X
تبلیغات
رایتل

دلم، چغوک سرگشته

10 تیر 1394 ساعت 11:18 ق.ظ


نشسته روی صندلی سبزچمنی و سرشو انداخته پایین، سعی میکنم نرم کننده ی بیشتری بزنم تا مبادا موهاش کشیده بشن و دردش بیاد و جیغ بکشه. برس گیر میکنه توی یه طره موی گوریده و کشیده میشه. انتظار دارم صدای جیغش رو بشنوم ولی ساکته. خیلی ساکت. سرشو بلند میکنم و میبینم قطره های درشت اشک پشت سر هم دارن از چشمهای گرد و براقش می چکن.

-  خاله فدات بشه حنا، چی شده؟

* پایا من نمیخوام دیگه بخوابم. من می ترسم بخوابم.

- چرا قربونت برم؟

* آخه می ترسم خواب وحشتناک ببینم.


و اشکها همچنان می چکند، اشک هایی که هر کدومشون یه خنجر به قلب منن. نور دو چشمم شبها کابوس میبینه. حاضرم خودم رو فدا و فنا کنم که آسیبی بهش نرسه. حاضرم بمیرم که تب نکنه. ولی خواب؟ خدایا من چجوری توی خواب حفظش کنم؟ بچه اکم ترسیده. اونقدر که گریه میکنه. که حاضر نیست بخوابه. چطور  بهش بگم کابوس میتونه از عوارض انسولین و دیابت باشه؟ حاضرم همه ی کابوس گیرهای دنیا رو بچینم دورش تا آروم بخوابه. به تمام لباسهاش شبق سنجاق کرده ایم. شبها توی بغل مامانش میخوابه. دیشب من رفتم خونشون کنارش خوابیدم. مادرش تا صبح کنارش بیدار بود و آیت الکرسی میخوند. یکی بیاد به من بگه این کارا فایده داره. یکی به من بگه درمان کابوس چیه. من تحمل رنج حنا رو ندارم. یکی که پیش خدا آبرو و اعتبار داره برای حنای من دعا کنه لطفاً... 

نظرات (114)
10 تیر 1394 ساعت 11:29 ق.ظ


حنای عزیزم ..
پاسخ:
سلام قاصدک

قاصدک این شعرو ببین

تا مرهم زخم کهنه ما نمک است
هر سو که نگاه می‌کنم قاصدک است
من ماندم و یک درد به نام‌ِ پرواز
این درد میان مَردها مشترک است


که من اینجوری دچار بهبودش کرده ام:
تا مرهم زخم کهنه ما نمک است
هر سو که نگاه می‌کنم قاصدک است
من ماندم و یک درد به نام‌ِ پرواز
این درد میان گولوها مشترک است
10 تیر 1394 ساعت 11:30 ق.ظ
سلام.نماز و روزه هات قبول باشه.ی ظرف نمک زیر تختش بذارن تا کمتر خواب بد ببینه
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم ساجده جان
10 تیر 1394 ساعت 11:36 ق.ظ
سلام سلام
.
خدا خودش حافظ این نازگل گوچولو باشه...
رفتم سرچ کردم دیدم این موضوع شایع هست بین کودکان... نگران نباش
http://www.hidoctor.ir/13339_راه-حلی-برای-کابوس-های-شبانه-کودک.htm
...
به قول خودت یکیش استفاده از داروهای خاص هست.
هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله ای وجود دارد ...
در کودکان تب، مریضی، زیاد یا دیر خوردن غذا می تواند نقش مهمی در کابوس داشته باشد.
.
الهی حنا کوچولو ما هم زودتر به آرامش خواب برسه (نزدیک میلاد امام حسن مجتبی است ها)
پاسخ:
سلام
همین که انقدر دیشب ترسیده بود که نمیخواست بخوابه منو داغون کرد
خوش خبر باشی که همچین میلادی رو بیادم اوردی
10 تیر 1394 ساعت 11:36 ق.ظ
سلام گولوی گلم
الهی قربون حنا برم من. چرا کابوس؟؟ واقعا اینا عوارض انسولین و دیابته؟؟خدای من دل کوچولوش ترسیده که دیگه نمیخواد بخوابه. نمیشه قبل خواب براش موسیقی ملایم و کارتون های شاد بذارید تا آروم تر خواب بره؟!یا واسش قصه های خیلی شاد و شیرین تعریف کنید قبل خوابش؟ الهی که هیچوقت دلش غصه دار و چشاش اش اشکی نشه :*
پاسخ:
سلام
خب هر شب حداقل دوبار درد تزریق میکشه که حتی اگر خودش متوجه نشه بدنش متوجه هست
این کمترین اثرش
تغییرات قند هم بشدت موثر هستن

والله قصه که خیلی شاد باشه پا میشه میرقصه دیگه نمیخوابه!!!
ولی از رو کتاب یا همینجوری قصه های خلاق که خودشم شرکت کنه براش میگیم
10 تیر 1394 ساعت 11:37 ق.ظ
پیشنهاد می دم پیش یه متخصص همیوپات هم ببرینش
پاسخ:
سلام
حنا داره با دیابت زندگی میکنه و نمیتونه هر دارو یا درمانی رو داشته باشه غزاله جان
10 تیر 1394 ساعت 11:40 ق.ظ
طاعاتتون قبول. من کاری غیر از دعا از دستم برنمیاد ... ان شا الله که زودتر برطرف بشه.
پاسخ:
سلام نرگس
خیلی ممنونم
همین خودش یه عالمه لطفه
10 تیر 1394 ساعت 11:41 ق.ظ
گولوی عزیزم. اگر حنا کوچولو تو خواب دچار افت قند بشه ممکنه کابوس ببینه. اگر براتون امکان داره در طول شب که خوابه قندش رو بگیرین. اگر قندش نصفه شب افت می کنه باید ساعت تزریق انسولینش رو با مشورت با پزشک تغییر بدین.
در ضمن اگر از دم کرده گیاهی بدش نمیاد شبها قبل از خواب یه استکان دم کرده بادرنجبویه بهش بدین بخوره. در آرام کردن و بهبود کیفیت خواب موثره. برای قندش هم ضرری نداره.
پاسخ:
سلام
بله بخاطر همین توی خواب قندش تست میشه و با شیشه شیر میخوره
دم کرده ایده خیلی خوبیه حتمن امتحان میکنیم
مرسی مریم
10 تیر 1394 ساعت 11:43 ق.ظ
سلام
زیرِ بالشتش آیة الکرسی بذارین انشاالله که دیگه حنا کوچولوی خوشگلمون کابوس نبینه.
پاسخ:
سلام
ممنونم مهسا جانم
ان شاالله
10 تیر 1394 ساعت 11:48 ق.ظ
سلام
من هیچوقت بنده آبروداری مقابل خدا نبودم ولی حتما تو این روزها و شبهای خوب با محمدم میشینیم روبه قبله و برای آرامش حنا کوچولوی شما توی خواب دعا میکنیم همینطور برای سلامتیش امیدوارم خدا به دستهای کوچیکی که رو بهش بلند شده نظر کنه...
پاسخ:
سلام
خدا سایه خوشی رو روی سر شما و محمدت نگه داره عزیزم
ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 11:57 ق.ظ
سلام گرچه آبرویی ندارم ولی همیشه دعا براش میکنم . دیدن رنج عزیزان خیلی سخته صبور باش .با خوندن این پست یاد عزیزم افتادم که دچار پنیک اتک (حملات وحشت ) میشد ولی الان خوبه و چند ساله که اتفاق نیفتاده . خدا بزرگه و کمک میکنه .از متخصصین مربوطه هم سوال کنید
پاسخ:
سلام
همه مون با ابرو هستیم مطمئنم زهرا
مرسی
پنیک اتک خیلی بده
خیلی
10 تیر 1394 ساعت 12:05 ب.ظ
به احتمال زیاد موقع خواب دچار افت قند میشه
با دکترش صحبت کنید
یا قضیه روحی هست و بهتره با روان درمان کودک مشاوره کنید
کابوس ها مهم هستن
با ایت الکرسی و دعا دل خودتون آروم میشه و اطرافش تنش حس نمی کنه
برای این میگن بخونید


اما برای خود طرف حتما باید علمی جلو رفت
پاسخ:
سلام عاطی
افت قند که توی خواب داشت، از چند ماه قبل توی خواب دو وعده شیر میخوره
یک یا دوبارم قندش چک میشه

مشاور داره حنا
و مشاورش معتقده که از نظر بهداشت روانی حنا سالمه
کابوسهاش مربوط به زندگی روزمره یا روابط خانواده نیستن
مشاور گفت اگر اینا باشن همن
غالبا خواب میبینه شخصیت های کارتونی مثلا چشم ندارن یا میمیرن
اغلب هم پاتریک و باب اسفنجی هستن!
یعنی خود کابوس وحشتناک نیست
ولی اثر بجا مونده اش روی حنا خیلی شدیده
از توصیه تون ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 12:11 ب.ظ
سلام خیلی ناراحت و متاثر شدم یه سری دمنوش های ارامبخش قبل از خواب بخوره مثل گل گاو زبون و سنبل الطیب تو ساعتای نردیک به خوابم با وسایل دیجیتالی سرو کار نداشته باشه مثل تبلت و لب تاب و حتا دیدن کارتون هایی که به هیجانش میاره
امیدوارم زودتر دیدن رویاهاشو خبر بدی
پاسخ:
سلام
ونوس عزیز ازت خیلی ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 12:12 ب.ظ
کابوس مگه ریشه تو اتفاقاتی که تو روز دیده و شنیده نداره من اینطوری فکر می کنم چون پسر من ۳/۵ است بعد روزهایی که ترسیده باشه یا کسی اذیتش کرده باشه معمولا شب با جیغ بیدار می شه من زیر بالشش قرآن میذارم به خدا توکل می کنم کاری از دستم بر نمی یاد البته پیش خودم می خوابونمش و روزهام توضیح می دم که اون خوابه ولی مربی مهد بهم گفت بچه ها تا قبل سن مدرسه ترسهای مادراشون به طور حسی درک می کنن ترسهای ماهم تاثیر گذار حالا به مامانش هم بگو ریلکس تر باشه ولی وسط این حرفها بگم جالبه حس شما خیلی مادرانه است تا خاله ای ! روز و روزگارتون آرامشی
پاسخ:
سلام
نه همه ی کابوسها اینطور نیستن
حنا توی سنی هست که داره افکارش نسبت به جهان شکل میگیره
طبعا با مسائل نامطلوب هم داره اشنا میشه
در کنارش حنا هر شب دو یا سه بار درد تست قند یا تزریق انسولین رو تجریه میکنه
مادرش سعی میکنه نگرانی هاشو به حنا انتقال نده
ممنونم از کامنتت
10 تیر 1394 ساعت 12:17 ب.ظ
نمیدونم ب بچه ها اسطوخودوس و بادرنجبویه و بهار نارنج رو میشه دمکد و داد یانه.ولی خیلی اثر داره تو ندیدن کابوس و خواب راحت
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم سارا
10 تیر 1394 ساعت 12:24 ب.ظ
سلام،
به نظرم خواب بخشیش حاصل اتفاقات روزانه است و تاثیر کارتون ها یی که میبینه. شاید اگر قبل از خواب براش قصه های تصویری تعریف کنین که قهرمانش کسی مثل خودش باشه، بتونین از نظر ذهنی قوی ترش کنین و ضمیر نا خودآگاهش رو در برابر اون کابوس ها برتر کنین. ازش بخواین اون قصه های مثبت و خوب برای شما تعریف کنه. ذهنش توی این زمینه فعال بشه. شما هدایتش کنین که راجع به چی دوست دارین قصه بشنوین. با ریشه یابی نوع کابوس هم شاید بشه کمک کرد.
کابوس تا بوده برای بچه ها بوده. Monsters رو که الکی Pixar نساخته

