه، همین ذوق تو، حاضرم هزار بار بمیرم و زنده شوم.

نظرات (25)
17 مرداد 1394 ساعت 09:42 ق.ظ
سلام
از خنده حنا جان حس خوبی گرفتم /یه خنده خوردنی
ایشا الله همیشه خندون باشه .کنار مهربون ترین خالش
پاسخ:
سلام
ممنونم رویا جان
الهی هزار آمن
17 مرداد 1394 ساعت 10:02 ق.ظ
امیدوارم هیچ بچه ایی ناراحت نباشه . هیچ غصه ایی تو دلش نباشه ............
اگه گریه می کنه از سر لوس بازی باشه نه چیز دیگه
پاسخ:
سلام
الهی آمن
17 مرداد 1394 ساعت 10:11 ق.ظ
ای جوووونم، الهی که همیشه شکفته باشه
پاسخ:
سلام
الهی آمن
17 مرداد 1394 ساعت 10:35 ق.ظ
خدا حفظش کنه
پاسخ:
سلام
ممنونم
الهی آمن
17 مرداد 1394 ساعت 10:44 ق.ظ
خوش بحال حنا و گولو
ما که خواهرزادمون اجازه نداره بدون مامانش جایی بره
بدم میاد از مردای بی منطق
پاسخ:
سلام
زینب جان پدر خواهر زاده ات هم حتمن منطقی داره
مهم اینه که خاله بودن رو تجربه میکنی بحمدالله
17 مرداد 1394 ساعت 10:50 ق.ظ
میگم میخوای اسم وبلاگتو بزار: خاله و خواهر زاده
پاسخ:
سلام الی جان
خب این جا شرح احوال روزانه ی منه
و این روزهام پره از حنا و همین حسهای مادرانه
17 مرداد 1394 ساعت 11:09 ق.ظ
سلام بر گولوی خاله.این خنده به یک دنیا میارزه.
پاسخ:
سلام
به هزار دنیا می ارزه برام
سهیلا جان من چطوره
17 مرداد 1394 ساعت 11:18 ق.ظ
سلام عزیز دل
دلت روزی هزار بار غنج بره از این خنده های از ته دل ..
خدای ثروتمندم بخواه براشون
پاسخ:
سلام سارا جانم
الهی آمن
17 مرداد 1394 ساعت 11:28 ق.ظ
تاج سریا وای حنا
پاسخ:
سلام
بله تاج سر منه
17 مرداد 1394 ساعت 11:29 ق.ظ
سلام
ای جان ، ای جان ، ای جان
معلومه بزرگ شده و قد کشیده
ایشالا تمام پستها و برچسبهایی که حنا دارن باشه#گولو و حنا#گولو و الحمدالله
پاسخ:
سلام
قد کشیده تینا
الهی آمن
17 مرداد 1394 ساعت 11:42 ق.ظ
سلام
ای جان
کجاست اینقدر ناز می خنده.
بووووووووووووووووووس بهش بکن آبدار از طرف من. بچه ی خونم کم شده
نمی دونم کی می خواد اینجا درست بشه.
پارسال رئیسمون عوض شد. اینا اوایل خوب بودن. سوار کار که شدن دارن جفتک می فرستن حواله مون!
یه وقتا دوست دارم استعفا بدم حتی! با اینکه پول لازمم ولی تا این حد اذیتم می کنن.
پاسخ:
سلام
توی جشن انجمن گابریک
میفهمم دل آرام
محیط کار بد مثل سرطانه
ان شاالله همه چی بهترتر میشه
17 مرداد 1394 ساعت 11:59 ق.ظ
آغا من دیگه داره حسودیم میشه، میشه منو به خواهرزاده خوندگی قبول کنی البته من به جای مهددکودک باید ببری مهد غولک ! بزنم به چوب ان شاءالله که همیشه زنده باشی و سایه ات رو سر حنا و همه کسایی که عاشقشونی باشه
پاسخ:
سلام
مهدغولک!!!!
ممنونم
ان شالله سایه خدا بر سرمون باشه
17 مرداد 1394 ساعت 12:23 ب.ظ
سلام خدا برات حفظش کنه من وخالم چهار سال با هم اختلاف داریم قبل از ازدواج خیلی با هم بودیم الان یه کم از هم دوریم و بچه هامون با هم همسن هستند بعضی موقعها دلم هوای اون روزها رو میکنه.
پاسخ:
سلام
خدا دوستتون داشته باشه
چه باحال
چهار سال
من و حنا بیست و هفت سال اختلاف سن داریم
17 مرداد 1394 ساعت 12:43 ب.ظ
سلام گولوی نازنین
سلام حنای زیبا و شاد
خدارو هزاربار شکر از اینهمه شور و هیجان و برق شادی تو چشمهای حنای عزیز
گولویی از تک تک این روزها نهایت لذت رو ببر که چشم به هم بزنی حنا کوچولو شده خاله حنا و داره تو جشن گابریک به کوچولوهای مبتلا به دیابت یاد میده شاد و خوشحال زندگی کنن.
پاسخ:
سلام
مهفام هر چی خواستم بنویسم دیدم این لبخند از ته دلش جلو چشمامه
این پست رو نوشتم که بتونم عادی بنویسم!
اخ که ان شاالله اون روز حنا رو ببینم
17 مرداد 1394 ساعت 12:49 ب.ظ
به امید خدای مهربون حتما اونروز رو میبینی عزیزم
انشاالله همیشه لبها و چشمهای نازنینش پر از خنده باشه
پاسخ:
سلام
الهی آمن
17 مرداد 1394 ساعت 12:52 ب.ظ
سلام خاله ی بی همتا
الهی که همیشه لب حنا جان خندون باشه و دل تو شاد
پاسخ:
سلام
لطف داری
ممنونم
الهی آمن
17 مرداد 1394 ساعت 01:01 ب.ظ
ای جان دلم
انگاری خدا میخنده:)
اسفند دونه دونه اسفند سی و سه دونه
پاسخ:
سلام
انگاری خدا میخنده...
این جمله ات عالی بود
17 مرداد 1394 ساعت 01:56 ب.ظ
من عاشق خنده های بچه هام....
حنای ما نازنینه
پاسخ:
سلام
مدتها بود وقتی میخندید چشماش خسته بودن
اینجا چشماش هم برق میزدن
17 مرداد 1394 ساعت 02:42 ب.ظ
من مطمئنم تو از خاله یی مادرتری.
تو بهترین مادر دنیایی
پاسخ:
سلام
نه
مادری فرق داره
خیلی
من میدونم
17 مرداد 1394 ساعت 03:48 ب.ظ
خدا حواسش به فرشته هاش هست.....امیدوارم میشه چشمای شاخه نباتتو خندون ببینی
پاسخ:
سلام
الهی صدهزار بار امن
17 مرداد 1394 ساعت 04:15 ب.ظ
چه باحال که یه همچین جاهایی هست، من تاحالا اسم اینجا رو نشنیده بودم و فکر نمی کردم توی ایران همچین جاهایی باشه!
پاسخ:
سلام
هست و خیلی هم باحاله
17 مرداد 1394 ساعت 04:57 ب.ظ
درودددددد به گولوی عزیزممم
همیشه خندون و سلامت باشه حنا خانوم ما

