X
تبلیغات
رایتل

مرد آرزوها

12 مرداد 1394 ساعت 11:39 ق.ظ



منم مثل همه دخترا فکر میکردم یه روزی یه مردی که ازقضا اسمش مردآرزوهاست میاد و دستم رو میگیره و خوشبختم میکنه. من از  این مرد چیز زیادی نمیدونستم، جز اینکه گاهی کیانو ریوز بود و گاهی فرانس پسر دکتر ارنست و گاهی ریچارد موزر و حتی گاهی عباس جدیدی!  فقط میدونستم قراره بیاد و منو تبدیل به خوشبخت ترین زن دنیا بکنه...


خب لازم به توضیح نیست که اینطور نشد. بیست تا بیست و پنج سالگی ام به آزمون و خطا بین خواستگارها گذشت. فهمیدم هر مرد مهربونی لزوماَ همسر خوبی نیست و سیستم آدمها خیلی ازم پیشرفته تره :اونا بلد بودن چیزی رو نشون بدن که بنفعشونه نه چیزی که واقعاً بودن!


این وسط مسط ها هم به یه معضلی برخوردم به اسم معیار!  راستش من معیار به معنای اختصاصی نداشتم، فوقش میگفتم از خانواده خوبی باشه و فقیر نباشه و زشت نباشه و این حرفها. یعنی حقیقتش اصلاً راجع به این چیزا فکر نکرده بودم و این تا زمانی بود که یه آقای خیلی پولدار و  خیلی خوشگل و خیلی خانواده دار بعد از یک سال و نیم دوستی، وقتی بحث ازدواج پیش اومد خیلی جدی فرمودن که : زن باید نارنگی چینی بلد بَیِه! بهتره در مورد شوک وارده بهم هیچی نگم. فقط همینو بدونین که توی این مدت ایشون هییییچ عملی مبنی بر سوء استفاده انجام نداده بودن که حداقل ته دلم بگم گول خوردم و متاسفانه واقعاً معیارشون این بود!!!


و اینجا بود که  شروع کردم  به تهیه یه لیست معیار. و این بار معیارهام حسابی بودن. حداقل هر کسی توی اون دوره لیستم رو میدید بسیار مشعوف میشد و درخواست یه کپی برای خودش یا دخترای دم بخت فامیلشون میکرد. و خواستگار بود که خط میخورد و درصد تطابقش با لیست استخراج میشد و قس علی هذه... لیست معیارم خیلی کامل و خوب بود. اونقدر کامل که به هیچ دردم نخورد. آخه قرار نبود کسی رو استخدام کنم،  یا بهتر بگم: من داشتم برای پوزیشنی استخدام میکردم که هنوز شرح شغلش معلوم نبود...  یعنی نمیدونستم از همسرم چی میخوام.  فقط معیار داشتم. معیارهای عمومی و عالی . در حالی که هنوز نمیدونستم خودم کی هستم! نمیدونستم آرزوهام چی اند. نمیدونستم خوشبختی برای من دقیقاً یعنی چی! و این خطر بزرگی بود که از بیخ گوشم گذشت:توی اون دوره میتونستم با بهترین مرد دنیا ازدواج کنم و ازدواجم رو  بخاطر همین نادونی به گند بکشم.


و حالا سی و دو سال دارم. هنوز ازدواج نکرده ام و خدا رو هزار مرتبه شکر هرگز از رد کردن آدمهایی که به هر عنوانی اومدن توی زندگی ام پشیمون نیستم. حالا میدونم قرار نیست  مردآرزوهام زارپی بیاد تو زندگی ام. میدونم که بهترین کاری که میتونم بکنم اینه که اول خودم و بعد آرزوهام رو خوب بشناسم. بعد برای آرزوهام زمان تعیین کنم تا آرزوها تبدیل به هدف بشن.بعد شروع کنم نرم نرم به مسیری که فکر میکنم درسته ادامه بدم. درسته که نمیدونم مرد آرزوهام کجاست ولی میدونم کیه : اون مردیه که خط زندگی اش با خط اصلی زندگی ام اختلاف عمده نداره و اهدافش در تضاد با اهداف من نیستن... فکر می کنم حالا که میدونم کامل نیستم، حالا که راه کمالم رو سعی میکنم بشناسم و توش قدم بردارم، حالا که به خوبی و ناخوبی خودم واقفم، حالا از هر زمان دیگه ای توی زندگی ام خوشبخت ترم...


***

از تو می پرسند نوشت: الان یادم افتاد  اون دوست عزیز یه معیار دیگه ام داشت: آشپزی! ازم پرسید املت با روغن جامد خوب میشه یا مایع... و جواب صحیح کره بود!

توضیح نوشت: دوست عزیز همچنان مجردن. اینطور که معلومه طی این سالها هیچ دختری منطبق بر معیاراشون پیدا نکرده اند. پارسال زنگ زدن گفتن که مامانشون گفته اون گولو بودااا اون دختر خوبی بود! و اینگونه دلم آی خنک شد، آی خنک شد....


حقیقت نوشت: واقعاً فکر کردین همچین پست وزینی رو نوشته ام که صرفاً پز خودشناسی ام رو بدم؟ خیر! نوشتم که تهش بگم من مردآرزوهامو پیدا کردم!

ایناهاش!  

و ایناهاش!

هیشکی جز اینو نمی خوام. دیگه از من گفتن بود. بعد از اینش با شما! برید برام بیارینش! معیارشم هر چی باشه قبوله!



نظرات (81)
12 مرداد 1394 ساعت 11:50 ق.ظ
دست بسته بیارمش یا آزاد و رها؟
تریپش رسمی باشه یا اسپرت؟
با خانواده بیارمش یا تنها؟
صبح بیارمش یا عصر؟
بیارمش منزل یا کافی شاپی جایی؟
نامزد می کنی یا زارپی ازدواج؟
پاسخ:
سلام
آزاد و رها در ظاهر ( ولی یه طناب ببند درو پاش که یهو در نره)
تریپ رسمی ( ولی از زیر یه لباس مدل سوپر منی تنش باشه)
با خانواده ( ولی سر خانواده اش رو گرم کن که بشه باهاش تنها اختلاط کنم)
صبح( ولی تا عصر کش بده زمان ملاقات رو )
بیار منزل( ولی سر ناهار وشام بکشونیمش بیرون ببینم دست به خرجش چطوره)
به اسم نامزدی بیار ولی قرارمون زارپی ازدواجه!!!!



عمو من اگه شما رو نداشتم چه میکردم آخه
از برادری کمت نکنه
12 مرداد 1394 ساعت 12:00 ب.ظ
من ایناش و ایناش رو با توجه به پکیدگی دستگاهم نتونستم بفهمم چیه.
راستی سلام
من وقتی همسرم رو انتخاب کردم(خودت که در جریان وقایع قبل بودی) ته دلم یه حس می گفت همین خوبه. ولی هنوز می ترسیدم که آیا درست هست یا نه.
گاهی به این سمت رفتم که خطا کردم و گاهی به این سمت که بهتر از اونیه که فکر می کردم.
یه سری چیزها کم کم درست شد و یه سری چیزها باید درست بشه و می دونم درست میشه.
ولی من نمی دونم اون حس چی بود.
امیدوارم اون حس رو همه تجربه کنن. اعم از دختر و پسر.
انگار خدا می گفت خوبه. بقیه اش با من. برو جلو
پاسخ:
سلام
خب نصف عمرت برفناست ندیدن ایناش و ایناش

اون حس خیلی عزیزیه
خوشحالم که تجربه اش کرده ای
12 مرداد 1394 ساعت 12:29 ب.ظ
گولو جونم سلام

مدتهای زیادیه که میخونمتا. اما امان از تنبلی در کامنت گذاری.
معیارهای اون آقای خوشگل و پولدار تو حلقم.

این ایناشم که علیرضا خانه که گمانم دبی زندگی میکنه.
تو اینستا پیج داره گوووووللله نمک
پاسخ:
سلام نوشین جان
آقای خوشگل پولدار رو پارسال حسابی چزوندم پارسال!!!

تا اینجاشو میدونم که اسمش علیرضاست و اینستاش ALIRESAAست و خودش هم دوبی زندگی میکنه
بعد از اینش رو چه کنم؟
12 مرداد 1394 ساعت 12:41 ب.ظ
:-))))))))))) گولو من انقد از این عاقاهه بدم میاد :-)))))))))) می تونیم دوست بمونیم پس!

پریروز صمیمی ترین دوستم در روز تولد سی و دوساله گیش ازدواج کرد و این تکست رو بهم داد:
"ببین اگه تا یه روز بعد 32 سالگیت عروسی نکنی دیگه می تونم جرت بدم"
فقط یه سال وقت دارم :-))))))))))
پاسخ:

سلام
والله انقده زندگی های داغون دیده ام که میگم تهش که طلاقه لابد
حداقل ادم با این ازدواج کنه که توی دوره ازدواجش حداقل یه دل سیر خندیده باشه.