نمی دونم تو ذهن شما چی میگذره که هر دفعه اتفاقی میوفته میگید ❊خدا… این رو به من بده یا این رو از من بگیر❊، بهتر نیست درخواست کنیم که آدم ❊قوی تری❊ باشیم….
یک چیزی میگن که: دیدت رو عوض کن، دنیا رو عوض کردی!

میدونم حنا کوچیکه و همه چیز بیچیده تر و میدونم خیلی بهتر از ماها میتونی تحلیل کنی و بنویسی و از متخصصش کمک بگیری … به هر حال چیزی رو که فکر میکنم، نوشتم

https://instagram.com/rayanfitness/

چیزای خوبی بعضی وقت ها میذاره….
پاسخ:
سلام جیگسای عزیزم
چطوری؟
من سر حنا که میشه کانهو یک دانه مادر سنتی کم میارم! و یهو اون رگ معامله ای ام میزنه بالا!
که مثلا خدایا اینو بگیر اونو بده!!!
وگرنه خودمم میدونم گلواژه میگم

این چند روزه کابوساش شدید تر شده اند
وگرنه به قول شما بچه ست و کابوساش!
من خودم هنوز خواب میبینم امتحان داریم و من دیر رسیدم یا بدتر از اون اینکه میبینم از ته کوچه ی مامانو اینام یه دایناسور دراومده.
وای تا بیدار بشم چه مصبیتیه
ممنونم جیگسا
10 تیر 1394 ساعت 12:27 ب.ظ
عاشقتم که اول سلام می کنی بعد می نویسی
سلاااام به روی ماهت
دختر گل مردن رو براش بی معنی کنید
یعنی ترس از دست دادن رو ازش بگیرید

و البته الان یادم اومد بچه من هم کابوس باب اسفنجی میدید
دوستهاش کابوس بن تن میدیدن
من با این زیاد دیدین دو تا کارتون برای بچه های زیر 7 سال موافق نیستم
زیادی تخیلی هستن
خشونت پنهان دارن بعضی از کارتونها
این نکته رو بررسی کن
چه کارتونهایی می بینه حنات
پاسخ:
علیک سلام عاطی
باب اسفنجی / دورا/ بارنی
نمیشه که نبینن
همینکه لاکپشتای نینجا و بن تن نمیبینه ، الحمدالله گفتن داره.

معنای مردن رو میدونه
ولی کلاً هر از چند وقت یه بار ری ست میشه
10 تیر 1394 ساعت 12:28 ب.ظ
سلام گولویم
اشکهای حنات رو نبینی.
توی روایاتی که توصیه های قبل از خواب رو دارند، به سوره حمد و توحید زیاد سفارش شده، همین طور صلوات و سبحان الله. اینها همه شون چیزهای ساده ای اند و به نظرم میشه یکی یا بعضی شون رو با بچه ها قبل از خواب هم خونی کرد و یه مفهوم کلی از حمد و رحمت خدا بهشون گفت و دلشون رو مطمئن کرد که خدا مواظب همه و به ویژه بچه هاست. ان شاالله که اثر می کنه و خواباش آروم میشه.
پاسخ:
سلام
مرسی دخترچه
نمیدونی چقدر بحث حنا که میشه کم میارم
نقطه ضعف من این بچه است
10 تیر 1394 ساعت 12:32 ب.ظ
پرنده جان
من متخصص دیدن خوابم. اصلا دنیای من به دو بخش کاملا مجزای کابوس و واقعیت تبدیل شده. بنابراین حنا را کاملا درک می کنم و با کمال تاسف به اطلاع می رسونم که هیچ دریم کچری جوابگو نیست. برای من هشیار خوابیدن جواب می ده. از بچگی مکانیسم دفاعی ام این بود که به خودم و تمام آدم های خواب که مثل من می ترسیدند و رنج می کشیدند، وعده بیداری می دادم و مطمئنشون می کردم که همه اتفاقات بد، فقط و فقط خوابه(فیلم اینسپشن را از روی رویاهای من و منطق کابوس های من ساخته اند باور کن!). بعد ها کنترل کابوس ها را به دست گرفتم و مثل نقاشی قادر شدم کابوس ها را پاک کنم و شخصیت ها و حوادثی را که دوست نداشتم، از خوابم حذف می کردم. البته عالم خواب تحت کنترل هیچ کس نیست و کنترل فیزیولوژِی و بیوشیمی بدن بسیار سخته. می شه فقط امیدوار بود که ذهن از پس مشکل بربیاد. به حنا در مورد کارتون سایمون در سرزمین گچ های رنگی توضیح بده. https://www.youtube.com/watch?v=gvVhLHPTUpY
پاسخ:
ای جاااااااااااااان
من چقدر ذوق زده میشم وقتی کامنتی با مطلع "پرنده جان" میبینم و میدونم که این طرف صفحه نوشته این کامنت از طرف کامشینه
سلام کامشین عزیزم


سایموووووووووووون
عالی بود حرفت
منم گاهی میتونم بگم که این خوابه
ولی غالبا میترسم
مرسی
10 تیر 1394 ساعت 12:33 ب.ظ
دلم اتیش گرفت....
منم گلوله گلوله اشکام ریخت...
حتمن پیش خدا عزیزتره ...این چیزیه که تا بهش فکر میکنم دلم اروم میگیره!سختی های لعنتی زندگی....!!!!
من همه اش دارم دعا میکنم. گولو
کاش قابل باشم
پاسخ:
سلام کیوی جان
میدونی که خیلی عزیزی
ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 12:36 ب.ظ
گولوی عزیز من خواننده ی خاموش هستم،خیلی ناراحت شدم با خوندن این پست،من خودم مادر هستم و یه دختر کوچولو 14 ماهه دارم،میفهمم احساس خواهرت رو،من قابل نیستم و آبرو پیش خدا ندارم اما دعا میکنم والهی به حق این روزهای مبارک و پر خیر و برکت حنا بتونه آروم و راحت بخوابه. گولو جان من دچار مشکل روحی شدم از خودت و خواننده های خوبت التماس دعا دارم.
پاسخ:
سلام
شما مادر هستی و دعات مستجابه
ممنونم
بروی چشمم طلوع جان
10 تیر 1394 ساعت 12:44 ب.ظ
سلام
1-توی خونه ماهواره و آهنگ حروم پخش نشه

2- علاوه بر مورد 1، دعای توسل بخونید از ته دل به معنی دعای توسل هم توجه داشته باشین و توی هر فراز از این دعا با امامی که دارین باهاش صحبت میکنید مشکلتون رو در میون بذارید.
پاسخ:
سلام
خب اهنگ ها که همه غنا حساب میشن !

ممنونم فاطمه جان
بروی چشم
10 تیر 1394 ساعت 12:50 ب.ظ
سلام.
خدا رو قسم بده امام حسن. اصلا خود امام حسن رو واسطه کن ازش بخواه منم ازش میخوام.
من امروز صبح هدیه م رو از امام حسن گرفتم آخه فردا تولدشه.
صبح ساعت 8:30 ازش خواستم تازه گله م ازش کردم ساعت 9:30 بهم زنگ زدن گفتن مشکلم حل شده.
حالا از خودم خجالت میکشم.
از کریمه اهل بیت بخواه خاله پایای مهربون
پاسخ:
سلام
بروی چشم
مبارک باشه حاجتت
ان شالله همیشه حاجت روا بشی
10 تیر 1394 ساعت 12:54 ب.ظ
مگه میشه دعای مادر برای بچش تاثیر نداشته باشه.من برای خواهرت ایت الکرسی میخونم.خدایا دردو بلا رو از تن بچه هامون دور کن بده به ما
پاسخ:
سلام
بله حتمن ایشونم دعا میکنن
10 تیر 1394 ساعت 01:00 ب.ظ
پاسخ:
10 تیر 1394 ساعت 01:02 ب.ظ
آرزوی قلبیم سلامتی حنا و فرشته های دور و برشه، حالش خوب میشه چون میدونم از صمیم قلبت و با همه وجودت براش دعا میکنی و مثل همیشه به اون چیزی که میخوای میرسی.
پاسخ:
سلام امیرحسین
کجاهایی؟
10 تیر 1394 ساعت 01:22 ب.ظ
سلام گولو
من شبق دیدم و می دونم واقعا ترس رو می گیره (دقت کن کسی که ترسیده باشه رو آروم می کنه) ولی این عکس هایی که تو اون پیج دیدم شبق نبودن... یکی دو باری اثرش رو دیدم...
در مورد خواب آروم و درمان بی قراری خواب اسطوخودوس خیلی موثره... حتی لازم نیست که دم کرده اش رو بدید به بچه یا کسی که بی قراره بخوره ... می شه خشکش رو ریخت تو یه پارچه ای چیزی و گذاشت زیر بالش ... یعنی مثلا بالش اسطوخودوس درست کرد... یا حتی حمام با اسانس اسطوخودوس موثره... یا حتی بو کردن اسانسش (چون ترکیب اصلی ای که داره اسانس هست)... یا ماساژ با روغن اسطوخودوس آرامبخشه... اما روی ترس بعید می دونم اثری داشته باشه...
اگه حنا ترسیده یه کاری بکن... شاید کسی این کامنت منو بخونه و بگه خاله قدومه ای نوشته و علمی نیست (البته قسمت اسطوخودوس علمیه چون کلاس گیاهان دارویی رو دارم می رم)... اما من خودم تاثیر مومیایی رو دیدم... یه سنگ زردرنگه که تیکه تیکه خردش می کنن و می خورن... از اون جایی که من خودم خیلی درگیر مسائل پیچیده تری تو خواب می شم وقتی واقعا زهره ترک می شم یه تیکه مومیایی می خورم ترسم می ریزه... واقعا تجربه اش کردم که می گم... یه تیکه کوچولو با آب بدید بخوره ترسش می ریزه حداقل....