یادمه به همراه خواهرم به یکی از جشن های خواهر زادم رفتم...دوربین هم برداشتم تا کلی عکس و شکار لحظه و این صوبتا رو ثبت کنم.
اولش خوب بود و مثل یه خاله خوب و محترم و باعث افتخار نشسته بودم و کلی اطلاعات علمی , تاریخی , سیاسی و فرهنگی هنری به مادران عزیز منتقل میکردم.
تا صدای موسیقی بلند شد...من هم بلند شدم و یه چند تا حرکت موزون انجام دادم...خواهرم میگفت سر جدت بهت شادباش بدم میشینی؟
خلاصه کلی آبرو جمع کردم واسه خواهر زادم...عکسی هم نتونستم بگیرم
نمیدونم چرا مهدکودکش رو عوض کردن
پاسخ:
سلام

خدا نکشتت
17 مرداد 1394 ساعت 06:12 ب.ظ
از بس از عشقولانه هات با حنا نوشتی، جو گرفتم خواهرزاده ی اژدهامو بردم حموم! پوستی ازم کند که نگو! به این فکر کردم که حتی تو انتخاب وبلاگ هم باید دقت کرد. چه خوبه خونه ای که میخونیش ناخودآگاه دوست داشتنو بهت تلقین کنه.
پاسخ:
سلام مریم گلی
حنا هم توی حموم مظلوم نیست
شامپو میخوره!
شامپو میریزه رو کف زمین
کف میپاشه به همه جا
18 مرداد 1394 ساعت 07:26 ق.ظ
سلام

امیدوارم خوب و خوش باشین. خاله خیلی خوبه. من دوتا خاله دارم. وقتی کوچیک بودم انقدر این دوتا رو دوست داشتم حتی از مامان بابام بیشتر یعنی عاشقانه. یه بار مامانم وقتی دید من چه جوری دوسشون دارم یه چیزی گفت که کلا فکرمو عوض کرد یه جورایی داغون شدم. گفت: الان دوتا خالت ازدواج نکردن اینجوری دوستت دارند ، بعد که ازدواج کنند بچه های خودشونو بیشتر از تو دوست دارند. نمیدونین چه تاثیر بدی روم داشت هنوز هم کاملا یادمه.
به هر حال هدف درد و دل بود، ایشالا این حس بینتون همیشه باشه حتی با ازدواج و بچه دار شدن.
پاسخ:
سلام
نمیدونم
کاش مامانتون اون حرف رو نمیزد
به هر حال دم غنیمته، من که فعلا ازدواج نکرده ام. معلوم هم نیست ازدواج کنم یا اگر ازدواج کردم بچه دار بشم یا اگر بچه دار شدم اونو بیشتر از حنا دوست داشته باشم، پس بذاریم که حسمون در لحظه به ثمر برسه
در این لحظه حنا عین بچه ی نداشته ی من عزیزه
تا فرداها هم خدا بزرگتر از اونه که وصف بشه
18 مرداد 1394 ساعت 10:25 ق.ظ
عکس حنا فوق العادستتتتتتتتتت
هر بار که صفحه تونو باز میکنم چشمم بهش می افته یه لبخند پهن میاد رو لبم.خدا براتون حفظش کنه
این عکس یکی از بهترین عکساییه که توی زندگیم دیدم
حنا خیلی گووووولیه
پاسخ:
سلام
خودمم سیر نمیشم
با اونا گوشهای آینه بغلش
شادی اش نشت میکنه تا پشت مانیتور
تا توی چشمهای من
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.