این روزها- این زورها

18 بهمن 1390 ساعت 03:08 ب.ظ

سردرد و بی حوصلگی و محیط کارگند و همکارهای زیرآب زن و هوای سرد که تا مغز استخوان نفوذ میکند و دلتنگی و دلتنگی و دلتنگی.

دمغم.انگار یک نفر حالم را گرفته باشد. دلخورم. انگار از غریبه ای کینه داشته باشم.خسته ام. دلم خواب میخواهد.خوابی سنگین،طولانی،بی رویا.

زندگی سخت شده.فشار می آورد.انگار کن سگی که بخواهد هسته ی هلوئی را دفع کند.