امیدوارم اینایی که گفتم موثر باشه... اگه قابل باشم دعا هم می کنم برای حنا کوچولو... اگه حس می کنی شبق موثره (که دیدم اثر داره) و شاید بتونم کاری بکنم، می خوای بسپرم پدرم یه دونه شو گیر بیاره... ولی می گم اینایی که تو اون عکسه بودن بیشتر شبیه حدید بودن تا شبق... حالا نمی دونم شبق شما چه شکلیه... البته من خودم به شخصه تخصصی ندارم... پدرم بیشتر از این چیزا سر در میاره و سنگ ها رو می شناسه...
پاسخ:
سلام
منم شبق واقعی پیدا نکردم
گفتم این حداقل توضیح داده
دم کرده اسطخودوس رو داره سه شبه میخوره و خوبه
ها این مومیایی هم خوبه منتها حنا شوکه نشده فقط مزمن عدم امنیت داره

شبق ما قشنگ مشکیه
10 تیر 1394 ساعت 01:24 ب.ظ
سلام گولوی عزیزم..
دارویی رو مصرف میکردم که یکی از عوارضش کابوسهای شبانه بود..تا زمانی که طول کشید تا ادابته شدم با دارو واقعا از خوابیدن بیزار شده بودم..
گفتنی ها رو دوستای خوبت گفتن..برای من نور و صدا و نظم ساعت خواب هم خیلی مهمه..میدونم که قطعا میدونی و مراقبی..
واینکه حضرت علی(ع) میگن شبی نخوابیدم مگر آنکه آیه الکرسی رو خوندم..براش که میخونی..اما معناش رو هم میتونی مثل یه قصه ی شیرین برای حنات بگی..قلب صاف و روح سپید و ترد بچه ها به ملکوت آسمان ها خیلی نزدیکه..خوب درک میکنه و آروم میگیره.. ای به قربون دل کوچولوش..گولو متمم همه ی مراقبتهایی که ازش میکنین راجع به قند و روانشناسی و غیره, خدای نزدیکمونو با همه ی قلبم قسم میدم به خواب آشفته ی رقیه که خواب حناتو مثل عسل شیرین و آروم کنه..من کم و دورم ..خدامون بزرگ و نزدیکه..
از خدا قدر بزرگیش بخواه جانِ دل ..دیگه به خدای غنی مطلق نگی از من بگیر و به حنا بده ها..و او از بودن بیشتر بود..
پاسخ:
سلام
چقدر سخت
ممنونم ازت سارا


راستی اخر هفته کجایی؟
10 تیر 1394 ساعت 01:38 ب.ظ
از ته دل براش سحر و افطار دعا می کنم. برادر خودم گرفتار همون مشکلی هست که قبلا گفتم . حالا دیگه مطمین شدیم . عمق ناراحتی و غم تون رو در ک می کنم شاید جنس مشکل متفاوت باشه ولی عمق دردش یکی از یکی بیشتره.
خدا ارحم الراحمینه حتما براش دعا می کنم.
پاسخ:
سلام مشتاق عزیز
ازت بسیار ممنونم
اینکه جنس مشکل و عمق درد رو گفتی به شدت به دلم نشست
ممنون از این درکی که داری
10 تیر 1394 ساعت 01:55 ب.ظ
سلام گولو جان. چقدر بد. راستش منم خواهرزادم یه مدتی اینجوری میشد. براش قبل خوابش آهنگ های شاد کودکانه میزاشتیم و مثل شما کنارش میخوابیدیم و آیت الکرسی می خوندیم. خدا رو شکر بعد یه مدتی تموم شد.
مطمئنم برای حنای عزیز شماهم همینطوره و انشالا به زودی زود برطرف میشه.
پاسخ:
سلام
ممنونم از راهکارت
10 تیر 1394 ساعت 01:56 ب.ظ
گولو جان سلام. این پستت داغونم کرد. تو اتاقش چهارقل بخونید. دوم اینکه موقع خواب یا بدنش رو با روغن اسطخدوس ماساژ بدید و یا شمعی با اسانس اسطخدوس تو اتاقش روشن کنید. به امید خدا و به حق اسم اعظمش مشکل حنا حل می شه.
پاسخ:
سلام
بسیار ممنونم سارا جان
10 تیر 1394 ساعت 01:58 ب.ظ
گل گاوزبان استرس رو کم میکنه خصوصا قبل از خواب کمک میکنه که خواب راحتی داشته باشه. و شستن دست و صورت با گلاب هم کمک کننده است
پاسخ:
سلام ساره
ممنونم از توصیه ات
10 تیر 1394 ساعت 02:04 ب.ظ
سلام. بنظر من غیر دمنوشهای آرام بخش که نمیدونم میشه به حنا داد یا نه ، بغل کردنش خیلی موثره اینکه وقتی کابوس میبینه نفسهاش تند میشه یا میخواد جیغ بزنه بغلش کنن، خیالش راح بشه که خواب دیده فقط. اصلا همه مردادیای بغلی هستن ، شیرهای بغلی
اینام واسه حنا، شیر کوچولوی خودم
پاسخ:
سلام
اون کلیپ بچه گربه هه رو دیده ای که تو خواب تند تند نفس میکشه و مامانش بغلش میکنه و اروم میشه
یا اون افتادم بچه مردادی ام
10 تیر 1394 ساعت 02:06 ب.ظ
سلام خانمی داغون شدم با پستت ، یعنی قشنگ درکت کردم، مگه میشه آدم تو این ماه ، تو این گرما، روزه بگیره و حاجت نگیره، خودت براش دعا کن ما هم دعا میکنیم ولی تو اشک های اون بچه رو دیدی دلت سوخته ، خانمی من به محک اعتقاد دارم یه قلکش گرفتم هر وقت برادرزادهام مریض میشن یا برا خودم مشکل پیش می آد نذر محک میکنم خوب شد پول میریزم تا حالا دست خالی بر نگشتم خودم براش نذر میکنم ،ولی براش یه قلک بگیر بخدا معتادش میشی
پاسخ:
سلام لیلا جان
چه پیشنهاد خوبی
ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 02:14 ب.ظ
سلام گولو جان خوبی عزیزم؟گولو جان من سالیانه ساله که با ترس شبانه و کابوس درگیر.در حد اعلا هم این مشکل رو داشتم.اونقدر خوابهام فاجعه بودن که تو خواب اینقدر گریه میکردم و جیغ میزدم که اهل خونه که هیچ واقعا واقعا همسایه ها هم بیدار. میشدن.ازش بخواه توضیح بده که خواب بدش چیه؟خوابهای بد من چند دسته بودن
پاسخ:
سلام لعیا جان
جدیترین خوابهاش اینه:
عروسک خمیری دستای خودشو میکنه
عروسک خمیری پشت مبل ها قایم شده
پاتریک دنبالش کرده
باب اسفنجی چشم نداشته
بشقاب غذا حرف زده!
10 تیر 1394 ساعت 02:20 ب.ظ
سلام عزیزم، مگه تو بچه بودی خواب ترسناک نمی دیدی؟ :دی من همین الانش دقیقن ٧ ساله که به دنبال دیدن فیلم حلقه و کینه(اون ژاپنی ئه!) با چراغ روشن می خوابم و با چشمای باز موهام رو شامپو می کنم در نتیجه همیشه شامپو میره تو چشمم و عوارض دیگه! و البته خواب ترسناک هم زیاد می بینم اما دیگه خاله و نرم کننده و اینا در کار نیست، می سوزم و می سازم! خب بچه ها کابوس می بینن دیگه، از همین سن ها هم اتفاقن شروع میشه، معمولن ام راجب همین شخصیت های داستانی و کارتونی کابوس می بینن.
عززززیززززززم، داشتم فک می کردم که از فکر کردن به باب اسفنجی بی چشم و مرگ پاتریک داشته گریه می کرده خواستم بوسش کنم، چقد کوچولویی خوبه!
پاسخ:
سلام
چرا بابا
همش خواب میدیدم دایناسور از ته کوچه مامانو اینام دراومده!!!

وای تو هم از حلقه ترسیدی؟
من از اره نترسیدم به نظرم فقط چندش بود ولی از برفک تلویزیون از سربند حلقه رسمن میترسم!!!!