باز خوبه
فریماه به من پی ام داده که اردی بهشت دارم میام ایران، عروسی ات رو بنداز اون موقع

صدالبته اینکه تو از این اقاهه بدت میاد میتونه تنها دلیل دوستی ما باشه چون من خعلی غیریتی ام!!!!
الان منو میکشن سایر خواننده ها که نگووووووووووووو تهش طلاقه
بابا بخدا شوخی کردم!

(باهاش ازدواج کنم میتونم باهات پنجشنبه شبا بریم بیرون، اخه این پنج شنبه شبا با مملی و بابای شوما می ره استخر)
12 مرداد 1394 ساعت 12:42 ب.ظ
خود خودشه فقط خارجه نشینشو نداریم ساکن همین آذربایجان خودمونه
لامصب عین همی علیرضاست
میرتینین باشی رسما یاریم ده ها !! ایستیرسن اشاره ایله!
پاسخ:
سلام
بزن زنگو
12 مرداد 1394 ساعت 12:55 ب.ظ
خب گولو جونم عمو سیبیلو رو بفرست کت بسته آزاد و رها بیارتش اینجا.
از اونجا که حرکت کردند شما اینجا سفره عقدو بچین عزیزم
پاسخ:
سلام
خو مگه نمیبینی عمو سیبیلو فعلا آپ نمیکنه وبلاگش رو؟
تو راهه چون!
رفته برام همسر مناسب شکار کنه بیاد
12 مرداد 1394 ساعت 01:04 ب.ظ
سلام
این آقاهه رو با کامپیوتر من نمیشه دیدش . اگه میشد هم ما کلا اصلا عمرا به شخص مورد علاقه آبجیامون نیگا نمی کنیم.
خدا رو شکر که پشیمون نیستی. مهم همینه که آدم راضی باشه.
پاسخ:
سلام
این آقاهه رو باس با چشم بصیرت دید
12 مرداد 1394 ساعت 01:30 ب.ظ
مطلب جالبی بود
راستی این دو تا مورد رو هم اگه تو لیست معیارهات نیست پیشنهاد می کنم بهشون اضافه کنی:

رفتار پدر و مادر اون خونه با هم چجوری ه
دایره دوستای طرف و میزان ارتباطشون (بنظرم خیلی مهمه که اینو داشته باشه)
بقیه ش احتمالا تو خیلی لیست ها هست
پاسخ:
سلام
لیست معیارهای من اینه
البته معیار نیستن
مواردی هستن که به نظر من یک همسر رو باید از این جهات سنجید و اگاهانه قدم برداشت
تحصیلات
صلاحیت خانوادگی
جایگاه در خانواده
شغل
رشد اقتصادی
سلامت
تطابق جسمی
طرز فکر نسبت به امور جنسی
رفتار اجتماعی
پشتکار
مطالعه
روابط اجتماعی
برونگرائی/درون گرائی
احساسات و نحوه ابراز(رشد عاطفی)
نحوه هزینه کردن
بهداشت
تفریح
مذهب
ارزش های اخلاقی
همسانی در طبقه اجتماعی
تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها
تعهد به قول
توانائی مدیریت
رو مخی ها
12 مرداد 1394 ساعت 01:31 ب.ظ
سلام گولو جان من دو سالی میشه مرد آرزوهامو یافتم اما حیف که فعلا فقط یافتم....پیشرفت دیگه ای حاصل نشده....
میگما کیانو ریوز یکم بهتر نبود؟
البته ایشونم خوبن ولی رو کیانو بیشتر فکر کن
در ضمن نظر خواننده ها جز معیارهات نیست؟
پاسخ:
سلام
باز یافتن خودش کلی محسوب میشه
کیانو ریور وز کهنه کردیم خواهر جان
نظر خواننده ها هست که انتخابم رو میذارم به شور و مشورت خو!
12 مرداد 1394 ساعت 01:42 ب.ظ
می دونستم ترکا غیرتی ان :-))))

حداقل من یکسال به دو روز کم! وقت دارم تو چی که باید تا اردیبهشت عروسی کنی!

میشه بقیه روزهای هفته م بریم بیرون گفتم که من خیلیییی ازش بدم میاد :-))))
پاسخ:

هرگز خدا رو دست کم نگیر
اگه اون بخواد من تا اخر ماه عقد میکنم
فقط بذار این علیرضا رو پیدا کنم

بقیه روزهای هفته نمیشه
چون تو دوستش نداری منکه دوستش دارم!!!!
12 مرداد 1394 ساعت 01:43 ب.ظ
سلام،
من این جمله رو متوجه نشدم ← "زن باید نارنگی چینی بلد بَیِه!"
باید بلد باشه از درخت نارنگی بچینه؟!
دیروز تو باشگاه یک دختر متولد ٧٣ داشت روی تردمیل بغلی خودش رو گرم میکرد. بهم گفت ازدواج نکردی؟ گفتم نه، علاقه ای ندارم. بعد شروع کرد به نصیحت و توصیه که ازدواج خوبه. اینقدر مات حرفهاش شدم که یادم رفت ١٥ دقیقه داشتم رو دستگاه عین اسب میدوییدم.
من تجربه ی بدی دارم. هنوز هم دست از سرم بر نمیداره و من هم از روی ادب، فقط باهاش مدارا میکنم ....
دلیلی نداره کسی که ازدواج کرده خوشبخت باشه. من تنهاییم رو به زندگی با کسی که حرف هام رو نمی فهمه و بهش اعتماد ندارم ترجیح میدم. حالا زود بری ازدواج کنی و بعد طلاق بگیری خوبه؟
تو خونه بهم یاد ندادن برای جلب توجه کسی آرایش کنم یا رفتارهای خاصی داشته باشم. من رو طوری بار اوردن که بتونم مستقل زندگی کنم و اگر قراره کسی وارد زندگیم بشه، تکمیل کننده ی هم باشیم.
آقای دوست چند مرتبه بهم گفته بود خوبه تو هم آرایش کنی. ولی من دوست ندارم و حتی هیچ لوازم آرایشی تو وسایل من پیدا نمیشه!
کسی که دوست داره، تو رو به خاطر ذهن زیبات دوست داره و شیفته ی اون شده. حالا املت رو با روغن زیتون بپزی یا کره تاثیری روی نظرش نداره! گرچه ادم خوبه آشپزی بلد باشه ولی نه دیگه در حد فرق بین کره و روغن جامد!
پاسخ:
سلام
بله ایشون یکی از ملّاک های بنام خطه مازندران هستن و لهجه ی مازندرانی شون موقع مکالمات حساس میزنه بالا

من میگم ازدواج خوب، خوبه! ازدواج بد اما خیلی بده!
کسی که تو رو دوست داره تو رو دوست داره نه اون چیزی که میخواد ازت بسازه رو
12 مرداد 1394 ساعت 01:45 ب.ظ
هنوز دیر نیست برا یه زوج خوب
پاسخ:
سلام
من گفتم دیره؟
12 مرداد 1394 ساعت 01:47 ب.ظ
سلام خانم خودشیفته! چقد خوب میبافی :) مالیات که نداره بباف عزیز جان بباف :)
با خوندن نوشته هات به ذهنم رسید که نکنه شما آنجلیناجولی هستی واسه اینکه ریا نشه با اسم مستعار و به زبان فارسی مینویسی؟!!!
و چقد خوب که شما ایننننننن همه خاطرخواه داری حسودیم شد!!!!!!
حالا واقعا آقای خوشکل و پولدارو چزوندی یا اون ولت کرد؟!!!
یعنی خوش بحالت!!!! نمیشه چندتا خواستگاراتو واسه ما هم بفرستی خانم جذاب؟!!!
پاسخ:
سلام
من بحمدالله خوب زندگی میکنم. و اتفاقا مالیات هم میدم.
شما چطور؟ شما که تلاش میکنی با کلماتت آسیب بزنی هم خوب زندگی میکنی؟
12 مرداد 1394 ساعت 01:48 ب.ظ
سلام
وای این خیلی خوووووبه، به شما بگم که دست رو خوب موردی گذاشتی. سلبریتی طور حتی یبارم سینا دعوتش کرده بود لیت نایت شو چند شنبه با سینا
پاسخ:
سلام تینا
یعنی هی با خودم میگم گولو از خر شیطون بیا پایین
هی میبینم نیمشه
همینو میخوام
ا برم برنامه اش رو پیدا کنم پس
12 مرداد 1394 ساعت 01:48 ب.ظ
سلام گولو جانی
آقاهه خیلی خوب بود، درگیر مریضی پسرکم و زیاد حال و حوصله ندارم ولی کلی خندیدم هم از دست آقاهه و هم مخصوصا به دلیل انتخابت:
"حداقل ادم با این ازدواج کنه که توی دوره ازدواجش حداقل یه دل سیر خندیده باشه."
"باهاش ازدواج کنم میتونم باهات پنجشنبه شبا بریم بیرون، اخه این پنج شنبه شبا با مملی و بابای شوما می ره استخر"
پاسخ:
سلام مهفام
ای جان
پسرک موفلفلی من حالش چطوره
الان از راه دور براش یه و ان یکاد میخونم