منتها خاله ی من انقده سوسول نبود برام پست بنویسه
خوبی کوچولوئی اینه که زود هم فراموش میکنن
10 تیر 1394 ساعت 02:23 ب.ظ
گولو همه ی نوشت هام پرید
پاسخ:
سلام
ای بابا
10 تیر 1394 ساعت 02:23 ب.ظ
سلام!
عزیزم قبل از خواب آیة الکرسی و چهار قل رو به همون ترتیبی که تو قرآن اومده بخونید.
قابل نیستم اما تو قنوت نمازهای ناقابلم یادش خواهم کرد.
پاسخ:
سلام خیلی ممنونم آفرین عزیزم
خیلی هم قابل و عزیزی
ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 02:25 ب.ظ
عزیز دلم حنای کوچولو
پاسخ:
سلام سلام
10 تیر 1394 ساعت 02:25 ب.ظ
سلام خانم
پسرِ منم همسن حنا خانمِ شماست,گاهی در خواب کابوس میبینه و حتی صبح ها گاهی با بغض از خواب بیدار میشه,و یکبار هم در خواب مرگِ منو دیده بود و خیلی گریه کرده بود.در مورد خوابش باهاش حرف میزنم .ولی من فکر میکنم شاید به خاطر ترشح هورمون رشد در این سنِ از بچه ها باشه,فعل و انفعالات هورمونی و واکنش های شیمیایی مغز که داره رشد میکنه.نگران نباشید ولی یک مدت برنامه های مختلف بازی و تی وی و سی دی هاشو کنترل کنید.و بعید هست که به دلیل دیابت باشد چون الحمدالله در حال بهبودی هست حنا جانم دیگه.
حاضرم به کودکیهایم برگردم به شرطی که شما خاله ام بشوی,مانا باشید
پاسخ:
سلام
بله مشاورش هم میگه کلا در این سن بچه چون دید و شناتش دچار تغییر میشه کابوس هم عادیه
منتها چون حنا افت قند و تزریق هم داره احتمال کابوس دیدنش بالاتره

شما لطف دارید
10 تیر 1394 ساعت 02:27 ب.ظ
ببین گولو یه بخشی از خوابای بد ناشی از ترسای آدما تو بیداریه.من وقتی بچه بودم همش میترسیدم شب بخوابم و فردا صبح که بیدار بشم پدر و مادرم رو از دست داده باشم.شبا خواب میدیدم که از دست دادمشون و تو خواب گریه میکردم.خیلی شبا هم نصف شب بیدار میشدم میرفتم تو اتاقشون و انقد وامیسادم تا مطمین بشم زنده ان
پاسخ:
سلام
خوابهای حنا فانتزی هستن
بیشتر ترسش هم عدم امنتیه نه ترس
حنا کنار خواهرم میخوابه
10 تیر 1394 ساعت 02:30 ب.ظ
http://www.stanfordchildrens.org/en/topic/default?id=nightmares-and-night-terrors-90-P02257

اینم بنظرم توضیحات خوبی داده، البته شایدم اینا رو بلد باشی ولی کلن خواستی راجع به بچه ها سرچ کنی این استنفوردچیلدرن خوبه به نظرم
پاسخ:
سلام
خیلی باحاله!
مرسی
10 تیر 1394 ساعت 02:36 ب.ظ
دسته ی دوم خوابهای بد من مربوط به ماوراء طبیعه بود که واقعا عذابم میدن و هنوزم ادامه دارن البته کمتر شدن.من وقتهایی که قرآن بالا سرم میذارم یا زیر بالشم اوضاع خیلی بهتره.تقریبا میتونم بگم حذف میشه.سعی نکنید موضوع خوابهاش رو بی اهمیت جلوه بدید.چون واقعا آزار دهنده ستمن خواهرم روانشناسه اتفاقا الانم داره دوره های مربوط به رورش کودک رو میگذرونه ازش میپرسم اگه چیز خاصی گفت برات کامنت میذارم.حنای گل رو تو این شب عزیز بسپارید به حضرت مادر.انشاالله که دل خواهرتون رو شاد میکنن
پاسخ:
سلام
لعیا ازت خیلی ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 02:46 ب.ظ
اگر کسی به وقت خواب 15بار سوره ی واللیل را بخونه خواب های شوریده نمیبینه.خواص السور صفحه 302
پاسخ:
سلام
حتمن بالا شرش میخونیم
ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 02:55 ب.ظ
گولوی من
سرنمازهام براش دعا میکنم از ته ته دلم
همونطوری که تو برای بچه های من دعا میکنی
نگران نباش عزیزم
به این فکر کن که اگر تو نبودی این بچه چقدر تنها بود
حنا تو رو داره و این نعمت کمی نیست عزیزم
پاسخ:
سلام پوران جان
مرسی عزیزم
10 تیر 1394 ساعت 02:59 ب.ظ
الهییییییییییییییییییییییییییییییییی جیگرم خون شد .
گولو جان از یه روانشناس کودک کمک بگیرید شاید بتونه با یه زبون چرب و نرم براش توضیح بده که دست کم ترسش از بین بره
پاسخ:
سلام
مشاور داره دلاک جان
میگن این دوره رو باید سپری کنه
منم که خاله ام و سوسول و کم طاقت
10 تیر 1394 ساعت 03:16 ب.ظ
گولو جان سلام
خواهرزاده ی من هم تقریبا هم سن حناست. چند وقت پیش اون هم دچار همچین مشکلی شده بود.
ما ازش می خواستیم خوابش رو برامون تعریف کنه بعد با اون خواب یه قصه ی خنده دار براش می ساختیم. خدا رو شکر بعد ار یه مدت دیگه ترس ش از بین رفت.
پاسخ:
سلام
ممنونم ازتوصیه ات
حتمن با حنا این کار رو میکنیم
10 تیر 1394 ساعت 03:22 ب.ظ
نمی دونم چی بگم گرلو ابرودار هم نیستم پیش خدا. روسیاهم
گولو من بچه بودم یادمه مامانم یادم داه بود حمد و سوره می خوندم قبل از خواب. یا ١٩ تا بسم الله الرحمن الرحیم
حس خوبی داشت انگار می رفتم تو بغل خدا مطمئن بودم خواب بد نمی بینم
پاسخ:
سلام
هستی پریا
تو مادری
بهش یاد میدم
مرسی
10 تیر 1394 ساعت 03:25 ب.ظ
کامنت بالایی مال من بود غصه ها یادم برد اسمم را کامل بنویسم
پاسخ:
سلام دوباره
مرسی پریا
10 تیر 1394 ساعت 03:37 ب.ظ
من خواننده خاموشتم گولو جان
اخ از عوارض داروها...
امروز عازم مشهدیم و انشالله فردا به محضه دیدن گنبد و صحن امام رضا ازش سلامت و خواب راحت برای حنا و صبر و ارامش برای شما و مامان حنا میخوام
پاسخ:
سلام
به به
زیارتت قبول خانم
دلم شاد شد
10 تیر 1394 ساعت 04:16 ب.ظ
عزیزم .... برایش از ته ته قلبم دعا میکنم
پاسخ:
سلام عزیزم
خیلی ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 04:34 ب.ظ
سلام
الهی بگردمش با این خواباش
گریه یواشکی هم که اتیش میزنه دل ادمو

میگم وضو بگیر، دو رکعت نماز حاجتم بخون. از خدا بخواب خواب حناتو آروم کنه
پاسخ:
سلام
انجام دادم
مرسی که گفتی
10 تیر 1394 ساعت 04:49 ب.ظ
گولوی عزیز اول از همه نگران نباش، کابوس متاسفانه مشکل شایعیه بین کودکان. دوما کابوس منشا اضطرابی داره، اون اضطراب هم لزوما موضوع عجیب غریب و پاتولژیکی نیست. اکثر ترس های بچه ها ریشه developmental دارن و به تبعشون عارضه هایی که ایجاد میکنن تو دوره های سنی به خصوصی شایع هستن. اینا را گفتم که اصصصصصصلا فکر نکنی خدای نکرده وضعیت حنای عزیز بغرنجه یا این مشکل فقط برای حنای عزیزه.
از محتوای کابوس ها میشه پی به نگرانی های حنا برد، ممکنه کابوس ها نیاز به تعبیر داشته باشن. مثلا یه جا تو کامنت ها گفته بودی که خواب میبینه مثلا باب اسفنجی چشم نداره و .... اینا هرکدوم نماد یه چیزه. البته نمیشه منکر این شد که مصرف انسولین موثره ولی به نظرم دلیل اصلیش میتونه اضطراب های خاص این سن باشه. کاش یه بار که تست نقاشی ازش بگیرن خوب تحلیلش را بخونین، خیلی کمکتون میکنه.
گولوی عزیز اگر دوست نداشتی این کامنت را تایید نکن.
پاسخ:
سلام اقیانوس
نمیدونی کامنت و پیغامت چقدر برای من دلگرم کننده بود
نمیتونم میزان قدردانی ام رو توی کلمات بیان کنم
امیدوارم بهترین ها برات پیش بیاد و هرگز دلت نگران عزیزانت نشه مگر به خوشی
10 تیر 1394 ساعت 04:49 ب.ظ
سلام گولو
چقد غصه ناک شدم
بدترین خاطره زندگیم مربوط به وقتیه ک0 8-9 سالم بود و به خاطر تب شدید کابوس میدیدم . یه هفته نزاشتم هیچ کس شب بخابه. از خوابیدن میترسیدم
هنوز اون کابوسامو یادمه
همه چیز خیلی بزرگ بود و من کوچیک
چیزی شبیه همینایی که حنا دیده
هنوزم خرس گنده شدم وقتی تب دارم از ترس کابووس نمی تونم بخابم
خدا حافظش باشه چقد حس بدیه کاش بعدن یادش نمونه اینا رو
پاسخ:
سلام
کابوس خر است!
منم کابوسهای بچگی ام یادمه به وضوح
10 تیر 1394 ساعت 05:20 ب.ظ
سلام گولو جون.
دیشب خواب میدیدم فرشته کوچولوى من با حنا بازى میکنه و اومدم برات بنویسم که این پستت دلمو ریشکرد.براى حناى دوست داشتنى جز دعا کارى از من بر نمیاد مهربون.

راستى تو کامنت ها دیدم که حنا مشاور داره.میشه شماره اش رو داشته باشم؟من هم براى میوه دلم دنبال مشاور میگردم.

میبوسمت نازنین گولو
پاسخ:
سلام
ای جونم به فرشته
برات ایمیل میکنم عزیزم
10 تیر 1394 ساعت 05:23 ب.ظ
حنا عزیزه.نه فقط واسه تو بلکه واسه همه ماها.من اگه دعاش میکنم .فقط همین از دستم برمیاد با امن یجیب خوندن.
من هروقت دلم میگیره قصه بوگوآلی حنا رو گوش میدم.
پاسخ:
سلام سحر
خیلی لطف داری
ممنونم

واااااااااای قصه ی بوگوآلی رو هنوز داری
خدا نکشتت
10 تیر 1394 ساعت 05:31 ب.ظ
خاله خانوم مهربان
من یه دوره ی کوتاه سنگ شناسی رفتم در دوران پارینه سنگی و همیشه به دوستان مشاوره میدم اگه خدا قبول کنه
تا جایی که یادمه این سنگ شبق که من تا حالا این اسم رو نشنیده بودم رو نباید بیشتر از ۵- ۶ روز در ماه استفاده کرد. چون باعث غصه دار شدن میشه و فشار خون رو بالا میبره و اصلا در هنگام خواب نباید حتی در اتاق باشه. من وقتی این سنگ رو داشتم همش مضطرب بودم و فکر می کردم یه چیزی میخواد پبش بیاد. خدا رو شکر خودش گم شد.