خب حرف راست گفتم دیگه!
12 مرداد 1394 ساعت 02:02 ب.ظ
منظورم سه تایی بیرون رفتن بود:-))))
پاسخ:
نهههههههههههههههه
هرگز
من تو کتاب "چگونه همسر خود را از دام وسوسه برهانیم" خونده ام که هرگز همسرتون رو با دوستاتون آشنا نکنید!!!"
مخصوصا که دوستتون مجبور باشه تا مرداد سال دیگه عروس کنه و مامور باشه و معذور!!!
12 مرداد 1394 ساعت 02:11 ب.ظ
سلاممم
نه گولووو
این مرد آرزوهای منههه
نمیشه که
من زودتر گفته بودم
من وقتی موهاش فرفری بود فهمیدم که هیچکی غیر اینو نمیخام
پاسخ:
سلام
نخیرم مال منه!
چون من از تو قوی ترم
12 مرداد 1394 ساعت 02:14 ب.ظ
سلام عزیزم

منم از طرفدارای این آقا هستم. جالبه کلیپ هاشو میبینم با خودم میگم واه واه چه یخ!! بعد تهش از خنده میپوکم از بیمزگی بانمکه
من دعا میکنم بهم برسین. کار دیگه ای از دستم برنمیاد خب
راستی نارنگی چینی چیه؟! چه ربطی داره؟!
پاسخ:
سلام خانم دکتر جان
اداهاش معرکه ست
تو فقط میمیک چهره رو توی این کلیپ داشته باش!!!

http://s6.picofile.com/file/8204006250/%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AA.mp4.html


نارنگی چینی گویا از مهارتهای عمده ی مادر مادر بزرگ این دوست خوبمون بودن که بعنوان معیار عروس خانواده به ارث رسیده بود!!!
یعنی جدا اینا معیارهای انتخاب عروس رو از 1300 که باغ نارنگی داشتند دیگه بروزرسانی نکرده بودن.
12 مرداد 1394 ساعت 02:21 ب.ظ
نمیدمششش بهتتتت
خودم زودتر پیداش میکنممنن
بعدم باید قول بده باز موهاشو فرفری کنه
هر روز دختر آتیشپاره رو بخونه
پاسخ:

نهههههههه خییییییییییییییییییییییر

مال منه!
مل خودم!!!!
12 مرداد 1394 ساعت 02:40 ب.ظ
افرین بیار اینجا معرفی شون کنیم به شور ومشورت بشینیم یه شوهر باب دل برات انتخاب کنیم
پاسخ:
12 مرداد 1394 ساعت 02:51 ب.ظ
حسم از نوشته های اخیر این بود.
حتی برا مامان شدن هم دیر نیست. دهه ی سی دهه ی خوبیه.
پاسخ:
آها
هر چی پیش بیاد خوشه
دهه سی معرکه ست
12 مرداد 1394 ساعت 02:54 ب.ظ
اونم به شما ابراز علاقه کرده قبلا :دی

https://www.facebook.com/Aliresaa/videos/vb.780069883/465986204883/?type=2
پاسخ:
سلام
ای وای من فیلتر شکن ندارم
این چیه؟
12 مرداد 1394 ساعت 03:04 ب.ظ
خواستگار باید بعد دیدن روی ماه آدمی عاشق آدم بشه. جوری که اگه گفتی کچلم بگه من با همین کچلی ات می خوامت.

یه خواستگار ما داشتیم عشق هیئت بود. می گفت بلدی قند بشکنی. برا هیئت برنج پاک می کنی؟ من یهو دیدی 20کیلو برنج اوردم گفتم پاک کن برا هیئت.

نارنگی رو گفتی یاد اون افتادم. درجه ی خلی تو مردا هست. زیاد جای نگرانی نیست.
پاسخ:
سلام
هیئت!
نمیدونم
اینا مربوط به هم کفو بودنه
یهو میبینی یکی هم کیف میکنه از این معیار
12 مرداد 1394 ساعت 03:04 ب.ظ
من دلم پری رو میخوااد
من دلم پری رو میخوااد
پری منو نمیخواد
پری منو نمیخواد
اینو پست گذاشته تو فیس بوک
لینک بالاست
پاسخ:
ای وای من!
خو برید بهش بگید پری هم تو رو میخواد لامصب
12 مرداد 1394 ساعت 03:08 ب.ظ
مگه نارنگی چیدن کار خیلی سختیه؟
ازدواج خوب ازبهترین نعمتهای دوست پسرجان شماست وازدواج بد وغلط نمای نزدیک عقوبت های جهنمیه که دوست پسر شما جلوه زمینی اش را درقالب ازدواج بد نشون میدن
من اخرین پارامتر لیستت را خیلی مهم میدونم رومخی ها داغون میکنن
پاسخ:
سلام
بله کار سختیه
البته تفریحی اش سخت نیست
بلکه توی فصل چیدن نارنگی ، روزی بالای صد کیلو چیدنش سخته

رومخی ها واقعا مهم هستن
12 مرداد 1394 ساعت 03:33 ب.ظ
من هیئت دوست دارم ولی هزار تا کار مهمتر شاید من داشته باشم این کار رو بدم یکی دیگه بکنه یه پولی هم بهش بدم. هم من به کارم میرسم هم اون یه پولی گیرش میاد. کار هیئت هم انجام میشه
من به نظرم رسید دیدگاهمون خیلی فرق داره.
یعنی فکر می کرد جز هیئت و غذا دادن توش و حسین حسین کردن هیچ چیز دیگه ای ارزش خاصی نداره.
حسین حسین کردن به زعم من فقط به ذکر نیست و فقط به صورت قضیه نیست. هیئت نفسش مهمه که اغلب هیئتها اون نفس رو ندارن.
اگه رفتارت حسینی بود واقعا اون وقت هیئت کارش رو کرده.
پاسخ:
بعله
گاهی ادمها اصول زندگی رو با زیور زندگی و بالعکس اشتباه میگیرند
همون هیئت اگر باعث بشه حقی از خانواده ضایع بشه ، کار نادرستیه
12 مرداد 1394 ساعت 04:16 ب.ظ
در مورد سوابقش و اخلاقیات و ادبش تحقیقات مفصلی انجام شده ... تایید نمی شود
https://www.facebook.com/Aliresaa

:دی
پاسخ:
سلام
ممنونم
ولی کاری نمیتونم بکنم!
رشوه میدم براش عدم سو پیشینه میگیرم!!!!
12 مرداد 1394 ساعت 04:44 ب.ظ
گولو همیشه راست میگه خب!
تازه پسرک من مو قرمزیه ولی مو فرفری نیست مرسی از مهربونیت، خداروشکر خیلی بهتره، 2-3 روز بود همش دلدرد داشت و هرچی میخورد "با عرض پوزش" برمیگردوند.
تولد حنا ی نازنینت مبارک باشه خاله گولوی مهربون
پاسخ:
سلام
فرفری نه
فلفلی
مثل نمکی
ای جونم
لعاب برنج به من میدادن وقتی اینجوری میشدم
12 مرداد 1394 ساعت 04:51 ب.ظ
سلام عزیزم

خیلی ازت ممنون. اگه گفتی واسه چی؟ راستش من میخاستم واسه کنکور موهامونو کچل کنم. البته اولش خیلی شک داشتم. ولی بعد از اینکه یه خورده تو نت گشتم پستتو راجع به کچل کردنت خوندم و کلی بهم اعتماد به نفس داد. الانم میخام سرمو بتراشم ولی راستش نمیدونم چجوری؟ یه خورده راهنمایی ام کن چجوری بتراشم. بعد از اون پست قبلیت چن بار دیگه سرتو تراشیدی؟
ممنون
پاسخ:
سلام
حواست باشه من میدونستم کچل کردن یعنی چی ها
رشد موهامم خوب بود
از طرفی موهای کوتاه بهم خیلی میاد

من جمعا سه بار با تیغ موهامو کچل کرده ام و ده باری با قیچی و موزر و اینا
برو ارایشگاه بگو لطفا موهامو یک سانتی بزنین
مبارکه
12 مرداد 1394 ساعت 05:23 ب.ظ
با اجازتون مرد ارزوهای شما رو ریختیم تو موبایل .بزنیم رو تکرار برای انیساط روح و جسم (لطفا عیرتی نشید)
پاسخ:

سلام
خواهش میکنم
اجازه ما هم دست ایشونه
12 مرداد 1394 ساعت 05:39 ب.ظ
پرنده جان
معیار داشتن خوبه چون مثل قطب نما می مونه از طرفی کافی نیست چون هنوز جی پی اسی برای امر همسر گزینی اختراع نشده. شخصا بر اساس معیاری که داشتم پیش رفتم. خوب راضی هم هستم اما هیج قطب نمائی تضمین نمی کنه وقتی به مقصد رسیدی چی در انتظارت هست. منطورم اینکه معیار خیلی هم مهم نیست چون تمام کار ازدواج عقل نیست و باید به دیوانگی هم بها داد. بگذار اعتراف کنم که من به دیوانگی ام هم بها دادم و راضی هستم. ریزه کاری هاش بماند برای خرداد سال دیگه!
پاسخ:
سلام کامشین عزیز خودم
دقیقا عالی گفتی
قطب نما و جی پی اس !
همینا روب رای توصیف لازم داشتم
یه درصد جادویی از توکل و قلب و مغز لازمه توی ازدواج

هوریاااااااااااااا
لحظه شماری برای خرداد
12 مرداد 1394 ساعت 06:25 ب.ظ
سلام.من بعد مدت ها خاموشی دوباره برگشتم.
خوبی دختر جان؟
با یه سوتیه گنده هم اومدم...بگم بخندی, تا یه ربع داشتم فکر می کردم که زن چه ربطی به نارنگیه چینی داره؟؟؟؟!!
برای همسرم هم بلند خوندم بلد بیه رو رو می دونست یعنی چی ولی ربطش به نارنگیه چینی.....یهو یه جرقه زده شد توی ذهن مبارکم که ای کیو جان, مراسم نارنگی چینی یا همون چیدن نارنگی.....
پاسخ:
سلام سلام
خوش برگشتی
نارنگی چینی!!!
12 مرداد 1394 ساعت 06:26 ب.ظ
ممنون از لطف شما...
اگه متن بالا واقعیت داره بگم که دارین سخت میگیرین زندگی اونقدا هم سخت نیست که نیاز به همچین کنکوری داشته باشه
پاسخ:
سلام آقا فرشید
نوشته ها واقعیت هستن
متوجه نشدم چرا میفرمایید که سخت میگیرم
چون راستش حس میکنم تازه تازه دارم سهل تر میگیرم
12 مرداد 1394 ساعت 06:54 ب.ظ
گولو واقعا ممنونم از مطلبی که نوشتی
جان مایه این پست فوق العاده است اما نمی دونم چرا به طنز برگزار رف شد و رفت
پاسخ:
سلام
خب چون نمیخواستم بحث جدی بشه
12 مرداد 1394 ساعت 07:04 ب.ظ
سلاااام گولو خانومی(اسمتم قشنگه). بالاخره رسیدم. خسته نباشم! چه به موقعم رسیدم!
مرد ارزو هروقت بخاد میرسه گولو. شاید حتی معیارهای تورو نداشته باشه، اما اگه خودش باشه، میاد توزندگیت. از جایی و زمانی که فکرشم نمیکنی. واسه من این اتفاق افتاد. لحظه ای که حتی فکرشم نمیکردم، کسی که مطلقا فکرشم نمیکردم! گرومبی افتاد تو زندگیم !و حالا.... خیلی خیلی راضیم. زنهایی مثل گولو همسران بسیار بسیار موفقی از آب درمیان. چون دل سیر از جوونیشون لذت بردن و عقده هیچی به دلشون نیست و با تجربه ن و کلی درس گرفتن ازهمه چی. خوش بحال تو و مرد آرزوهات
پاسخ:
سلام
خوش رسیدی مریم گلی جان
12 مرداد 1394 ساعت 08:46 ب.ظ
همممممم... چلنج اکسپتد! ببینیم کی زودتر با علیرصا! ازدواج می کنه :-)))
پاسخ:
سلام
هی وای
و اینگونه ست که معلوم میشه ما فرزانگانی هستیم!
بخاطر چلنج حاضریم زندگی مون رو فنا کنیم



زهی خیال باطل
من دارم چمدون میبندم برم دوبی
12 مرداد 1394 ساعت 10:21 ب.ظ
گولو خدا خفه ات نکنه.
اینکه تو موارد موهم لهجه عود کرده هم خعلی باحال بود. عوضش علیرضا می برتت دبی و تو وختی می خوای با هر روغنی که دلت! می خواد آشپزی کنی، با موزیک خالی آهنگای شماعی زاده واست شعر می خونه. مثلا شوما با تم آهنگ ی دختر دارم شاه نداره شعر زیر رو تو لوکیشن مذکور و از دهان کیس مطلوب تصور کن و حالش و ببر:
یه گولو دارم تا نداره
املت و کره اش حرف نداره
به کس کسونش نمی دم
به راه دورش نمی دم
ملاک که تای گولو نیست
نارنگی چینی کار گولو نیست
اینجاش باید اون موسیقی قریه وسط آهنگ پخش بشه.
پاسخ:

سلام
معرکه بود
13 مرداد 1394 ساعت 12:11 ق.ظ
سلام
گولو مرد آرزوهات (آقای ایناهاش) چه قدر به معیارهایی که برام نوشتی نزدیکه! خودشه اصلا!
پاسخ:

سلام
د اصلن قانونش همینه
اول یه لیست عالی مینویسی
صد نفر رو باهاش رد صلاحیت میکنی
یهو یه نفری که نه با سر لیست میخونه نه با ته لیست انتخاب میکنی!!!!
13 مرداد 1394 ساعت 12:26 ق.ظ
ازدواج خیلی سخته گولو
برای دخترای خودساخته دهه شصتی سخت تر
بودن با مردایی که دارن.میرن.توی میانسالی و هنوز.مجردن سخت تر
از من بشنو که دارم به چشم سختی های ازدواجم رو میبینم
دعا.کنید برامون
پاسخ:
سلام زهرا
امیدوارم همه چی بهترتر بشه
13 مرداد 1394 ساعت 08:14 ق.ظ
من مازندران زندگی میکنم اما ازین معیار عجیبا ندیدم!نارنگی چینی آخه سخت نیست!باز میگفت لیمو بهتر بود چون شاخه های تیغ دار داره یا میگفت انجیر!
با این معیار همون بهتر این مازنی ریکا تنها بمونه!
از انتخاب همسرتون لذت بردم!
پاسخ:
سلام

والله از شما چه پنهون معیارش حتی اگر نارگیل چیدن هم بود که به نظرم از همه چیدن ها سخت تره ، بازم برای من عجیب بود.
13 مرداد 1394 ساعت 09:27 ق.ظ
منم 33 سالمه و هنوز ازدواج نکردم گولو جان . نمیدونم چی پیش بیات . تا خدا چی بخوات امیدوارم خوشبخت بشی دیر و زود بودن مهم نیست . خوبیت از دور دورا هم حس میشه . قربانت
پاسخ:
سلام خانم خانمها
همین خوشبختیه که واسه آدمها موندگاره عزیزم
منم امیدوارم تو سربلند و شاد باشی
13 مرداد 1394 ساعت 10:38 ق.ظ
سلامـــــــــــــــــــــــــــــــ
راستش گولو جون برو خوش باش و ازدواج نکن خنده:
شوخی میکنم . ولی ازدواج واقعا معقوله ی پیچیده ایست .
من 6 سال از شما بزرگترم .18 ساله ازدواج کردم و یه پسر 14 ساله دارم . اینارو میگم که بدونی آردمو بیختم و غربالمو آویختم
ولی من میگم تو این دوره زمونه آدم تنها بمونه بهتره تا با عذاب زندگی کنه .
اینکه میگم پیچیدس معنیش اینکه زندگی کردن زیر یه سقف با یه آدم دیگه و احساس آرامش کردن احتیاج به طومار معیارو رسپی آشپزی نداره . یه چیزایی داره که باید حتما تجربش کنی .
امیدوارم رایت من تو پیدا کنی و با ارامش باش زندگی کنی .
من خدا رو شکر راضیم یه جاهاییشو دوس ندارمااااااااا ولی کلا راضیم .می دونی تو زندگی مشترک 90% حل باشه و خوشحال باشی یعنی خیلــــــــــــــــــــــــی . یعنی خوشبختـــــــــــــــی
پاسخ:
سلام
به به
چه پیشکسوت دلنشینی
توی هر دور و زمونه ای تنهایی بهتر از عذاب مدامه
نود درصد عالیه
من در حقیقت فکر میکنم اگر کسی 60 درصد با من بخونه نور علی نور بشه

شاد و خوشبخت باش
13 مرداد 1394 ساعت 12:05 ب.ظ
گولوی عزیز
1-یعنی من محو دقت نظرت شدم در معیار نویسی!سرعت عمل در کاره!!!!!!! معرکه بود این ملاک.یعنی عدم تشابه در همین یه مورد میتونه دونفر رو به طلاق بکشونه حتی!
2-چلنج رو خوب اومدی خداییش.ما یه گروه بچه های مدرسه داریم یعنی برای یه جوک هم که گاهی کسی بذاره ساعتها وگاه روزها بحث داریم.البته گروه متفاوتیه دوستش دارم خصوصا این روزها که اکثر ادما سطحی شدن وفکر کردن تعطیله.
3-دوست دارم گواوی سمپادی عزیز
(شماره زدم چون موارد به هم بیربط بود!)
پاسخ:
سلام آفتابگردان
این سرعت عمل باعث شده زندگی دو تا از اشناهای من به مشکل بربخوره
اقا بیخیاله و خانم زودجوش
اقا برای تعمیر شیر اب قرنها وقت داره
ولی خانم خون خونشو میخوره
و این وقتی تو تک تک مسئل تعمیم داده میشه خیلی زندگی رو گند میکشه