بر اساس تجربه ی من فیروزه شدیدا آرامش بخش هست ٬ من بعنوان سنگ حامی ازش استفاده می کنم . ولی چون حنای خاله دیابت داره ٬ سیترین رو برای دیابت و بعضی مشکلات جسمی دیگه توصیه می کردن.

اگه ناراحت نمیشی نظرم رو رک بگم. من به کابوس گیر اعتقادی ندارم حتی باعث وحشتم میشه . دنیای من رو محدود میکنه و حتی حس میکنم جلوی انرزی های مثبت رو میگیره.
هر چه محیط اطرافمون خلوت تر باشه باعث آرامش بیشتر میشه. ملافه یا پرده های سفید ٬ آبی کمرنگ٬ صورتی خیلی کمرنگ رو دور و برش زیاد به کار ببرین و اینکه شامش رو دیر نخوره شاید موثر باشه.
امیدوارم زودی خوابهای خوب ببینه
پاسخ:
سلام لاهیگ
سنگ شبق رو شبها موقع خواب به لباسش سنجاق میکنیم

برم ببینم سیترین چجوری و تهیه کنم
مرسی

منم به کابوس گیر اعتقاد ندارم ولی حنا داره
برای همین براش گرفتم
10 تیر 1394 ساعت 05:36 ب.ظ
سلام گولو جان
من به بچه هام می گم سه تا قل هوالله بخونین، دیگه خواب بد نمی بینید. همین بهشون اعتماد به نفس می ده. البته که بعدش هم دوباره خواب بد می بینن. اما ته دلشون گرمه که یه چیز محکم و بزرگ مرراقبشونه.
یه پیشنهاد:
خوابای حنا فانتزی هستن. شما هم باهاش بازی کنید. با مامانش برای خوابهاش بازی بسازین. مثلا وقتی میگه بشقاب حرف می زنه، ازش بخواه که بگه چی می گفته. یا اگه چی می گفت بهتر بود و اونو نمی ترسوند.
یا اگه عروسکه دست و پاشو می کنه بگین برای اینه که می خواد برای خودش دست و پای تازه بذاره .مثل آدما که لباس عوض می کنن تا خوشگلتر بشن.
از همین نوع بازی ها براش بسازین تا خودش هم یاد بگیره.

یه بخشی از روان شناسیِ خواب، در مورد کنترل خواب حرف می زنه. به آدم بزرگا پیشنهاد میده که خوابهای ناخوشایندشونو بنویسن و آخرشو عوض کنن و شب قبل از خواب از روی نوشته بخونن و اینطوری احتمال دیدن کابوس رو کمتر کنن.
امیدوارم به زودی خوابهای رویایی حنا رو برامون بنویسی
پاسخ:
سلام پروانه جان
شبیه مبارزه با لولوخورخوره توی هری پاتر!!!
هوریاااااااااااا
10 تیر 1394 ساعت 05:41 ب.ظ
گولو جان ما آدما تواناییهای خودمونو دست کم میگیریم
یکی از دوستای من هم مثل حنا از بچگی دیابت داره از هول این نوشته ات بهش زنگ زدم ، راستشو بخوای خندید و همون جمله ای رو گفت که اول نوشتم برات ، ذهن حنا به تدریج خودشو با این شرایط هم تطبیق میده
شاید خوشحالت کنه که بدونی این دوست من یه خانوم ، یه مادر ، یه همسر موفقه
حنا خیلی قوی خواهد بود دیابت واکسنی است که کنار اومدن باهاش از حنا یک انسان قوی در برابر سختی های دنیا خواهد ساخت

از قسمت دوم برچسبت دلخور شدم ، خدا برای این که چیزی را به حنا کوچولو ببخشه نیازی به گرفتن از تو نداره
پاسخ:
سلام
چقدر کامنتت زیبا و دلگرم کننده بود
ازت ممنونم که حساسیت های یه خاله ی سوسول رو درک میکنی
گاهی کم میارم و میترسم برا حنا

اون برچسب هم ناشی از همین ایمان سست منه
10 تیر 1394 ساعت 05:42 ب.ظ
با توجه به وضعیت حنا و مقابله با بیماری و البته دردهای تزریق تا حدی کابوسها عادیه

درباره درد تزریق هم اینو بگم که باید باهاش عادی برخورد کنید بدن انسان عادت میکنه و حنا الان دیگه نباید اصلا درد بکشه

قربون صدقه الکی نرین که وای بچمون درد میکشه و فلان انگار یه چیز عادیه باش برخورد کنین و اینکه درد نداره تلقین بسیار مهمه و البته خودتونم اینو باور کنید چون بچه ها فیلم بازی کردن و نگاه نگران شماها به همو میفهمن

درباره کابوس
من خودم به شدت تجربه داشتم
البته تو سنهای مختلف و اینکه روش برخورد باشو خودم یاد گرفتم :
1. تو خواب چی میبینه؟ ازش بپرسین و فقط بزارین براتون توضیح بده که چیه و دربارش حرف بزنه و شما هم فقط لبخند بزنین و ساده بگیرین و بهش بگین تو خواب هیچ چیز نمیتونه بهش صدمه بزنه

2. سعی کنین چیزهایی که میترسه رو براش خنده دار جلوه بدین تا تو خواب کم کم حس طنز به ترس غلبه کنه

3.قبل از خواب داستان یا فیلم ماجرایی عاشقانه و کودکانه ( داستانهای باربی و پریا و سیندرلا دیزینی خیلی خوبن که موزیکال هستن ) ببینه صد در صد نتیحه میده .
قبل از خواب خستش کنین مثلا بره دوچرخه سواری یا پارک
بعدش خواب راحتیو تجربه میکنه

4. این کاریه که من خودم میکنم اما یکم قدرت میخواد باید ببینی حنا خانومی میتونه یا نه .
تمرین قبل خواب: قبل از خواب با خودش تصمیم میگره یا شما بش تلقین میکنید که حنا قراره امشب یه خواب عمیق داشته باشه و هیچ کابوسی نمیبینه من برای خودم جیغ زدن و تمرین کردم که با خودم میگفتم من جیغ نمیزنم هر اتفاقی بیافته و خوبم شد م.
دومین تمرین : باید وقتی میخوابه آگاه باشه به خوابیدنش پس شما بهش میگین که حنا الان داری میخوابی و صبح ها بش میگین حنا الان بیدار شدی این باعث میشه مرز بین خواب و بیداریو تشخصی بده و تو خواب کم کم بدونه خوابه و از تصاویز ذهنی کمتر بترسه اکثرا اگه آگاه باشیم که خوابیم تصاویر ذهنی ترسناک و حتی شیرین از بین میرن .

5. مهم ترین چیز و مهمترین چیز: حنا زیر بار استرس زیادی بوده چقدر از این محیط دور بوده؟ ب
ه سفر احتیاج داره باید کلا از این محیط و آدم ها دوور باشه . مثلا برای مدتی خونه عمه دایی بمونه یا اگه بخاطر بیماری امکانش نیست تنها جایی بره یه سفر دو سه روزه بدون پدر و مادر ( مثلا با شما که آگاهی به بیماری دارین و میتونین مراقب باشین ) بره و اینکه تو کل سفر باید سرش گرم باشه و تزریق ها براش عادی جلوه کنن

میدونم میفهمم بیماری حنا برای همتون خیلی بزرگ و سخته اما بدونین در مقابل مشکلات خیلی از بچه ها حنا الان سالم و سلامته . اینو باید خودتون باور کنید براش دل نسوزونید زیادی مراقبش نباشین تا خودش هم به این باور برسه . اگه قرار باشه یه عمر با این بیماری زندگی کنه باید شیرین بپذیرتش
و حتی اگه بخواد انشالله خوب شه هم مرحله اولش پذیرشه

در ضمن بهتره دیگه باب اسفنجی نبینه
خواهر زاده منم کابوس های باب اسفنجی میدید یه مدت حتی گاهی تو بیداری ( بچه ها مرز خواب و بیداری تشخیص نمیدن حنا ممکنه خواب هاشو تو بیداریم تصور کنه) ، بعد دیگه نذاشتیم ببینه و خواب هاش خوب شد و الان دیگه باب اسفنجیم میبینه نمیترسه.
پاسخ:
سلام
خب تزریق همیشه درد داره
مثل نیش پشه که همیشه درد داره
راستش ما قربون صدقه نمیریم و براش دل نمی سوزونیم ولی سخته که میبینیم نوک انگشتای کوچولوش کبود میشه
حنا از دیابتش استفاده ابزاری نمیکنه و اصلا اینو بعنوان یه اپشن نداره خوشبختانه
در مورد سفر هم باید بگم چون سنش کمه (حنا چهار سال ست) دوری از پدر و مادر خودش یه عامل اضطرابه براش .
با خانواده مون سفر میره البته
ممنونم ازتوصیه هاتون
10 تیر 1394 ساعت 05:49 ب.ظ
خدای من این چندمین کامنته؟

دعای غریق اثر فوق العاده داره و از طرف مرحوم آیت الله بهجت سفارش شده:
(( یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ )) یا الله! ای رحمت گستر! ای مهربان! ای زیر و رو کننده دل ها! دلم را بر دینت استوار بدار.
پاسخ:
سلام
مرسی میم عزیز
کامنتها خیلی زیاد هستند
دارم کم کم تایید میکنم
خواننده ها بسیار لطف دارند
10 تیر 1394 ساعت 06:15 ب.ظ
سلام
پیشاپیش عیدتون مبارک.چیزی که برای رفع کابوس به من کمک صد در صد کرده صدقه است.شبها زیر بالشش کمی صدقه بذارید.ان شاالله که برطرف میشه.
پاسخ:
سلام
بسیار ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 06:20 ب.ظ
سلام گولو جان
من همسن حنا که بودم این مشکل رو داشتم و واقعا خوابیدن برام عذاب بود
حتی سال های بعد
اما دوست مادربزرگم گفت سوره حمد رو بخون و جای خوابت رو هم عوض کن ....(مشکل حل شد
کلا جدا از مسئله مصرف دارو که گفتی می تونه به روان حنا هم این موضوع برگرده ...شادی از مسئله ای ناراحت باشه چون طبیعتا توی روز به هر چی فکر کنیم شب خواب همون رو می بینیم
موفق باشی ...در پناه خداوند نور و مهر
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم رویا جان
10 تیر 1394 ساعت 07:01 ب.ظ
خاله مهربون اینهمه خودتو ناراحت نکن. همه چی درست میشه. باهاش بازی کنید و سعی کنید اینقدر بدوه و بازی کنه که از شدت خستگی چنان بخوابه که اصلا خواب نبینه. من طبق تجربه فکر کنم بهترین راهه. شبا ببرینش پارک.
پاسخ:
سلام نسرین جان
خوبی؟
دخترکمون خوبه؟
بروی چشم
گرچه اینا شب برن پارک رفتنشون با خودمونه برگشتنشون با کرام الکاتبین
10 تیر 1394 ساعت 07:45 ب.ظ
elahi begardam delam kabab shod:((
پاسخ:
سلام
خدا نکنه
10 تیر 1394 ساعت 08:26 ب.ظ
عزیزم.