مرسی عزیزم
13 مرداد 1394 ساعت 12:19 ب.ظ
محفلتون باشه همیشه ماچم اساسی به لپ کوچولوش
بعدش گولو جونم منم عینا این فصول بی معیاری و با معیاری و ... گذروندم اما در سن 34 سالگی یهو وبا بازی کائنات با اقای همسر اشنا و مزدوج شدم الان مطمئنم اگر قبل از اون ازدواج میکردم کارم الان یا به جدایی یا به افسردگی میکشید زمان الهی بهترین زمان و معیار الهی بهترین معیار اما جزئی نگری بزرگترین افت چون منم همین مشکل رو داشتم نیاز به یه پست داره تا مفصل بگم قضیه من چی بود و چی شد
بهترینو کائنات برات میخواد عزیزم
پاسخ:
سلام
چه کامنت گل و شیرینی!
به دلم نشست
به دلم نشسته ای
13 مرداد 1394 ساعت 12:46 ب.ظ
گولوی عزیز سلام ١-نمیشه اون ملاک باغ نازنگی دارو رد کنی اینورا چون من هم عاشق نارنگیم هم کسی که باغ نارنگی داره واینقدم تو باغ نیست خوبه که !!!!!٢- برام جالبه که ادمهای حسود حتی تودنیای مجازی به خواستگارای افرادی که براشون مجازین حسادت واقعی میکنن خدا بهشون سلامتی عطا کنه ٣- من تجربه ازدواج وایضا طلاقم داشتم هردوشون هم خیلی مدرن وامرو زی انجام شد فقط فاصله بینشون خیلی سنتی واحمقانه به مدد خانواده ها گذشت که البته الان نه پشیمونی هست نه حسرت فقط من یه چیز مهم فهمیدم ببین پیش رفتن وخوشبخت بودن تو زندگی خیلیش به معیارامون قبل ازدواج ربطی نداره ( نگفتم اصلا نداره) فاکتور مهم مهارتهای زندگی که خیلی از ما تو زندگی نداریم وهمین زندگیمونو میتونه داغون کنه همسر من تمام معیارهای منو داشت اما هردوی ما وبیشتر اون نتونستیم زندگیمونو منیج کنیم وطوری شد که واقعا دیدیم نمیتونیم ادامه بدیم واقعا نمیشد وجداشدیم بدون هیچ حس ناراحتی ببین به کجا رسیده بودیم ما سالها عاشق هم بودیم . وانقد خاطرات بد از ازدواجمون داشتیم که حتی دیگه به پشت سرمون نگاه نکردیم . من فکر میکنم سرلوحه همه معیارات انعطاف پذیری وهمدلی برات باشه کسی که به تو به چشم یک انسان با حقوق انسانی نگاه کنه ودرکت کنه ... با هر کسی حتی با همینی که انتخاب کردی هم میتونی زندگی کنی اگه درک متقابل باشه... موفق باشی
پاسخ:
سلام اوا
چقدر زیبا نوشته ای
اول بگم که اقای نارنگی فردا تولدشه و امروز زنگ زدم که چک کنه که مبادا فردا یادم بره بهش تبریک بگم و منگوله حرفاش این بود که مامانم میگه فلانی دیگه امسال زنه بِبَر!
میدونی اوا؟
من دارم تو این وبلاگ زندگی میکنم. بارها برمیگردم متن هامو میخونم. اگر قرار باشه دروغ بنویسم خودم بیشتر از آسیب میبینم. این درکیه که خودم بهش رسیدم.بنابر این حرفهای اون نادوست منو چندان آزرده نمیکنه.
اوا چقدر خوب و واقع بینانه نگاه کردی به این قضیه
ازدواج خیلی شانسه تهش
خیلی
13 مرداد 1394 ساعت 12:47 ب.ظ
منم همسن شمام و تبریک میگم بهتون که بادید باز به مسایل نگاه میکنین کاری ک من نکردم و هشت ساله توی ازدواجم ومدام ازخودم میپرسم اون موقع ک بله گفتی ایا مغزی تو سرت داشتی؟خیر ،فقط ازترس حرف مردم ....
پاسخ:
سلام
خوشبخت باشی رز عزیز
ما همه گاهی نامناسب انتخاب میکنیم.
بیا ببینیم امروز چه انتخاب های خوبی میتونیم بکنیم.
13 مرداد 1394 ساعت 01:09 ب.ظ
این عکس پست چقد خوبه.
من یکی از معیارام این بود که حتما حتما طرف باید قدش بلند باشه که من راحت بتونم کفش پاشنه 10 سانتی به بالا بپوشم. معیاره دیگه.
پاسخ:
سلام
عزیزکم تو عکس میخوای لب تر کن
برات یه سی دی عکس میزنم این دفه
خدا رو شکر که این معیارت تمام و کمال تامین شد
13 مرداد 1394 ساعت 01:37 ب.ظ
آقا ما همسر آینده رو بسیار پسندیدم ، خیلی هم خوبه چند سال مگه آدم میخواد زندگی کنه به نظر من اولین معیار باید شاد و شوخ و فان بودن طرف مقابل باشه باید یکی باشه که بتونه بخندونتت. چون به طور قطع نمیشه کسی پیدا کرد که تمام تو رو درک کنه حداقل وجه مشترک بشه شادی.. نه افسوس عدم درک و تفاهم.. این نتیجه 4حاصل 1190روز زندگی مشترک می باشد ( پوزخند نه لبخند با دو ردیف دندون تا حلق )
پاسخ:

سلام
دقیقا
گل گفتی
ده هزار ساله بشه زندگیت
13 مرداد 1394 ساعت 02:55 ب.ظ
میدونی به نظر من

زندگی با چالش قشنگه... خوبه که هدف ها مساوی باشه
همیشه یه جاهای ریزی اختلاف سلیقه هست
طبیعیه چون هر دو تا دو انسان متفاوت هستن که همدیگر
رو شناختن.. تازه هر کدوم از یه دنیا.... قبلنا که کتاب های
روانشناسی ازدواج میخوندم مخصوصا باربارا میگفتم
چی میگه بابا مگه میشه اخه؟ ولی الان میدونم که تفاوت
نگرش دنیاشون با نگرش ما واقعا متفاوته البته نه همیشه

ولی زندگی بالا پایین داره... ادما تغییر میکنن...

فک نکنم معیار های الانت با معیار های اون سال ها برابر باشه
پاسخ:
سلام
من فکر میکنم اگه با یکی عین خودم ازدواج کنم چقدر زندگی مون بی مزه ست
تفاهم با تشابه فرق داره


***
مسلما معیارهام تغییر کرده اند
الان بیشتر جنبه هایی هستن که از منظرشون همسرم رو بسنجم.معیارهای سفت و سخت ندارم چون غالب مسائل اقتضایی هستن
13 مرداد 1394 ساعت 03:00 ب.ظ
چرا عکس باز نمیشه آیا ؟
پاسخ:
سلام
کدوم عکس؟
13 مرداد 1394 ساعت 03:32 ب.ظ
البته گولو جان یه چیزیم که حتما باید میگفتم ویادم رفت اینه که ازدواج به امتحانش میارزه مخصوصا اگه ازرو خوداگاهی باشه وباری به هر جهت نباشه که مطمینم در مورد شما همینطور خواهد بود یه تجربه خوبیه که من فکر میکنم که اونایی که به هر دلیل ازدواج نمیکنن ازش محروم میشن زندگی خیلی خیلی نزدیک بایه انسان دیگه که تو هیچ رابطه دیگه ای ممکن نیست حتی با والدین عزیزمون یه رابطه خاصیه ...خلاصه میارزه حتی اگه اخرش گارانتی نداشته باشه (خدای نکرده البته) باهمه تلخیهایی که ممکنه گاهی کام ادمو تلخ کنه منکه از تجربش حتی باوجود پایانش ناراحت نیستم بهترینها در انتظارت باشه عزیزم
پاسخ:
سلام دوباره
ازدواج تجربه خوبیه
ولی گاهی هزینه ی این تجربه خیلی بیشتر از این حرفهاست
من هم از همین میترسم
13 مرداد 1394 ساعت 03:39 ب.ظ
سلام گولوجان
خیلی دلنشین بود آمیختگی طنز و جدیت این پست
فقط یه سوال
بدون شوخی،از چی این آقای ایناهاش خوشت اومده؟
قصدم اصلا کنایه و تخریب نیست،واقعا برام سوال پیش اومد
پاسخ:
سلام
از شما چه پنهون ایشون هم موهاش فرفریه هم لپ داره هم شکم هم بامزه است
یعنی کاملا منطبق بر معیارهای منه
13 مرداد 1394 ساعت 03:56 ب.ظ
چرا من فک کردم منظورت اینه که با خمیر چینی نارنگی درست کنه؟!!!!!!!!!!!
پاسخ:
سلام

لابد چون نارنگی از نظر هنرهای تجسمی به نظرت خیلی خاص اومده!!!!
13 مرداد 1394 ساعت 04:23 ب.ظ
عطف به جواب کامنت مهناز،
خدایی گولو شیکم جز معیاراته؟ لپ؟ موی فرفری؟

آیم نات شاکد، جاست سورپرایزد!
پاسخ:
سلام
خدایی ترکیبش خیلی خوب دراومده
حالا معیارم نبود، ولی اینو که دیدم معیارم شد.
یعنی من شکم دار و مو فرفری و لپو ندیدم که دلنشین نباشه

دتس گریت.کاز ای واز توتالی شاکد تو فایند دیس فکت. بات از دی سی: لاو ایز بلایند
13 مرداد 1394 ساعت 04:34 ب.ظ
گولو جان، برات آرزو میکنم که خدا بهترین آدم ممکن رو نصیبت کنه عزیزم، من خواننده قدیمیتم ولی واسه اینکه با بقیه اشتباه نشم اسممو زدم جدیدمیشه لطفا اگه امکان داره بازم کلیپ از آقای شوهر بامزتون واسمون بذارین
پاسخ:
سلام قدیمی به سمیرای جدید
چشم
13 مرداد 1394 ساعت 04:37 ب.ظ
بازم سلام نمیخوام زیاد حرف بزنم اما همش مجبور میشم عزیزم اگه به اخر ماجرا بخوای فکر کنی وهزینه هاش مثل اینه سفر نری بخاطر خطر تصادف شروعش با خودمون باید دل بدریا بزنی . .. تجربه من به خودم ثابت کرد طلاق هزینه زندگی نیست موندن وفنا شدن وفنا کردن دیگری هزینه هست طلاق هرچند تابو باشه از دید جامعه اما یک در اضطراریه یه سوپاپه برای مبادا فقط خدای نخواسته اگه لازم شد باید باید ازش استفاده کرد بلاخره یه کم باید ترسهای بینهوده را کنار گذاشت مخصوصا یکی مثل تو که دوست پسر خوبی داره ودر هر حال میتونی بپری بغلش تا حمایتت کنه ( این کامنت اخره قول میدم)
پاسخ:
سلام اوا
منظورم این نبود که از ترس هزینه ، تن به ازدواج ندم.نه.
منظورم این بود که الان فاکتور های ریسک خیلی زیاد شده
طوری که ادم طلاق رو یه امر بعید نمیدونه
کامنتات خوبه که
چرا اخری اش باشه.منکه دارم یاد میگیرم ازت
13 مرداد 1394 ساعت 05:19 ب.ظ
من دبی ام :-)))))
پاسخ:
زهرمار
فرزانگان هشتاد رو بسیج کنم بیان دمارت رو در بیارن
ناسلامتی سال بالاییتم
دههههه!

راستی سلام

جهنم و ضرر
پیداش کردی یه ماچم از طرف از لپش کن
13 مرداد 1394 ساعت 06:27 ب.ظ
گولوی عزیزم تو بینظیری، سمپادی من همه کارات برام تحسین برانگیزه، همیشه اولین وبلاگی که میخونم ، وبلاگ تو هست، همیشه ازت ممنونم که یاد میدی بهم خیلی چیزها رو،کلی فکر پشت هر جمله ات هست .... اینا که گفتم رو میدونم که ربطی به این پست نداره ولی خیلی وقت بود که میخواستم بگم،
از دیشب تا حالا چند بار صفحه اینستا این کیس ایتالیایی !!!! رو بالا پایین کردمو مردم از خنده!ازت خیلی ممنونم که مینویسی ...
پاسخ:
سلام مریم
خیلی شرمنده میکنی
لامصب مثل پاستا خوشمزه ست
13 مرداد 1394 ساعت 09:15 ب.ظ
سلام گولوی من
ببخشید اشتباه متوجه شدم فلفلی رو،
اتفاقا من عاشق موی فرفری هستم اونم با شک قلمبه و لپ، کاملا هم موافقم که از ترکیب اینها با هم یه آدم مهربون در میاد
منم قول میدم دیگه کامنت نذارم،
قول قول قول
پاسخ:
سلام مهفام عزیز
ای بچه ی مهربون من
بیا بغل
13 مرداد 1394 ساعت 10:26 ب.ظ
سلاااااااااااااااااام آخیش بعد از چند وقت چند تا پست قشنگ خواندم. ایناش و ایناش را هم دیدم. به نظرم آدم بانمکی بود. ارزش داره بگردی پیداش کنی
پاسخ:
سلام سلام
در راه رسیدن بهش دارم تلاش میکنم
13 مرداد 1394 ساعت 11:32 ب.ظ
حداقل عشاق نامبرده باعث خنده و شادیت شدن.بعضى عشاق فقط بلدن گریه بندازن طرف رو
پاسخ:
سلام
والله
حرف حق
14 مرداد 1394 ساعت 01:28 ق.ظ
سلام گولو
و چقدر که ازدواج تهش معلوم نیست
پاسخ:
سلام
ته همه چی معلومه
این دنیا قرار نیست محل خیلی خوش گذروندن باشه
14 مرداد 1394 ساعت 01:37 ق.ظ
گولو جان فعلا از زندگیت لذت ببر
من ببست ستلگی ازدواج کردم
الان هشت ساله یه چشمم اشکه یه چشمم خون
بهتزین سالهای عمرم تباه شد
پاسخ:
سلام
متاسفم که اینو میشنوم
امیدوارم بهترین سالهای عمرت به زودی سر برسن و تلخی های گذشته رو پاک کنن
14 مرداد 1394 ساعت 10:11 ق.ظ
من نفهمیدم منظورش از نارنگی چینی چیه؟
پاسخ:
سلام
یعنی مهارت چیدن نارنگی از درخت!
بطور کلی یعنی مهارت در کارهای یدی
همین نارنگی چینی در فرهنگ ما ترکها میشه دیگ بلند کردن
14 مرداد 1394 ساعت 11:12 ق.ظ
سلام گولو جونم . منم مثل تو یه لیست مکتوب داشتم و از اون مهمتر یه لیست توی ذهنم که یه چیزایی که دیگه روم نشده بود تو لیست مکتوب بنویسم رو تو ذهنم داشتم.
اما از یه چیز خبر نداشتم
همه ما آدما توی روانمون و توی ناخودآگاهمون یه لیست دیگه داریم که اتفاقا بر اساس اون لیست همسرمون رو انتخاب میکنیم .
و اون لیست رو اگه یکی میتونست قبل از ازدواجم از تو روانم درش بیاره و بهم نشونش بده محکم و قاطعانه رد میکردم و میگفتم نه نه این لیست من نیسسس.
اما بعد ازدواج روبرو شدم باهاش .
اول فکر کردم اشتباهی در کاربوده ولی بعد فهمیدم نه . این سرشت و روانم بوده که این انتخاب رو برام کرده
این دو کتاب رو حتما حتما بخون
تنها راه پایداری زندگی زناشویی و ازدواج رنج مقدس
هر دو از انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی
پاسخ:
سلام فاطیما جان
از خوندن کامنتت عجیب شوکه شدم
مدتیه خودمم با کمک مشاور و مطالعه به همین نتیجه رسیده ام که نکنه سایه ام با یه لیست دیگه اقدام به جذب مردهای نامناسب برای ازدواج میکنه!!! برای همین دارم کلاس میرم
و فکر کن که امروز این چهار عنوان رو سفارش داده ام
انواع عشق
تنها راه پایداری زندگی زناشویی
چرا حال انسان امروزی خوب نیست
ازدواج رنج مقدس