نمیشه گفت حتما از داروهاست ،پسر منم چندی پیش میترسید از خواب ، همین که پیشش باشید و دستتون تو دستش باشه ارامش میکنه . با پزشکشم صحبت کنید و داروهای خاص بگیرید .
پاسخ:
سلام
ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 08:29 ب.ظ
گولوجان اکثر کسایی که انسولین استفاده میکنن شبها به این خاطر کابوس میبینن که قندشون میفته،کلا یکی از معیارهایی که بفهمیم یه فرد دیابتی شب ها هایپوگلایسمی میشه یا نه همینه که بپرسیم کابوس میبینه یا نه،به جز این مورد بچه هایی که توی سن کم تجربه یه بیماری رو دارن که میبینن برای اطرافیانشون ترسناک هست،چون نگرانی اطرافیان رو میبینن میترسن اتفاق بدی براشون بیفته،گولو جان بهتره با یه مشاور و رواندرمانگر کودک صحبت کنین
پاسخ:
سلام
بله همین طوره
حنا مشاور داره خوشبختانه
از توصیه ات ممنونم مهسا جان
10 تیر 1394 ساعت 09:14 ب.ظ
گولو جان نوع تغذیه شو از ساعتهای عصر به بعد خیلی کنترل کنید . غذاهای سبک بهش بدین - شیر هم نفاخه هم تشنه می کنه . شاید همون نفخ شیر هم تو خواب اذیتش می کنه - دمای اتاقش رو کنترل کنین - نمی خواد حالا حتما کارتون ببینه -فیلم های کمدی و شاد براش بذارین - فیلم های حرکات موزون !!! بذارین و خودش هم قر بده - بدنش طاقت این هوای گرم رو هم نداره . بقول قدیمی ها خنکی بهش بدین بخوره . دیگه همون تست گرفتن ها بقدر کافی بچه رو ایت می کنه عوامل محیطی دیگه اذیتش نکنن . تا کی باید تست بگیره . مگه دارو نمی خوره ؟
پاسخ:
سلام
خب مینا جان سخته بیدارش کنیم و غذا بدیم بخوره
مینا جان حنا دیابت نوع یک داره
دارو نمیخوره روزی چهار بار حداقل تست خون میده برای کنترل قند و سه تا چهار بار هم انسولین تزریق میکنه و این روند همیشه ادامه خواهد داشت
10 تیر 1394 ساعت 09:16 ب.ظ
سلام
سایت رنگی رنگی رو مخصوصن این بخش جدیدش رو بهت پیشنهاد میکنم گولویه
http://rangirangi.com/roban-abi-rangirangi/#comment-53490
پاسخ:
سلام
به به
چه عالی
ممنونم از معرفی ات
10 تیر 1394 ساعت 10:22 ب.ظ
سلام گولو جان
من محل کارم خیابون وزرا هست و موسسه گابریک تو کوچه ما هستش. هر صبح که میرم سر کار و گابریک رو میبینم چهره حنا میاد تو ذهنم. برای حنا و تموم بچه هایی که با این بیماری دست و پنجه نرم می کنن دعا می کنم گولو جان
پاسخ:
سلام شبنم
گابریک خیلی به ما کمک کرده
مرسی که بیادمون هستی
ماچ
10 تیر 1394 ساعت 10:53 ب.ظ
سلام گولو
راستش من خودم خواب زیاد میبینم خواب بد هم همینطور همش یکی دنبالمه یا تار میبینمو و... وقتی هم یه فیلم اکشن میبینم این ترس و فرار کردنه احتمالش بیشتره
کارتونای والت دیزنی براش بزارید عصرا میره تو ناخودگاهش و شبا هم خواب پرنساشو ببینه میدونم الان پیش خودت میگی .. ... نگو یا دلت خوشه ها
پاسخ:
سلام
خدا رو شکر فعلا از عصر به بعد ابدا کارتون نمیبینه
منم باهات موافقم که کارتون های والت دیسنی خوبه
ولی این وروجک مگه از باب اسفنجی دست میکشه
10 تیر 1394 ساعت 11:01 ب.ظ
گلو جانم با کامنت کامپشین کاملا موافقم.
منم دچار این مشکل بودم تا وقتی یاد گرفتم قصه ی خواب رو در دست بگیرم.
توی خواب از هرچی بترسم میگم اه این نه. یه خواب دیگه و واقعا خواب عوض میشه.

بهش بگو این کار رو بکنه. خودت هم بکن تا قدم قدم با هم برید جلو.
پاسخ:
سلام
داریم همینو باهاش کار میکینم
ممنون ریحانه جان
10 تیر 1394 ساعت 11:08 ب.ظ
گولوی عزیزم
حنایت آرام و شاد!
این یکی از نشانه های افت قند در نیمه شبه.حواست باشه جانکم
پاسخ:
سلام
بله تست قند میگیریم و حواسمون هست افت قند پیدا نکنه
ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 11:24 ب.ظ
شبها برایش آیه ی نور رابخون، کم کم خودشم یاد می گیره، درستش خوندن ۶۶ مرتبه این آیه قبل خواب ولی چشمهای دختر کوچولو زود گرم می شه،انشاالله که جواب بده،امید به خدا!
پاسخ:
سلام
همون آیه 35 سوره نور؟
چشم
خیلی ممنونم
10 تیر 1394 ساعت 11:56 ب.ظ
عزیزم این اینک رو مطالعه کن:
http://www.diabetesselfmanagement.com/diabetes-resources/definitions/nighttime-hypoglycemia/

کابوس های حنا احتمالا به خاطر افت قندش در خوابه. مطمئنم که حتما مامان گلش اکثر مواردی رو که در این لینک ذکر شده رو رعایت میکنند و تحت کنترل دارند ولی شاید یک تغییر کوچک اثر بخش باشه. ولی در هر حال روان و جسم نازنین حنا تحت فشار بوده و ممکنه که کابوس ها به اون دلیل باشه.

برای همه خانواده صبر و ارامش ارزو دارم و سر تعظیم در برابر صبر و درایت مامان حنا خم میکنم. امیدوارم خدای مهربون شادی و ارامش رو مهمون خونه قلبش کنه.
پاسخ:
سلام النئورا
بشدت از ت ممنونم
خیلی خیلی زحمت کشیدی و حسابی شرمنده ام کردی
10 تیر 1394 ساعت 11:57 ب.ظ
ای دا دا روودوم
خواهرم اینجوربود گفتن زیرسرش اهن خالص بذارید یا اهن داغ روش بچرخونید مثل اسفند
ی چیز دیگه ی مدت باسم مذهبی صداش کنید فاطمه زهرا فضاوحال وهواش عوض میشه انرژی مثبت جریان پیدا میکنه
پاسخ:
سلام
ممنونم
دوست نداره با اسم دیگه ای صداش کنیم
مشاور گفته حتی با اسم عزیزم و عشقم و اینا هم صداش نکنیم
11 تیر 1394 ساعت 12:24 ق.ظ
به حنا بگو خودش بخدا بگه دلش نمى خواد کابوس ببینه.خدا روى بچه ها رو زمین نمى زنه
پاسخ:
سلام
پرژین گل کامنتها رو گفتی

خدا روى بچه ها رو زمین نمى زنه
11 تیر 1394 ساعت 12:38 ق.ظ
سلام گولو جان

نمی دانم آدم فقط توی بچگی اینقدر کابوس می بیند یا اینکه در بزرگی هم کابوس می بیند ولی بلانسبت پوستش کلفت تر می شود!
با اینحال یادم نرفته کابوس های بچگی را و ترسش را، خوب است که نمی گویید نه مهم نیست، خواب است و ... ترس کودک جدی ست و باید جدی گرفته شود تا حس امنیت کند. چقدر خوب است که آغوش امن تو و مادرش همیشه به روی او باز است
پاسخ:
سلام
فکر میکنم توی بچگی چیزهای ترسناک بیشترن
بزرگ که میشیم به قول خودت پوستمون کلفت میشه
11 تیر 1394 ساعت 12:40 ق.ظ
سلام گولو جان شاید این مشکل حنا مقطعی باشه نگران نباش من دو تا بچه دارم که هر دو یه مدت قبل از سن دبستان همینجوری شده بودن و شبها خوابای بد میدیدن و من نمیدونستم باید چیکار کنم ولی حل شد . دخترم که اون موقع مهد میرفت هر شب خواب میدید که داره یه نقاشی رو رنگ میکنه و رنگ از اون قسمتی که باید رنگ بشه بیرون میاد مثلا از گلبرگ یه گل ، خانومی که شما باشی نصف شب جیغ و داد که نقاشیم خراب شد و ما باید تا صبح کنارش مینشستیم که دوباره خواب بد نبینه
پاسخ:
سلام
ای جووووونم
مسلما یه قسمت کابوس دیدن اقتضای سن بچه ست
مرسی
11 تیر 1394 ساعت 12:51 ق.ظ
دوباره سلام، من الان فکرم مشغول این موضوع شده دارم سعی میکنم عوامل مرتبط با این مشکل رو پیدا کنم. به غیر از اون لینک در کامنت قبلی یک احتمال دیگه هم میدم:

خواب دیدن یکی ازعوامل تضمین کننده سلامت جسمی و روانیه ادمه. همه ما در طول شب خواب میبینیم. از نظر برخی از محققین رویاها مثل زباله دان روانی ادمها هستند. مغز در طی روز اطلاعات زیادی دریافت میکنه و سعی میکنه این اطلاعات رو به هم مرتبط و یا طبقه بندی کنه. در این بین ضایعات هم تولید میشه مثلا اطلاعاتی که ارتباط منطقی به هم ندارند این دسته از اطلاعات در زمان خواب از مغز بیرون ریخته میشن. برای بهتر متوجه شدن این نظریه آثار سالوادور دالی رو ببینید که به تصویر گر رویاها معروفه. نقاشی های دالی وحشتناک نیستند ولی دقیقا به دلیل بی ربط بودن عناصر موجود در اونها دیدنشون یک حس ناخشایند دلهره به ادم میده، کمی شبیه به خواب های حنا، بشقابی که حرف میزده یا پاتریکی که چشم نداشته.
همون طور که گفتم همه ادمها این خوابها رو میبینند ولی بعضی ها در زمان بیدارشدن اونها رو به یاد دارند و بعضی ها به یاد ندارند. تفاوت این دو دسته در کیفیت خواب اونهاست. این مکانیسم دفع زباله در بهترین حالت زمانی صورت میگیره که ادم در عمیق ترین مرحله خواب قرار داره و درنتیجه چیزی حس نمیکنه یا به عبارتی خوابی نمیبینه ولی اگر این خوابش به حد کافی عمیق نشه و یا قطع بشه اون موقع ست که متوجه مکانیسم پاک سازی میشه و به عبارتی کابوس میبینه.
حالا برگردیم به حنا، شما گفتید که در طی شب دو یا سه با قندش تست میشه این یعنی خواب حنا چندین بار قطع میشه اونم با محرک درد و حنا نسبتا هشیار میشه. در ضمن در خواب شیر هم میخوره که اون هم سطح هشیاریش رو تو خواب بالا میبره. یعنی گل دختر اختمالا فرصت نداره که مدت طولانی در سطح عمیق خواب بمونه و این یعنی ضمینه برای کابوس دیدن. علاوه بر اون هشیاری مغز با محرک درد در طول خواب و همچنین اثرات بیماریش این مساله رو تشدید میکنه.
من نمیدونم که قند حنا چقدر نوسان داره ولی اگر الان در حالت ثباته شاید بهتر باشه تست قند رو به یک بار در شب کاهش بدین و شیر شب رو اسنک قبل از خواب جایگزین کنید. با پزشکش مشورت کنید امیدوارم درکتون کنه و سعی کنه کیفیت زندگی رو برای حنا بهتر کنه.
عذر میخوام از کامنت طولانی امیدوارم کمی بتونه کمک کنه به حنا و شما :)
پاسخ:
سلام
من قبل از هر چیزی ازت بسیار ممنونم که اینهمه زحمت کشیدی و برای من نوشتی
واقعا قدردان هستم
اگر کابوسهاش ادامه دار بشن باید همین کار رو انجام بدیم و بذاریم خوابش وارد REM بشه
11 تیر 1394 ساعت 01:01 ق.ظ
سلام گولو
والا من هیچ تجربه ای تو این مورد ندارم خودم خوابهای بد دیدم انقدر بد ک سالها تو ذهنم مونده
ولی میگم اگه قبل خواب حسابی خستش کنید مثل بازی های دویدنی یا بازی ک شادش کنه مثل رفتن ب پارک
نمیدونم شاید جواب بده دعا میکنم براش
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم مهربونک
اینم اگر ماه رمضون امون بده امتحان میکنیم
11 تیر 1394 ساعت 01:52 ق.ظ
پست بالا رو دوست داشتم گولو جان...
پاسخ:
سلام آبی وار
11 تیر 1394 ساعت 05:20 ق.ظ
سلام
آخی قندش افت میکنه.حتما به فکر هستید و دنبال راه حلش.از ما فقط دعا برمیاد.الهی به حق این ماه عزیز و شبهای قدرش خودت هواشو داشته باش تا شادتر باشه.(همیشه خاموش باهاتم گولوجان)
پاسخ:
سلام
بله شیر میخوره شبها که افت قند نداشته باشه

ممنونم زهره جون
11 تیر 1394 ساعت 09:14 ق.ظ
سلام برای حنا کوچولو و تمام بچه ها دعا میکنم... حالت رو درک میکنم منم خاله ای هستم که تو روزهای سخت بمباران شهرمون حاضر نبودم جایی بریم چون خواهر زاده هام هم میرفتن یه شهر دیگه و من تحمل دوری اونها رو نداشتم خدا رو قسم میدم به حق کریم اهل بیت که عافیت و سلامتی به حنای عزیز کرامت کنه الهی یا حمید به حق محمد یا عالی به حق علی یا فاطر به حق فاطمه یا محسن به حق حسن یا قدیم الاحسان به حق حسین
پاسخ:
سلام
الهی امن
ممنونم شهناز جان
11 تیر 1394 ساعت 09:30 ق.ظ
شاید طبیعی باشه و اقتضای سنش.
من خیلی شنیدم این موضوع رو حتی تو بچه های 8 سال و اینها
شاید قسمتی از مراحل رشدشون باشه و مقطعی
ایشاله که زود بگذره
پاسخ:
سلام
بله تا یه حدی اش بخاطر سنشه
یه حدی اش هم حساسیت من
یه خورده هم تزریق ها
11 تیر 1394 ساعت 09:36 ق.ظ
سلام من تازه واردم البته چند روزی هست که گذری به پست های شما داشتم . خوب میشه نگرانش نباشید اگه شاد بخوابه تا صبح راحت میخوابه . یه شعر کودکانه یه نقاشی با هر چیزی که دوس داره. من هم برادرزاده ای دارم که 5 سالی داره و دیابتیه و میدونم چه حالی داری . خدا همه مریضها رو شفا بده مخصوصا بچه ها.
پاسخ:
سلام
خوش اومدی به این خونه
الهی امن
متاسفم که برادرزاده ات دیابتیکه
امیدوارم تو زندگی موفق و بشاش باشه
11 تیر 1394 ساعت 11:19 ق.ظ
سلام گولوجان . اگه قابل باشم حتما برای حنای نازنین دعا می کنم .انشااله که درست میشه
پاسخ:
سلام تارای عزیزم
خیلی ازت ممنونم و به دعات امیدوارم
11 تیر 1394 ساعت 11:19 ق.ظ
سلام خاله پایای مهربون
دعا می کنم دعا می کنم دعا می کنم خدا به تو حنای تو آرامش بده. آرامش تو خواب و بیداری.
حنا خیلی خوشبخته که تو رو داره. تو هم خیلی خوشبختی که حنا رو داری.
این کابوسها تموم میشن گولوی من. زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی.
پاسخ:
سلام شیرین عزیزم
خیلی لطف داری
خیلی خیلی خیلی ممنونم
11 تیر 1394 ساعت 12:56 ب.ظ
سلام گولوجان.
چقدر مادرانه حرف زده ای . خدانکنه ادم اشک بچه ها رو ببینه .قشنگ حست رو گرفتم انگار صادق خودم اشک ریخته باشه ... یهو ادم قلبش می ریزه ...حاضره همه دردا و غمای دنیا رو بکشه ولی بچش شاد باشه ...طفلک نازم حنا

صادق منم زیاد کابوس می بینه . همیشه تو بغل خودم می خوابه و خیلی براش توضیح میدم که اونا خوابن و الکی ان و ... یه وقتایی اصلا نمی خواست بخوابه می گفت می ترسم کابوس ببینم . منم خیلی برام تلخ بود که بچم نخوابه و من خوابم ببره کلی براش آیه الکرسی خوندم الان خوب شده خداروشکر ... ولی گهگاه هست. انشالله آیه الکرسی موثره . فیلم و کارتون و خبرای وحشتناک هم موثره تو کابوس دیدناشون
پاسخ:
سلام
خب حنا مثل بچه خودمه
صادق چطوره؟
هنوزم وسط جنگل بازی جو میگیردش؟
انقده خندیدم به این کارش

این که میگن نمیخوان بخوابن چون میترسن خواب ببینن خیلی ادمو اذیت میکنه
شاد باشن این عزیز دلها
11 تیر 1394 ساعت 03:25 ب.ظ
انشاالله که زودتر کابوسها از خواب حنا تشریف ببرن اما چندتا نکته که من تجربه کردم درباره پسرام
اولا سن حنا سن رویا وکابوس تو خوابه حتی اگه انسولین نمیگرفت هم کابوس شبانه سراغش میومد
قران وایت الکرسی وچهارقل خیلی خوبه من قبل از خواب با خود بچها میخونم وخودشون هم باور دارن که کلمه های قران بهشون کمک میکنه
درباره کاراکترای کارتونی پسرای من خواب بن تن وبا ب اسفنجی را با هممیدیدن وقتی داره کارتون میبینه یه بوی خوش ملایم تو محیط باشه. یه خوش بو کننده اسطوقدوس یا حتی گل محمدی یا عودی با بوی ملایم شب موقع خواب همون بو تو اتاقش یا محیطی که میخوابه باشه وقتی بچها ازخواب میپرن تقریبا هیچ کدوم از حواس پنجگانه کار نمیکنه مارا خوب نمیبینن صدامونم نمیشنون ولی اون بوی خوش را حس میکنه من خودم از خوشبو کنتده گل سرخ استفاده میکردم خیلی خیلی کم بنظرم کمک کننده بود
ومهمتر از همه مامان همیشه باید حاضر باشه من قبل از خواب به بچها میگم فکراتون را بدین به من سرم رابه سرشون میچسبونم موقع قصه اگه نکته وحرفی بزنن که حس کنم میتونه کابوس بشه وتو فکرشون میمونه با شوخی ویخورده فیلم بازی کردن میگم اون فکرا بدین تو مغز من یجور بازی که منحرف بشن از موضوع
هر بچه ای با شیوه های اختصاصی خودش راهنمایی میکنه چکار کنیم چجوری کمکش کنیم
ولی درکل دوره های کابوس تاحد زیادی به سن مدبوط میشه
پاسخ:
سلام نوا جان
ممنونم از توصیه ات
حتمن امتحان میکنیم
11 تیر 1394 ساعت 04:59 ب.ظ
پاسخ:
سلام
11 تیر 1394 ساعت 05:03 ب.ظ
سلام خاله ی مهربون
خیلی غمگین شدم از این پست و جواب کامنتا
من اعتقاد دارم که برای اکثر مشکلات دلایل عمیق تر و باطنی هست که ماورای ماده اند + دلایل مادی ظاهری. مثلا شاید دلیل مادی و ظاهری کابوسها کاهش قند خون حنا تو خوابه ولی وقتی حنا مشاور داره، هرکاری از دستتون بر اومده انجام دادین تا قندش تو خواب افت نکنه و بازم کابوس میبینه، شاید یه سری دلایل عمیق تر داره. مثلا فرض کن شاید جو خونه برای روحش آروم نیست و این آروم نبودن میتونه باعثش چیزای کوچیک باشه مثلا کارتونها و بازیهای خشن یا استرس زا یا آهنگی که غناست و روحشو درگیر میکنه. وقتی آهنگ روی جنین تاثیر میذاره و تاثیرش عکس تاثیر صدای تلاوت قرآنه، روی ناخوداگاه حنا هم میتونه تاثیرگذار باشه و چون حنا تردتر و شکننده تره جسمش، میتونه تاثیرش بیشتر حس شه.

به نظرم خوبه در کنار پیدا کردن راه حل برای دلایل ظاهری و پزشکی، دو تا کار دیگه هم کرد. یکی اینکه سعی کنیم دلایل عمیق و ناخوداگاه رو پیدا کنیم و رفعشون کنیم. و دوم اینکه راه حلهای ماورایی و عمیق آرامش بخش رو اجرا کنیم.
و کلا چیزایی که تاثیر منفی دارن و جو خونه و روح انسان رو متشنج میکنن چیزای ناپاکی ان برای روح آدم پس خلاصه اینکه سعی کنیم محیط پاک و خالی از گناه باشه.
و از طرف دیگه چیزای آرامش بخش و محافظ هم تو احادیث هستن. مثلا صدای قرآن توی خونه بیاد یا قبل از خواب با هم سورا های کوچیکی که بلده رو بخونین، آیت الکرسی و چهارقل بخونی براش، گاهی ببریش جاهایی ک انرژی مثبت و آرامش زیادی داره مثل مساجد، دعا کنی، ...
ما هممون براش دعا میکنیم گولو جان. ببخش که کمک دیگه ای از دستم برنمیاد
پاسخ:
سلام رسوب عزیز
ممنونم از این کامنت کامل و عالی
بله خودمون هم به این فکر کردیم
و داریم تلاش میکنیم تا عوامل احتمالی رو بشناسیم و حذف کنیم

برای فرشته مون قران و موسیقی میذاری؟
باهاش حرف میزنی؟
دلم غنج میره
11 تیر 1394 ساعت 06:14 ب.ظ
ظاهرا یه وسیله هست که با دست درست میشه به اسم دریم کچر ، که اعتقاد دارن کابوس رو دور میکنه ، پیچ و مهره ها عاشق میشوند مفصل در موردش نوشته ، توی وبلاگ اونا خوندم گفتم کاملا با مشکل حنا جون مرتبطه ، ایشالا خیلی زود حنا جون دوباره با اشتیاق میخوابه .
پاسخ:
سلام
دریم کچر همون کابوس گیره که توی متن هم اسم هم لینکش هست عزیزم
البته پایه علمی نداره فقط قوت قلب میده
حنا پنج تا کابوس گیر داره
11 تیر 1394 ساعت 07:29 ب.ظ
سلام گولوهه، میگم نمیشه وقتی میخواین تست قند بگیرین-اگه دردش میادا- بیدارش کنین؟ اگه فکر میکنی واسه درد اونه خب اگه بیدار بشه شاید تو خواب اذیت نشه چون میدونه مال چیه دیگه...ها؟
البته پایه علمی نداشت، از صبح داشتم فکر میکردم در راستای کمک چه پیشنهادی میشه داد، این اومد:دی
پاسخ:
سلام عزیزم
شبی دوبار بیدارش کنیم که بگیم بیا درد بکش؟

عاشقتم یعنی

معرکه ای بچه جونم
مرسی که بفکر هستی
ماچ
11 تیر 1394 ساعت 10:29 ب.ظ
سلام گولو ،
عزیزم حنا نمیشه یه جوری نشونش بدین که اگه این اتفاقا تو عالم واقعی بیوفته چیزی نمیشه؟ مثلا یه عروسک باب اسفنجی چشم ندار؟؟ شاید ترسش کمتر بشه ؟؟

من قابل نیستم ولی تنها کاری که از دستم بر میاد دعا کردن
پاسخ:
سلام مریم گلم
از حس عدم امنیتش میترسه
و بلد نیست توضیح بده
شما روی چشم من جا داری
11 تیر 1394 ساعت 11:32 ب.ظ
گولو جانم..من خوب میفهمم چی میگی..منی که از نوزادی دخترکم درگیر عفونت ادراری و انتی بیوتیک و اسکن و....بودم تا الان که بعد از چهارسال و نیم کارش به جراحی کشیده....اینقدر با هر شبی که انتی بیوتیک دادم و هر ازمایشی که منتظر جوابش بودم و هر تزریق و هر....عذاب کشیدم که الان دیگه رسما به جنون رسیدم....الهی بمیرم برای دل مادرش و خاله ای که مثل یه مادر براش...ولی عزیزکم همه این تلخی ها به هر سختی که هست میگذره...برات دعا میکنم ..و ازت می خوام برای منم دعا کنی...
پاسخ:
سلام پریوش
ای جانم
چقدر سخت
خدا سلامت دخترک رو زودتر و به بهترین نحو بهت هدیه کنه عزیزم
برای هم خیلی دعا کنیم
12 تیر 1394 ساعت 09:38 ق.ظ
چهار قل رو بخونید موقع خوابش و یا به شیش جهتش توحید رو.. تا هیچ آزاری نبینه.. دلم بدرد اومد...بحق این ماه عزیز خدا کمک کنه.. طاعاتتونم قبول..راستی مدام معوذتین رو بخونید..دست بذارید رو قلبش و بخونید..
پاسخ:
سلام
اینو یادمون نبود
مرسی صحرا جان
خیلی ارت ممنونم
12 تیر 1394 ساعت 09:46 ق.ظ
سلام
اولش بغض کردم خیلی مخصوصا با دیدن عکس معصوم و قشنگش ولی بعدش یادم اومد که دختر خودمم که زیاد کابوس میبینه !چرا عادت کردیم سریع دل بسوزونیم !

عزیزم کاش همه یه خاله مثل تو داشتن باور کن عاشق اینهمه احساس ناب خالگیتم (!)
جالبه که دختر من دقیقا بعد دیدن کارتونای زمان خودمون که از شبکه های مختلف پخش میشد کابوس میدید !! مثل شمشاد شجاع یا هاچ زنبور عسل ! نمیدونم ما چه موجوداتی بودیم که اینا رو میدیدمو لذتم میبردیم ولی بین خودمون باشه من هنوزم وقتی تیتراژ هاچ رو میبینم ترس ورم میداره ، خلاصه اینکه گولوی مهربونم این چیزا تو همه ی بچه ها هست شاید یه درصدیش مال مشکل شیرینش باشه ولی نود درصدش عمومیه ،راستی من یه بار که برای مادربزرگم این قضیه رو گفتم پیشنهاد دادن که روی سوره یاسین آب بریزم و بدم اون آبو بخوره ، و میدونم که نباید جو سازی کنم ولی دیگه ترسش ریخت ، در ضمن اون راهکار نقاشیه کامشینم خیلی جواب میده ،دخترم آدمکایی با سرای گنده و چشمای خالی و بزرگ می کشید و ما هم با تعریف الکی از نقاشیش سعی میکردیم اون تابو رو بشکنیم
برای اولین بار خیلی پرحرفی کردم !حس کردم حنا دختر خودمه به همون عزیزی
پاسخ:
سلام ماری
راست میگی
کابوس بین بچه ها مشترکه
منتها همونجور که گفتم چون حنا تزریق داره و افت قند هم یه معضل دیگه ست ، این کابوسها بیشتر شده اند
منم که خاله و کم طاقت و دل نازک
ما ابدا به روش نمیاریم که بخاطر دیابت با بقیه فرق داره
ولی پرسیده بود مامان بقیه بچه ها هم امپول نمیزنن خواب بد می بینن؟
حالا مامانش اندازه من حساس نیستا
من کولی ام !!!

ما که اعجوبه بودیم
برنامه های تلویزیون اون موقع رسمن دهشتناک بود!
مرسی بازم
12 تیر 1394 ساعت 11:56 ق.ظ
سلام.الهی بمیرم واسه تنهاییاش تو خواب.دلم ی جوری شد.متاسفانه هیچ راه حلی ندارم.فقط بلدم بسپرمش به خدای مهربون بچه ها که ازش بیشتر مراقبت کنه. شرمنده
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم
به دست خوب خدایی سپردی و همین عالیه
12 تیر 1394 ساعت 12:12 ب.ظ
سلام گولوجانم. خوبی؟ نگران حنای عزیز نباش! این یک مرحله از بزرگ شدن. تو چهارسالگی درِ جدیدی از زندگی به روی کودک گشوده میشه که مسلما سختی ها و خوبی های خودش رو داره. برنامه ها و مسایل روزانه مسلما تاثیر دارند ولی خوب نمیشه از زندگی حدفشون کرد تا کودک آزرده نشه. خودش به رشد روحی کودک حسابی کمک میکنه. پس نگران نباش.
ولی خوب میفهممتت. آدمی هست و دلی نازکتر از برگِ گل، کوچکترین ناراحتی عزیز آدم، دل رو ریش ریش میکنه.
شاد باشی نازنین. همیشه دعاگوی خودت و عزیزانت هستم
پاسخ:
سلام سوفی جان
بله مشاورش هم گفت که اقتضای سن هم هست
منتها حنا هر شب دو سه بار درد میکشه بخاطر تزریق
و خب تو بیمارستان هم مدام رفت و امد داره
اینش باعث شد یه کم بیشتر از اونچه که باید حساس بشم
منم خاله ام و دل نازک

سوفی ازت ممنونم حرفت بهم قوت قلب داد
12 تیر 1394 ساعت 01:18 ب.ظ
گولو جان
یکی از فامیلای ما بچه شون دیابت داشت مامانش شبا بهش عسل میداد ؛ نصفه شب بیدارش میکرد به اندازه یه قاشق عسل بهش میداد که قندش بیاد بالا
نمیدونم چقد درست بوده کارش ولی اگه شیر بهش میدین شیر عسل بدین شاید قندش نرمال شه ؛ البته اگه دکترش اجازه میده
پاسخ:
سلام
شیربا عسل کم میدیم
مرسی از توصیه ات
( تعداد کل: 114 )
   1       2    >>
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.