و یهو اومدم دیدم شما این کامنت رو گذاشته ای
شوک شدم کاملا

ممنونم
خیلی زیاد
الان با انگیزه ی خیلی بیشتری میخونمشون
14 مرداد 1394 ساعت 01:54 ب.ظ
سلام
اینو پیدا کردم: http://www.aparat.com/v/Si8RZ
پاسخ:
سلام
ای جان
چه لقمه
14 مرداد 1394 ساعت 04:20 ب.ظ
ای بابا گولو چرا سخت گرفتی میرفتی نارنگی میچیندی خووووو!!! من تجربه ازدواج و طلاق رو داشتم و می دونم که تحمل تنهایی اگر چه سخت اما بسی سهل تر از یه زندگی دونفره ی پر از تنهاییه!!
پاسخ:
سلام
فکر کنم بد توضیح دادم
ایشون عقیده داشت زن باید نارنگی چینی بلد بیه و من بلد نه بیه!
یعنی رسمن گفت با این حقیر قصد ازدواج نداره!
وگرنه من انقدر خر بودم که برم نارنگی چینی و از اون داغون تر هم یاد بگیرم
جوونیه و جاهلی
15 مرداد 1394 ساعت 12:54 ق.ظ
تلاش نکردم آسیب بزنم. قصد آسیب هم نداشتم. امروز تو هیستوریم اتفاقی وارد بلاگت شدم جوابتو دیدم.
من اهل بلاگ نویسی و بلاگ خونی و زندگی در دنیای مجازی نیستم.حتی عضو هیچ گونه شبکه اجتماعی مجازی هم نیستم. یکی دو ماه پیش بنا به دلایلی به بلاگ اسکای مراجعه کردم و برخی مطالب "پستهای اخیر" بلاگ اسکای نظرمو جلب کرد. بلاگهایی که خوندم بیشتر زندگی روز مره افراد بود. 3-4 تاش واسم جالب بود و دنبالشون میکردم تا اینکه متوجه شدم بعضیشون دارن خالی بندی میکنن یا طرف مشکل روحی روانی داره تخیلاتشو مینویسه. یا در دنیای واقعی جذاب نیس داره سعی میکنه با خیالبافی و دروغ در دنیای مجازی مخاطب جذب کنه.خلاصه به نظرم وجه اشتراک اکثرشون افسرده بودنشون بود که باعث شده بود به دنیای مجازی پناه آورده بیارن....
تیتر "مرد آرزوها" و چند خط اولش که تو لیست تازه های بلاگ اسکای بود نظرمو جلب کرد وارد بلاگت شدم و با خوندن لحن نوشتت حس کردم شاید شما هم جزء همون وبلاگ نویسای مذکوری.حالا شایدم اشتباه کرده باشم.اما نوشته هات یه کمی جای سوال داشت. اگر واقعا واقعیت داشته باشه صحبتات یه کم با پارامترای مورد نظرت بیشتر دقت کن. اون همه لیست کردی اما در آخر اونی که مایه فخرته صفت "خوشکل و پولداره" که نشون دهنده اینه که بیشتر همین واست مهمه. مثلا ننوشتی "تحصیلکرده" یا... این شخص اگر وجود خارجی داشته باشه با سوالاتی که از شما پرسیده مشخصه که بیشتر دنبال (ببخشید عذر میخوام) "کنیز" یا "کلفت" میگرده تا همسر! وابستگی به مادرش و کسب تکلیف از مادرش هم نشون میده استقلال شخصیتی و فکری نداره. و از اینکه با وجود اون سوالا و اون حرف نارنگی هنوز تو ذهنته نشون میده بیشتر شما طالب ایشونی نه ایشون طالب شما.
بهرحال اگر گفته هات صحیح باشه و خواهان زیادی داری به نظرم بهتره به فردی که خودت اولویتش باشی فکر کنی نه به کسی که دستپختت و کدبانوگریت براش مهم باشه
اینهمه نوشتم که بگم قصد آسیب زدن نداشتم. اگه یه کمی پشت حرفام واقعیت نبود بهت برنمیخورد و لغت "آسیب" در جواب استفاده نمیکردی... مثلا به صورت طنز جواب میدادی "آدرس بده بفرستم بیاد یدو بدو که حراجش کردم آتیش زدم به خواستگارام دارم زیر قیمت رد میکنم..."
این لغت "آسیب" در پاسختون باعث شد بشینم انشا بنویسم چون دوس ندارم دل کسیو بشکنم یا زخم زبون بزنم. اگه در مورد شما چنین اتفاقی افتاد ببخشید عذر میخوام و حلال کنید...
آرزوی خوشبختی برای شما دارم
این هم آخرین بازدید و کامنت من در بلاگ شما :)
پاسخ:
سلام
آخه آدم خوب
چرا حرفی میزنی که مجبور بشی حلالیت بخوای؟ من بعد که توی نوشته های مردم می پلکیدی اول فکر کن بعد انشا بنویس
15 مرداد 1394 ساعت 01:01 ق.ظ
کسی که زمانی مرد آرزوهاش عباس جدیدی بوده اصلن قابل ازدواج کردن نیست چه نارنگی بچینه چه نچینه!

مثل مردی که زن آرزوهاش جنیفر لوپز باشه ... باید ازش ترسید!
پاسخ:
سلام
شما به اصل مطلب پی بردید
15 مرداد 1394 ساعت 09:10 ق.ظ
سلام
گولو جان دلمان بسی برایت تنگیده است حسابی
می دونم حوصله نداری این قدر که همه تجربه در اختیارت میزارن اما راستش من خودم یک فقط یک معیار داشتم به دلم بشینه واسه همین از 15 سالگی تا 26 سالگی هیچکس به دلمان نشست (خانواده به شدت سنتی که از 15 سالگی خواستگار راه میدادن) ولی وقتی همسرم اومد فقط یک بار دیدمش و به دلم نشست فرداش رفتیم عقد کردنم (یعنی سرعت عملم تو حلقم)
ولی جدا از شوخی واسم مهم بود حس شوخ طبعی داشته باشه واسه همین الانم که همیشه مثل سگ و گربه به پرو پاچه هم میپیچیم اما وسط دعواها جدیدترین جک ها رو هم واسه هم میگیم و میخندیم یعنی اینقدر که ما با هم بحث میکنیم کل خانواده همسر عقیده داشتن ما به 3 سال نرسیده جدا میشیم اما خوب هنوز که هستیم در خدمت امت و ملت
شاد باشی مهم اینه
البته من از این اقاهه هم خوشم اومد از حس شوخ طبعیش
مهم اینه ادم بتونه در بدترین شرایط زندگی هم یک نکته خنده دار پیدا کنه بهش بخنده بقیه اش درست میشه
در ضمن به اون اقای خواستگار بگو یه دوست دارم ماست و خیار رو هم تا به حال تفت داده ببینه چطور میشه به خورد شوهرش داده از دیگر دسر جاتم می تونه به شیر موز داغ نام ببرم (به جان جفتمون دروغ نمیگم هنوز این مورد جک فامیله)
پاسخ:

سلام
به شیر مور گرم اونقدر خندیدم که نگو
خدا نکشتت دختر
ولی خدایی چجوری اینهمه زود عقد کردی؟
من میترسم از این کارهای یهویی و انقلابی
15 مرداد 1394 ساعت 03:26 ب.ظ
ازدواج خوب خوبه
از اونجایی که از خواننده های قدیمیت هستم میدونم نمینویسی که بقیه تایید یا رد کنن
اما کار خوبی کزدی که تا وقتی خودتو نشناخی ازدواج نکردی
کار خوبی کردی که درگیر احساس نشدی و معیار داری و ...
الان از من که یه دختر با اعتماد بنفس و پشتکار و اراده و فعال و شاد و قوی بودم هیچی نمونده جز یه ترسو
عاشق شدم و ازدواج کردم و فکر کردم خودشه! همینه!
وحالا در روز دو ساعت همو میبینیم و سعی میکنیم اصلا با هم حرف نزنیم که حتما دعوامون میشه و من با گریه و اون با خیال راحت خواهیم خوابید
کتک می خورم تحقیر میشم به خانوادم توهین میشه و من فکر میکنم باید ادامه بدم
باید بجنگم
نباید این زندگی اینجوری تموم شه
ولی کسی چه میدونه
شاید این زندگی خیلی وقته که تموم شده
تمرکز ندارم ببخشید که هرچی به ذهنم اومد نوشتم
عاشق شدن بد نیست اما بی معیار بودن خیلی خطرناکه
پاسخ:
سلام
راستش اونقدر ازدواج نکردم که تهش دارم خودم رو میشناسم!
درک میکنم که در ظاهر از هم گسیخته نوشته ای
بیا تو هم خودت رو بشناس
خودی که حتمن ترسیده و قایم شده
بیا ببین اون چی میخواد
گاهی از وسط هم میشه شروع کرد
لازم نیست برگردی از اول شروع کنی
بیا بسم الله بگو و شروع کن عزیزم
16 مرداد 1394 ساعت 10:31 ق.ظ
سلام
مدتیه که وبلاگتون رو میخونم و از نوشته هاتون لذت می برم اول یه تشکر بابت نوشته های خوبتون که با ما به اشتراک میگذارید
من یک سال از شما بزرگترم وهنوز مجردم واصلا هم پشیمون نیستم که بهترین موقعیت زندگیم البته از نظر بقیه رو از دست دادم بقول شما اینقدر زندگی های درب و داغون دیدم که اصلا نمیخوام به ازدواج فکر کنم اگر خدا یه بنده خوب از همه لحاظ اونم با تشخیص و صلاح دید خودش رو انتخاب کرد برام شکر اگر هم نه بازم شکر اخرین زندگی درب و داغون که متلاشی شد زندگی یکی از عزیزانم بود که با عشق وعاشقی شروع شد و تهش به خودکشی اون عزیز و یک یه دونه دختر خانواده ختم شد دور از جون شما وبقیه دوستان مغز خر که نخوردم ارامش واسایش خونه پدری رو بذارم کنار ووارد زندگی با کسی بشم که نهایتش به طلاق و اسیب روحی روانی ختم بشه خدا هر چی برام در نظر گرفته همون رو می پذیرم و شکر میکنم
پاسخ:
سلام
ممنونم ازتون
بهترین کار همینه
همیشه سربلند و شاد باشید
16 مرداد 1394 ساعت 01:08 ب.ظ
خدا رو هزار بار شکر میکنم به خاطر این همزمانی قشنگی که واست پیش اومد . همزمانی خیلی فوق العاده است . من آدرس ایمیلم رو برات نوشتم یه مشاور عالی میشناسم که تو این زمینه ماهرترین فردی هست که میشناسم. اگر خواستی لب تر کن!
پاسخ:
سلام
من پیش دکتر میثاق میرم
و راضی ام
ولی اگر فرد حاذقی سراغ داری خوشحال میشم معرفی کنی
17 مرداد 1394 ساعت 06:31 ق.ظ
سلام
کامنت قبلیم نیومد
ولی مهم نیست چیز مهمی توش نبود فقط یک چیز مهم بود
نظر شخصیمه مهم ازدواج کردن یا نکردن نیست مهم اینه ادم شاد زندگی کنه و وظیفه اش رو نسبت به خودش و خدا و دوستان و همسایگانش درست انجام بده اونجوری خدا هم راضیه
بهترین معیار رو واسه انتخاب اقا علیرضا داشتی خنده خداییش گولو این مهمترین رکن زندگیه
کسی که بتونه بخندونتت و بتونی باهاش بخندی فکر کن وسط برج پولتون ته بکشه بعد شروع کنید به خندیدن چقدر باحاله (تجربه اش رو دارم)
بهرحال امیدوارم هرکسی سر راهت قرار میگیره باعث شادی و نشاط خودت و خانواده ات بشه
پاسخ:
سلام
والله کامنتها رو الان دارم تایید میکنم و اگه کامنتت به شیر موز مربوط بود باید بگم ظرف چند دقیقه آینده تایید میکنم
17 مرداد 1394 ساعت 10:09 ق.ظ
سلام گولو جان
انقدر حرف دارم که نوشتنم نیومد. هنگ کردم.
عالی خودتو توضیح میدی. این پستت حرف دل خیلیاست.
پاسخ:
سلام عزیزم
مرسی
17 مرداد 1394 ساعت 11:31 ق.ظ
من رو بگو گولو جانم همش فکر کردم نارنگی ساخت چین رو منظورش
است بعد تو معنی بقیه اش موندم خلاصه ربع ساعت فسفر سوزوندن نتیجه دا د
بس که همه چیز چینی شده
پاسخ:

سلام
خیلی از خواننده ها همین فکر رو کرده اند ژینوس عزیزم
17 مرداد 1394 ساعت 11:44 ق.ظ
سلام
گولو پیداش کردی؟؟؟
پاسخ:
سلام
بله بله
17 مرداد 1394 ساعت 03:09 ب.ظ
نهههههههههههههههه
پس من چییییییییی
پاسخ:
سلام
هیچی!
خب قناعت کن
حتمن حکمتی بوده خو!!!!
18 مرداد 1394 ساعت 12:54 ب.ظ
درود و نور و مهر بر پرنده گولوی عزیز
به لطف پست اخیر عمو مهمون آشیانه تون شدم پرنده جانم. ( اگه سنگینی نکنم و لونه تون رو نندازم پائین البته !)
درک و آنالیزتون از مبحث ازدواج نشون از پختگی شما داره ، بر خلاف شکسته نفسی تون اتفاقا فکر میکنم خوب میدونین کی هستین و از زندگی چی میخواین ، در آیتم های چک لیست تون هم اثری از غلیان و غلبه ی هورمونها دیده نمیشد و همه چیز به جا بود فقط برای شخص لیلیت یه سوال ایجاد کرد و اون اینکه واقعا مذهب ( و نه دین ) چقدر اهمیت داشت براتون که همسنگ مثلا آیتم بسیار ریز و مهم و خطیری مثل ( جایگاهش در خانواده ) قرار بگیره ؟
این در صورتی قابل توجیهه که شما خیلی آدم مذهبی باشین و دغدغه های تشیع و تسنن براتون پر رنگ باشه ...
حتی بین کاتولیکها و پروتستانها با اینکه نگرششون به یک سری مناسک از زمین تا آسمون هست ( مثلا کاتولیکها برای مریم مادر مسیح مقام اولوهیت قائلند در صورتیکه پروتستان به ایشون فقط بابت اینکه انتخاب شدند برای این امر خطیر احترام قائل میشند و در کل به قدیسین اعتقادی ندارند بر خلاف کاتولیکها) بازهم بخاطر اعتقاد به خداوند و عهد عتقیق و عهد جدید در قالب کتاب مقدس دیدگاههای مشترک یکسانی دارند ...
ببخشید طولانی شد ولی به نظرتون واقعا اینقدر مهمه ؟
پاسخ:
سلام
ممنونم لی لی ست
قدمت بخیر
البته اینکه نوشته ام مذهب رو شما همون به چشم دین بنگر
مذهب و دین برای من مهم هستن
دیدگاههای عمده که در مورد خدا و باورها به نظرم منطقیه اگر یکسان باشه
ولی من یه تعریفی دارم
ما همه دینمون اسلامه
یعنی مسلمان زاده هستیم
ولی چقدر خودمون رفتیم شیعه شدیم؟
خودمون رفتیم مسلمون شدیم؟
اینا برای من مهمه
من خواستگار اهل سنت داشته ام که دیدم خب زندگی باهاش برام راحت نیست. چون ایشون هم روی اختلاف های دو مذهب حساس بودن. کلا هفتاد سال قراره عمر کنیم .سی و اندی هم که گذشت. والله برای شی و پنج تای باقی مونده دوست ندارم سر این چیزا با همسرم بحث کنم.
18 مرداد 1394 ساعت 11:32 ب.ظ
در هر صورت و در هر حال خوشبخت و عاقبت بخیر باشی گولو جانم
پاسخ:
سلام
الهی امن
ممنونم
20 مرداد 1394 ساعت 03:25 ق.ظ
سلام


مطمئنا خودشناسی، بزرگترین قدم برای انتخاب درست هست :)

نوشته ی زیر رو توی وبلاگ یه دوست کامنت گذاشته بودم :



یکی از مراحل خودشناسی که خیلی مهمه، شناختن معیارهای ازدواج هست.

معیارها از دو گروه اصلی هستند: من کی هستم؟ اون کی باشه؟
در واقع، "اون کی باشه" ، بر اساس "من کی هستم" تعیین میشه
-اعتقاداتم چیه؟ (آیا درستن؟ آیا باید جاییش رو اصلاح کنم؟ دوست دارم چی باشه؟ )
-اخلاقیاتم چجوریه؟ (همون سوالای توی پرانتز بالایی)
-خانواده م کیه؟ (فرهنگ، اعتقادات، مراودات،پشتوانه ی مالی،...)
-خواسته هام از زندگی چیه؟ (قراره 1سال دیگه، 5 سال دیگه، 10 سال دیگه،50 سال دیگه کجا باشم؟؟ و باز همون سوالای پرانتز بالایی!)

حالا بر این اساس، "کفو" و محدوده ی خودت رو تعیین کردی و شروع میکنی به تعریف معیارهات که "اون کی باشه" ؟

معیارهات برای "اون" ، هم دو دسته ان ! : "بایدها و نباید ها" ، "دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی ها"

دسته ی اول ، خطوط قرمزن!.. اگر تیک نخورن، کاملا منطقی ، جوابت منفی هست و مماشات و گذشت نداریم.
دسته ی دوم خط قرمز نیستند. اما اگر گزینه هایی که تیک نمیخورن از یک نرم و استاندارد بیشتر باشن، باز هم جواب منفی هست! بهترین روش، نوشتن تمام دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی ها و بعد، اولویت بندی اونهاست. میشه یک چک لیست از دهها و صدها مورد که بر اساس اهمیت مرتب شدن
حالا مثل یه متخصص آمار، ضریب گزینه های تیک خورده رو جمع میزنی و اگر از یک درصد خاص بالاتر بود، جوابت مثبت هست!!
یک بازی خوب از ترکیب عناصر احساسی و منطقی با حاصل قابل دفاع و تفکر!

و ته تهش ، یکی هست که میگه اگر کاری رو با تمام وجود و از ته دل به من سپردی، پس من مسئولم که به راه درست هدایتت کنم و همیشه کمکت باشم
پاسخ:
سلام
چه کامنت خوبی
ممنونم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.